ارزیابی تعالی فرصت یادگیری یا نمایشگاه مستندات؟

21 بهمن 1404 - خواندن 2 دقیقه - 179 بازدید

هر سال، وقتی روز ارزیابی تعالی فرا می رسد، یک نمایش تکراری آغاز می شود. از نیمه ماه، دفاتر پر می شوند از مستندات تازه؛ بعضی از آنها تنها برای خالی نبودن دست و پا ساخته شده اند و برخی هم با آموزش ها و مشاوره های ویژه، آماده می شوند تا مرحله ارزیابی را «گذر دهند».

در روز ارزیابی، تلاش ها متمرکز می شود بر قانع کردن ارزیابان با الفاظ و ارائه های نمایشی که سازمان نمونه ای از تعالی است؛ گاهی موفق می شوند و حس رضایت کاذب جایگزین اصلاح واقعی می شود. گویی مهم ترین دستاورد، قانع کردن دیگران به جای یادگیری و بهبود واقعی است.

با این حال، حقیقت متفاوت است: ارزیابان حرفه ای، دقیق و قابل اعتماد، حتی یک جلسه حضورشان برای سازمان، یک فرصت آموزشی و بازاندیشی واقعی است. آنان سازمان هایی را که حقیقتا دنبال رشد و تعالی هستند، به سمت اصلاح فرآیندها، فرهنگ سازمانی و بهره وری پایدار هدایت می کنند؛ چیزی که هیچ سند دست ساز و ارائه نمایشی جای آن را نمی گیرد.

اگر ارزیابی تنها در نمایش و مستندات ساختگی خلاصه شود، تبدیل به یک بازی تکراری و سطحی می شود. سازمان هایی که فراتر از این صحنه های ظاهری حرکت می کنند، می دانند تعالی واقعی یعنی تغییر واقعی، مستمر و اثرگذار؛ نه صرفا گرفتن مدرک، نشان یا جایزه.

در نهایت، این یادداشت دعوتی است به تامل: آیا ما دنبال تعالی واقعی هستیم یا صرفا ظاهر موفقیت را می سازیم؟ آنچه باقی می ماند، نه رتبه و نشان، بلکه تاثیر مستمر بر عملکرد، منابع انسانی و جامعه است که سازمان را فراتر از روز ارزیابی ماندگار و اثرگذار می کند.


 بهمن علی بخشی