یادگیری خودتنظیم در دوره ابتدایی؛ بنیانی برای استقلال شناختی دانش آموزان
یکی از اهداف بنیادین آموزش در قرن حاضر، پرورش یادگیرندگانی مستقل و توانمند در مدیریت فرایند یادگیری خویش است. مفهوم «یادگیری خودتنظیم» ناظر بر توانایی دانش آموز در برنامه ریزی، نظارت و ارزیابی عملکرد خویش در مسیر یادگیری است؛ مهارتی که شکل گیری آن باید از دوره ابتدایی آغاز شود. با این حال، در بسیاری از کلاس های درس، تمرکز همچنان بر انتقال محتواست و فرصت کافی برای تمرین مهارت های خودتنظیمی فراهم نمی شود.
در دوره ابتدایی، کودکان به تدریج می آموزند چگونه هدف گذاری کنند، راهبرد انتخاب نمایند و پیشرفت خود را بسنجند. اگر معلم تنها بر پاسخ درست تاکید کند، دانش آموز وابسته به هدایت بیرونی باقی می ماند؛ اما هنگامی که فرایند تفکر و تلاش مورد توجه قرار گیرد، بستر رشد استقلال شناختی فراهم می شود. پرسش های باز، تکالیف فرایندمحور و گفت وگوهای بازتابی، از جمله راهبردهایی هستند که به تقویت خودتنظیمی کمک می کنند.
پژوهش های تربیتی نشان می دهد دانش آموزانی که مهارت های خودتنظیمی را در سال های نخست تحصیل تمرین می کنند، در سطوح بالاتر تحصیلی عملکرد موفق تری دارند. این دانش آموزان نه تنها در حل مسئله کارآمدترند، بلکه در مواجهه با شکست نیز تاب آوری بیشتری نشان می دهند. از این منظر، یادگیری خودتنظیم صرفا یک مهارت جانبی نیست، بلکه پیش نیاز یادگیری مادام العمر است.
بنابراین، بازنگری در شیوه های تدریس دوره ابتدایی و حرکت به سوی آموزش هایی که فرصت برنامه ریزی، بازاندیشی و ارزیابی شخصی را برای دانش آموز فراهم می کند، ضرورتی انکارناپذیر است. معلم در این مسیر، نقش تسهیل گر را بر عهده دارد؛ فردی که نه پاسخ دهنده نهایی، بلکه هدایتگر مسیر تفکر است. چنین رویکردی می تواند بنیان شکل گیری نسلی مسئول، خودآگاه و یادگیرنده را فراهم آورد.