اثرات هر مشتق بر مودهای هواپیما

25 بهمن 1404 - خواندن 6 دقیقه - 8 بازدید

مشتقات پایداری تنها اعداد نیستند؛ هرکدام نقش خاصی در شکل دهی به مودهای حرکتی (Modes) هواپیما دارند. مودهای حرکتی به دو دسته کلی طولی و عرضی-سمتی تقسیم می شن.


🔴 بخش اول: مودهای حرکتی طولی (Longitudinal Modes)


هواپیما در جهت طولی دو مود اصلی داره: یکی سریع و یکی کند.


۱. مود کوتاه مدت یا شورت پریود (Short Period)

 توضیح شهودی: تصور کن با یه چوب به دماغه هواپیما می زنی. هواپیما شروع می کنه به نوسان کردن دور محور عرضی (Y). دماغه می ره بالا و پایین، ولی سرعت هواپیما تقریبا ثابت می مونه. این نوسان خیلی سریع مستهلک میشه (میرا میشه).

· متغیر غالب: زاویه حمله (Alpha) و نرخ پیچش (q).

 نقش مشتقات پایداری:

 · C_M_alpha (قلب تپنده): این مشتق تعیین می کنه که هواپیما چقدر "می خواد" به حالت اول برگرده. هرچه C_M_alpha منفی تر باشه، فرکانس نوسان شورت پریود بالاتر می ره (تندتر نوسان می کنه).

 · C_M_q و C_M_alpha_dot (میراگرها): این دو مشتق حکم کمک فنر رو دارن. هرچه قدر C_M_q (میرایی پیچش) منفی تر باشه، نوسان شورت پریود زودتر خوابیده و مستهلک میشه. اگه این مشتقات کوچیک باشن، خلبان احساس می کنه هواپیما بعد از هر دستکاری، مدام "تکان می خوره و ول نمی کنه".


۲. مود فوگوئید (Phugoid)

توضیح شهودی: یه نوسان خیلی کند و آرام. هواپیما رو تصور کن که دماغش می ره بالا، سرعت کم میشه، بعد دماغ میاد پایین، سرعت زیاد میشه و دوباره بالا می ره. این یه تبادل انرژی بین ارتفاع و سرعته. زاویه حمله تقریبا ثابته.

متغیر غالب: سرعت (u) و زاویه پیچ (Theta).

نقش مشتقات پایداری:

 C_M_u (مشتق سرعت): این مشتق نقش اصلی رو تو مود فوگوئید بازی می کنه.

 اگه C_M_u منفی باشه (پایدار سرعت): با زیاد شدن سرعت، هواپیما تمایل پیدا می کنه دماغش رو بالا بیاره تا سرعت رو کم کنه. این به پایداری فوگوئید کمک می کنه.

 اگه C_M_u مثبت باشه (ناپایدار سرعت): با زیاد شدن سرعت، دماغه بیشتر می ره پایین و سرعت بازم زیادتر میشه! این باعث میشه فوگوئید واگرا (ناپایدار) بشه.

 C_L_u و C_D: اینا هم روی میزان میرا شدن این مود تاثیر دارن.


🔵 بخش دوم: مودهای حرکتی عرضی-سمتی (Lateral-Directional Modes)

اینجا سه تا مود داریم که با هم ترکیب شدن.


۱. مود مارپیچ (Spiral Mode)

· توضیح شهودی: تصور کن هواپیما یه کم به یه طرف چرخیده (غلطش کرده). حالا یا خودش رو صاف می کنه و برمی گرده تو مسیر (پایدار)، یا شروع می کنه به دور زدن تنگ تر و تنگ تر و در نهایت سقوط مارپیچ (ناپایدار). این مود خیلی کنده.

نقش مشتقات پایداری: این مود یه کشتی گیری بین دو مشتق مهمه:

 C_L_beta (پایداری Dihedral): اگه هواپیما غلطش کنه، C_L_beta منفی سعی می کنه بال رو بالا بکشه و هواپیما رو صاف کنه. این کار برای پایداری مارپیچ خوب نیست! (چون غلطش رو از بین می بره).

 C_N_beta (پایداری سمتی): اگه هواپیما غلطش کنه، C_N_beta مثبت سعی می کنه هواپیما رو به سمت باد برگردونه که این باعث میشه هواپیما شروع به دور زدن کنه.

 نتیجه: مود مارپیچ پایداره اگه C_N_beta (پایداری سمتی) به اندازه کافی بزرگ باشه تا بر اثر C_L_beta (Dihedral) غلبه کنه. در غیر این صورت، مود مارپیچ ناپایدار میشه.


۲. مود رول خالص (Roll Mode)

 توضیح شهودی: وقتی خلبان دسته رو می چرخونه (آیلرون می ده)، هواپیما شروع می کنه به غلطش. این مود نشون می ده که هواپیما با چه نرخی به فرمان آیلرون جواب می ده. این مود معمولا خیلی سریع و بدون نوسانه.

متغیر غالب: نرخ غلطش (p).

 نقش مشتقات پایداری:

 C_L_p (میرایی غلطش): این مشتق حکم ترمزی رو داره که جلوی غلطش رو می گیره. هرچه C_L_p منفی تر باشه، هواپیما در مقابل غلطش مقاومت بیشتری می کنه و رسیدن به نرخ غلطش نهایی بیشتر طول می کنه. عملا ثابت زمانی مود رول رو تعیین می کنه.

 C_L_delta_a (قدرت آیلرون): هرچه این مشتق بزرگتر باشه (منفی تر)، گشتاور غلطش بیشتری تولید میشه و هواپیما تندتر به فرمان جواب میده.


۳. مود داتچ رول (Dutch Roll)


توضیح شهودی: اسمش از روی اسکیت بازهای هلندی (Dutch) اومده که همزمان می چرخن و بالا پایین می پرن! تو هواپیما، یه نوسان ترکیبی و عجیبه: هواپیما دماغش رو به چپ و راست می چرخونه (انحراف - Yaw)، همزمان بالهاش رو اینور و اونور می کنه (غلطش - Roll) و یه کم هم به چپ و راست می لرزه (جانبی - Sideslip). این مود می تونه آزاردهنده باشه.

نقش مشتقات پایداری: اینجا همه مشتقات عرضی-سمتی دست به دست هم میدن تا این مود رو بسازن.

 بازگرداندن به مرکز (Restoring):

 C_N_beta: مثل یه فنر عمل می کنه و هواپیما رو به سمت باد برمی گردونه. هرچه مثبت تر باشه، فرکانس نوسان داتچ رول بیشتره.

 میرایی (Damping):

 C_N_r (میرایی انحراف): این مشتق نقش اصلی رو در میرا کردن (خوابوندن) نوسان داتچ رول داره. اگه C_N_r به اندازه کافی منفی نباشه، داتچ رول به راحتی مستهلک نمیشه و خلبان رو اذیت می کنه. هواپیماهای مدرن برای همین از "دمپر یاو" (Yaw Damper) استفاده می کنن که با حرکت سکان، این میرایی رو به طور مصنوعی زیاد می کنه.

 جفت شدگی (Coupling):

 C_L_beta (Dihedral): زیاد بودن این مشتق (منفی) می تونه داتچ رول رو بدتر کنه، چون غلطش رو به نوسان اضافه می کنه.

 C_N_p (غلطش-انحراف): این مشتق هم می تونه اثرات پیچیده ای روی پایداری این مود داشته باشه.


📝 جمع بندی نهایی (به زبان ساده)

اگه بخوایم خیلی خلاصه و کاربردی به سوال "اگه یه مشتق رو زیاد یا کم کنم، چه بلایی سر مود میاد؟" جواب بدیم:


C_M_alpha (منفی) شورت پریود فرکانس نوسان رو زیاد می کنه (هواپیما تندتر می لرزه).


C_M_q (منفی) شورت پریود میرایی رو زیاد می کنه (لرزش زودتر می خوابه).


C_M_u (منفی) فوجوئید پایداری فوجوئید رو زیاد می کنه (از واگرا شدن جلوگیری می کنه).


C_L_p (منفی) رول واکنش به آیلرون رو کند می کنه (هواپیما سنگین تر جواب می ده).


C_N_r (منفی) داتچ رول میرایی داتچ رول رو زیاد می کنه (نوسان ترکیبی زودتر می خوابه). بسیار مهم.

C_N_beta (مثبت) داتچ رول / مارپیچ فرکانس داتچ رول رو زیاد می کنه و پایداری مارپیچ رو بهتر می کنه.

C_L_beta (منفی) داتچ رول / مارپیچ پایداری مارپیچ رو بدتر می کنه (تمایل به سقوط مارپیچ) و داتچ رول رو قوی تر می کنه.