آرامش تصمیم نگرفتن no: ۰۷

25 بهمن 1404 - خواندن 6 دقیقه - 30 بازدید

گاهی در زندگی به نقطه ای می رسیم که انگار جهان از ما می خواهد همین حالا تصمیم بگیریم؛ همین لحظه، همین دقیقه، بدون مکث، بدون تامل. جامعه ای که سرعتش از ظرفیت روح آدم ها جلو زده، مدام در گوشمان زمزمه می کند که «اگر دیر بجنبی، جا می مانی». اما حقیقت این است که بسیاری از تصمیم های مهم زندگی، نه با فشار بیرون، بلکه با آرامش درون شکل می گیرند. انسان وقتی عجله می کند، بیشتر شبیه کسی است که در مه رانندگی می کند؛ چراغ ها روشن اند، اما مسیر هنوز دیده نمی شود. در چنین وضعیتی، توقف کوتاه نه نشانه ضعف است و نه عقب ماندگی؛ نشانه احترام به خود است.


در جامعه امروز ایران، فشار تصمیم گیری سریع از هر طرف بر آدم ها سنگینی می کند. جوانی که باید در بیست سالگی مسیر شغلی اش را انتخاب کند، در حالی که بازار کار هر روز بی ثبات تر می شود. مردی که میان ماندن و رفتن، میان ساختن و رها کردن، میان امید و واقعیت، هر روز چند بار از نو وزن کشی می شود. زنی که میان مسئولیت های خانوادگی و رویاهای شخصی اش، باید انتخاب هایی کند که هیچ کدام ساده نیست. این فشارها واقعی اند، نه خیالی. اما درست در همین شرایط است که «تصمیم نگرفتن» می تواند یک انتخاب آگاهانه باشد؛ انتخابی برای اینکه انسان اجازه دهد ذهنش از حالت دفاعی خارج شود و دوباره توان تحلیل پیدا کند.


آرامش تصمیم نگرفتن یعنی پذیرفتن اینکه انسان همیشه مجبور نیست فورا پاسخ بدهد. یعنی فهمیدن اینکه بسیاری از انتخاب ها، اگر چند روز یا چند هفته به تعویق بیفتند، نه تنها چیزی را خراب نمی کنند، بلکه کیفیت تصمیم را بهتر می کنند. ذهن انسان وقتی تحت فشار است، به جای تحلیل، به بقا فکر می کند. در چنین وضعیتی، تصمیم ها بیشتر واکنشی اند تا آگاهانه. اما وقتی کمی فاصله می گیری، وقتی اجازه می دهی احساساتت ته نشین شوند، وقتی از هیاهوی بیرون چند قدم عقب می نشینی، ناگهان می بینی که تصویر واضح تر شده است. انگار کسی شیشه بخارگرفته را پاک کرده باشد.


در فرهنگ ما، مکث کردن گاهی با تنبلی اشتباه گرفته می شود. اما مکث، یک مهارت است؛ مهارتی که به انسان اجازه می دهد خودش را از زیر آوار توقعات بیرون بکشد. بسیاری از آدم ها در ایران امروز، زیر فشار تصمیم هایی هستند که نه زمان کافی برایشان دارند، نه اطلاعات کافی، نه امنیت روانی لازم. در چنین شرایطی، عجله کردن فقط احتمال اشتباه را بیشتر می کند. آرامش تصمیم نگرفتن یعنی اینکه انسان به خودش حق بدهد تا زمانی که ذهنش روشن نشده، دست به انتخاب نزند. این حق، یک حق انسانی است، نه یک امتیاز لوکس.


گاهی لازم است چند روز با خودت خلوت کنی، بدون اینکه به کسی توضیح بدهی. لازم است از فضای شلوغ شبکه های اجتماعی فاصله بگیری، چون آنجا همه در حال تصمیم گرفتن اند و این تو را به اشتباه می اندازد که فکر کنی تو هم باید همین حالا انتخاب کنی. لازم است چند شب خوب بخوابی، چون ذهن خسته، بدترین مشاور دنیاست. لازم است با آدم هایی حرف بزنی که قضاوت نمی کنند، فقط گوش می دهند. این ها چیزهای ساده ای هستند، اما در جامعه ای که سرعت و فشار در آن بالاست، همین چیزهای ساده می توانند انسان را از یک تصمیم اشتباه نجات دهند.


آرامش تصمیم نگرفتن به معنای فرار نیست. اتفاقا شجاعت می خواهد. شجاعت اینکه بگویی: «من هنوز آماده نیستم.» شجاعت اینکه بپذیری تصمیم مهم، نیاز به زمان دارد. شجاعت اینکه برخلاف جریان عمومی حرکت کنی و به جای عجله، به بلوغ برسی. بسیاری از آدم ها به خاطر ترس از قضاوت، تصمیم هایی می گیرند که بعدا سال ها بابتشان هزینه می دهند. اما کسی که می فهمد مکث کردن بخشی از فرآیند تصمیم گیری است، کمتر اشتباه می کند و بیشتر رشد می کند.


در نهایت، آرامش تصمیم نگرفتن یعنی اینکه انسان به خودش اجازه بدهد «در حال شکل گیری» باشد. هیچ کس از ما کامل نیست، هیچ کس همه پاسخ ها را ندارد، هیچ کس نمی تواند آینده را دقیق پیش بینی کند. اما می توانیم با خودمان مهربان باشیم، می توانیم به ذهنمان فرصت بدهیم، می توانیم به احساساتمان احترام بگذاریم. تصمیمی که از دل آرامش بیرون می آید، معمولا تصمیمی است که انسان سال ها بعد هم از آن دفاع می کند.


نتیجه روشن است: در جامعه ای پر از فشار، مکث کردن یک عمل مقاومتی است. مقاومتی در برابر عجله ای که می خواهد ما را از خودمان دور کند. آرامش تصمیم نگرفتن، نه یک توقف بی هدف، بلکه یک انتخاب آگاهانه برای ساختن آینده ای بهتر است. آینده ای که در آن، تصمیم ها نه از ترس، بلکه از فهم و بلوغ می آیند. و همین کافی است تا انسان احساس کند هنوز اختیار زندگی اش را در دست دارد؛ حتی اگر هنوز تصمیم نگرفته باشد.


با احترام . مسعود روشن ضمیر 

زمستان 1404