موازنه اراده در برابر ابزار؛ تحلیل سناریوهای تقابل و نقش بازیگران منطقه ای

21 بهمن 1404 - خواندن 2 دقیقه - 16 بازدید

موازنه اراده در برابر ابزار؛ تحلیل سناریوهای تقابل و نقش بازیگران منطقه ای

چکیده:

این یادداشت به بررسی تضاد میان دکترین نظامی ابزارمحور ایالات متحده و استراتژی دفاعی زمین محور ایران می پردازد. همچنین با نگاهی به واقعیت های ژئوپلیتیک، نقش بازدارنده کشورهای حاشیه خلیج فارس را به دلیل تضاد منافع با جایگزین های احتمالی ناسیونالیستی، مورد واکاوی قرار می دهد.

متن اصلی:

ارتش ایالات متحده بر پایه سه اصل نظم کلاسیک، برتری تکنولوژیک و مدیریت افکار عمومی بنا شده است. اما تجربه تاریخی ثابت کرده است که جنگ ها شاید در هوا رصد شوند، اما قطعا در «زمین» به پایان می رسند. برتری هوایی در جغرافیای ایران با چالش «پدافند غیرعامل» و «لانچرهای سیار» روبروست که می تواند جنگ را به مسیری فرسایشی و پرهزینه بکشاند.

علاوه بر لایه نظامی، قدرت نفوذ معنوی و ظرفیت فعال سازی عملیات های «آتش به اختیار» در سطح بین المللی، لایه ای از بازدارندگی را ایجاد می کند که سیستم های امنیتی کلاسیک قادر به رصد کامل آن نیستند؛ چرا که اقدامات فردی بر پایه انتخاب و اعتقاد، پیش بینی ناپذیرند.

در لایه دیپلماتیک، برخلاف تصورات رایج، کشورهای حاشیه خلیج فارس و جهان عرب، نظام فعلی ایران را به جایگزین های ناسیونالیستی (مانند احیای تفکر شاهنشاهی) ترجیح می دهند. یک ایران ناسیونالیست با ادعاهای تاریخی، تهدیدی جدی تر برای هویت و امنیت ملی کشورهای عربی است. لذا، این کشورها به جای همراهی با گزینه نظامی آمریکا، به دنبال حفظ وضعیت موجود و خنثی سازی تهدیدات از طریق راهکارهای سیاسی هستند تا از فروپاشی نظم منطقه ای جلوگیری کنند.

نتیجه گیری:

تقابل با ایران فراتر از یک درگیری نظامی ساده است؛ این نبرد با جغرافیای مسلح، شبکه انسانی جهانی و موازنه قدرت منطقه ای گره خورده است که در آن، برتری ابزاری لزوما به معنای پیروزی نهایی نخواهد بود.