آسیب شناسی دگردیسی در نهاد هیئت: از مناسک تراز تا «سیاست زدگی سکولار» یک تحلیل انتقادی بر انحرافات کارکردی و محتوایی در عزاداری های معاصر

22 بهمن 1404 - خواندن 6 دقیقه - 35 بازدید



چکیده
نهاد «هیئت» در تاریخ شیعه، همواره به عنوان یک سازمان مردم نهاد مذهبی، کارکردی دوگانه داشته است: حفظ شعائر عاطفی (شور) و ترویج معارف عقلی (شعور). با این حال، مشاهدات پدیدارشناسانه در دهه های اخیر حاکی از ظهور جریانی است که می توان آن را «هیئت پسا-سنتی» یا «هیئت کالایی شده» نامید. این نوشتار با بازتعریف مفهوم «امر سیاسی» در بستر مناسک، استدلال می کند که هرگونه خروج هیئت از مدار قرآن، عترت و عقلانیت فقهی—چه به نفع قدرت، چه به نفع ثروت و چه به نفع لذت—نوعی «سیاست بازی انحرافی» است.

۱. مقدمه: بحران اصالت و تغییر پارادایم
عزاداری سیدالشهدا (ع) در ذات خود یک حرکت سیاسی است؛ اما سیاسی به معنای «احیای عدالت و مبارزه با ظلم». آنچه امروز مورد نقد است، «سیاست زدگی» (Politicization) به معنای بهره برداری ابزاری از امر مقدس است. متن پیش رو تلاش دارد تا با کالبدشکافی دقیق، نشان دهد چگونه جایگزینی «هدف» با «وسیله»، هیئت را از یک «مدرسه انسان ساز» به یک «بنگاه معاملاتی» یا «باشگاه تخلیه هیجان» تبدیل کرده است.

۲. اقتصاد سیاسی مناسک: کالایی شدن امر قدسی
نخستین لایه انحراف، ورود منطق بازار به ساحت عزاداری است. در این فرآیند، هیئت از یک «عمل عبادی خالص» به یک «پروژه اقتصادی» تقلیل می یابد.

۲-۱. برندینگ و سلبریتی سازی
در این مدل، مداح دیگر یک ذاکر مخلص نیست، بلکه به یک «سلبریتی مذهبی» تبدیل می شود. هیئت ها به جای تمرکز بر محتوا، بر روی «برند شخصی» مداح سرمایه گذاری می کنند. رقابت بر سر سیستم های صوتی چند میلیاردی، دکورهای تجملاتی و کلیپ های استودیویی، نشان دهنده غلبه «فرم سرمایه دارانه» بر «محتوای زاهدانه» عاشوراست.
* **تحلیل:** زمانی که عزای حسین (ع) دستاویزی برای کسب **«منزلت اجتماعی» (Social Status)** و انباشت ثروت شود، ماهیت قدسی آن فرو می ریزد و آنچه باقی می ماند، پوسته ای مذهبی با باطنی کاملا مادی (سیاسی/اقتصادی) است.

۳. استحاله فرم: ظهور «مذهب عامه پسند» (Pop-Religion)
یکی از شدیدترین انتقادات وارده، تبدیل فضای هیئت به فضاهایی شبیه به کنسرت های موسیقی یا کلاب های شبانه است (استعاره دیسکو و کاباره).

۳-۱. غلبه ریتم بر لوگوس (کلمه)
در هیئت تراز، «شعر» و «مفهوم» محوریت دارد. اما در هیئت های انحرافی، **ریتم و ضرباهنگ** (BPM بالا) اولویت می یابد. استفاده از سبک های موسیقی پاپ، تکنو و حتی اقتباس از ترانه های غربی، باعث می شود مستمع به جای «تامل در مصیبت»، دچار «تخدیر موسیقایی» شود.
۳-۲. صنعت سرگرمی (Entertainment Industry)
وقتی شیوه های نوین سینه زنی با چاشنی «طرب» (سبکی و وجد کاذب) همراه می شود، مرز بین «عزاداری» و «لهو و لعب» مخدوش می گردد. در اینجا هیئت کارکردی مشابه دیسکو پیدا می کند: **تخلیه انرژی و هیجانات سرکوب شده جوانان تحت لوای مذهب.** این رویکرد، اگرچه جمعیت را جذب می کند، اما این جذب، نه بر اساس «معرفت دینی» بلکه بر اساس «لذت جویی معنوی» است.
* **نتیجه:** این نوع هیئت، سیاسی است؛ زیرا دین را تحریف می کند تا مشتری جذب کند و بقای خود را از طریق سکولار کردن مناسک تضمین نماید.

۴. ابزارانگاری ایدئولوژیک: هیئت به مثابه بلندگوی قدرت
بخش دیگری از انحراف، تقلیل هیئت به یک نهاد بوروکراتیک یا رسانه حزبی است.

۴-۱. پدافند شعاری و مرگ استقلال
هیئت باید حامی «حق» باشد، نه لزوما توجیه گر تمام افعال یک نهاد خاص نظامی یا سیاسی. زمانی که تریبون هیئت صرفا به تکرار شعارهای رسمی و بخشنامه ای تبدیل شود (پدافند شعاری)، هیئت استقلال هویتی خود را از دست می دهد.
۴-۲. دولتی سازی دین
این رویکرد باعث می شود که مخاطب، هیئت را نه به عنوان پناهگاه معنوی، بلکه به عنوان شعبه ای از نهادهای قدرت ببیند. نتیجه این امر، ریزش مخاطبانی است که منتقد وضع موجود هستند اما محب اهل بیت اند. این «سیاسی کاری» باعث ذبح شدن «فراگیری کشتی نجات حسین (ع)» به پای منافع جناحی می شود.

۵. بحران معرفتی: تقابل با عقلانیت و مرجعیت
خطرناک ترین لایه انحراف، جدا کردن هیئت از بدنه فقاهت و روحانیت اصیل است.

۵-۱. مرجعیت زدایی و توهین به علما
برخی هیئت های نوظهور با ایجاد دوگانه کاذب «عشق vs عقل»، به تخریب جایگاه مراجع و علمای دین می پردازند. این جریان با ترویج شعارهای احساسی و بی مبنا، سعی دارد خود را مفسر انحصاری دین معرفی کند. توهین به علما در هیئت، نشانگر نفوذ یک جریان سیاسی مخرب است که می خواهد نظارت فقهی را از سر هیئت بردارد تا انحرافات خود را توجیه کند.


۵-۲. نئوصوفیسم و فرقه سازی
ترویج حرکات صوفی گرایانه (مانند لطمه زنی های افراطی، برهنه شدن های غیرمتعارف، ذکرهای بی معنا و حرکات موزون دسته جمعی) تلاشی برای جایگزینی «شریعت» با «طریقت های ساختگی» است. این هیئت ها با حذف «واجبات و محرمات» و تمرکز صرف بر «محبت افراطی و غلوآمیز»، عملا یک فرقه سیاسی-اجتماعی جدید درون شیعه می سازند که خروجی آن انسان متعهد نیست، بلکه انسانی مسخ شده است.

۶. معیار سنجش: قرآن محوری در برابر انحراف
بر اساس دکترین اصیل شیعی، مشروعیت هر هیئت با شاخص «ثقلین» (قرآن و عترت) سنجیده می شود.

* **هیئت سکولار/سیاسی:** هیئتی است که در آن شور بر شعور غلبه دارد، مداح بر سخنران مقدم است، و خواب و رویا جایگزین آیات و روایات می شود.
* **هیئت تراز:** هیئتی است که خروجی آن «عبد خدا» باشد، نه صرفا «گریه کن حرفه ای». اگر هیئتی نتواند نماز اول وقت، اخلاق حسنه و بصیرت سیاسی (شناخت حق از باطل) را در مخاطب ایجاد کند، گرفتار بازی های سیاسی و نفسانی شده است.

۷. نتیجه گیری: چالش تریبون و رسانه
عبارت پایانی متن اصلی **«تا تریبون ها هیئت ها باشند، آش همان است و کاسه همان»**، اشاره ای دقیق به نظریه «رسانه همان پیام است» (مارشال مک لوهان) دارد.
تا زمانی که رسانه اصلی دین داری، از «منبر عالم محور» به «تریبون مداح محور» تغییر فاز داده باشد، و تا زمانی که «میکروفون» دست کسانی باشد که سواد دینی اندک اما قدرت تهییج بالا دارند، چرخه بازتولید این آسیب ها متوقف نخواهد شد.

**جمع بندی نهایی:**
واژه **«سیاسی»** در ادبیات این یادداشت، به معنای «غیرالهی» و «آلوده به اغراض» بازتعریف شده است. بنابراین:
1. کاسبی با دین = سیاسی (منفعت طلبانه)
2. تبدیل عزا به پارتی = سیاسی (استحاله فرهنگی)
3. ابزار دست قدرت شدن = سیاسی (ابزارانگاری)
4. تقابل با فقاهت = سیاسی (فرقه سازی)

تنها راه برون رفت، بازگشت به **«سنت اصیل همراه با عقلانیت»** و محوریت بخشی دوباره به قرآن و مفسران حقیقی آن در بطن هیئات است.