اشتباه رایج مدیران در برخود با افراد بدقلق(پارت۴)

25 بهمن 1404 - خواندن 10 دقیقه - 33 بازدید


اشتباه رایج مدیران در برخود با افراد بدقلق

رایج ترین اشتباه مدیران در محیط کاری و سازمانی نادیده گرفتن تاثیر منفی فرد بد قلق و بد عنق بر دیگران است و افراد در یک سازمان آستانه تحمل متفاوتی در رویارویی با یک فرد بدقلق و یا بد عنق دارند. چون فشار و آسیب های روحی و روانی که فرد در مقابل شخص بدقلق تحمل می کند در افراد و کارمندان با روحیات متفاوت متغیر می باشد و مدیر یا رییس مجموعه نیز در مرکز موج ایجاد شده در سطح آب که با ضربه جسم خارجی بوجود آمده است، قرار دارد و امواج حاصل، اطراف محیط را تحت تاثیر قرار می دهد. پس فرد بدقلق نه تنها بر مدیر تاثیر می گذارد بلکه تاثیرات زیاد و گسترده تر را کارکنان مجموعه خواهند دید. پس هرچه فرد بدقلق و دشوارتر باشد تاثیر منفی وی بر اکثر کارکنان، واحد منابع انسانی مجموعه و سیستم بیشتر خواهد بود.

تاثیرات افراد دشوار در محیط کاری که می تواند ایجاد نماید:

- بر سلامت جسم افراد تاثیر منفی می گذارد

- بر سلامت روان افراد تاثیر منفی می گذارد

- لذت کارکردن را برای دیگران کاهش می دهد

- انگیزه برای فعالیت در کارکنان را کاهش می دهد

- احتمال شک برانگیز شدن عملکرد مدیر مجموعه (به دلیل مدارا کردن با فرد دشوار) برای دیگر کارکنان ایجاد می شود

- کارکنان و مدیران را در نظر دیگران بد جلوه می دهد

- وقت دیگران را تلف می کند

- به روابط سازمان با مشتریان و ارباب رجوع آسیب می زند

- رضایت شغلی را کاهش می دهد

- باعث استعفا یا جابه جایی برخی کارکنان می شود

- دیگران را هم به افراد بدقلق و دشوار تبدیل می کند

· نکته قابل توجه که مدیران باید دقت کنند : اگر تنها یک کارمند دشوار دارند، فکر نکنند که فقط رفتار آن شخص در معرض خطر است، چون رفتار یک فرد دشوار مسری است و می تواند بعنوان "ویروس بدقلقی" به تمام سازمان پخش شود.

قابل ذکر است در جوامع امروزی یکی از ارکان موفقیت سازمانی انجام کارهای تیمی و نوآور هست که باید با جدیت در سازمانها مورد توجه قرار گیرد که با وجود فرد دشوار این روند سازمانی واقعا دشوار خواهد بود. و فرد دشوار هزینه هایی نیز برای سازمان ایجاد خواهد کرد. از جمله این هزینه ها می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

- کاهش بهره وری

- کاهش تولید ایده های ناب و تازه

- کاهش روحیه تیمی

- کاهش تعهد کاری

- کاهش قدرت رهبری و مدیریت سازمانی

- کاهش مراجعات ارباب رجوع و روابط سازمانی

حال با تمام توصیفات فوق، آیا افراد بدقلق بعنوان مهره ارزشمند در برخی سیستم ها می توانند هنرنمایی کنند؟

چنین افرادی علی رغم مشکلاتی که برای سازمان ایجاد می کنند، برخی اوقات نزد مدیر مجموعه، فردی نادان و بی کفایت نیستند چون گاها دارای تحصیلات عالیه و با استعداد هستند، فقط مهارتهای بین فردی و گاها اخلاقی آنها بنوعی ضعیف می باشد. چون این افراد حساس و قابل اشتعال از نظر روحی و روانی می باشند، لذا مدیران از وجود آنها در تشخیص مشکلات مجموعه بعنوان قناری معدن بهره مند می شوند. مثال: معدنکاران قبل از اقدام به کار در بخشی از معدن، ابتدا چند قناری داخل معدن رها می کنند، در صورت زنده بودن آنها مطمئن می شوند که گاز سمی در معدن وجود ندارد و شروع به کار می کنند. و برعکس در صورت تلف شدن قناری ها معدنکاران سریع اقدام به رفع مشکل معدن میکنند. لذا افراد بدقلق نیز گاها در مجموعه نقش قناری را دارند، پس نباید نادیده گرفته شوند، بلکه باید مدیریت شوند(یعنی به دست آوردن بهترین نتیجه از فرد با وجود نقص وی، که امری مهم در سازمان بوده و هست). لذا نادیده گرفتن افراد سخت و یا اخراج آنها باعث خالی شدن ساختمانهای اداری سازمان خواهد شد، این تنها راه نجات سازمان از هزینه های ناشی از این افراد می باشد.

در زمان مواجهه با افراد دشوار در سازمان چه شیوه برخوردی بهتر خواهد بود؟

اولا باید نسبت به این افراد در سازمان شناخت بیشری وجود داشته باشد که باعث تشخیص زودهنگام و واکنش موثرتری خواهد داشت. مدیر باید این فرد را درک نماید که او چه می گوید و از چه تکنیک هایی باید استفاده نماید. چرا این افراد مسئله ساز هستند و از چه نوع افراد بدقلق و دشوار به شمار می آیند و از کدام نسخه رفتاری باید در مواجهه با آنها استفاده شود. نکته مهم و قابل ذکر اینست که، گاها فرد دشوار بیان توهین آمیز، خشن، عصبانی، توام با حرکات و ضربات مشت و لگد و غیره دارد، که در این حالت و در آن لحظه نباید همچون خود شخص با او برخورد کرد.

لذا روشهای احتمالی برخورد با افراد بدقلق و دشوار در سازمان به شرح ذیل پیشنهاد می گردد:

- تمرکز بر رفتار دشوار نه فرد دشوار : استراتژی برای مدیریت افراد دشوار پاسخ به رفتار آنهاست نه تلاش برای تغییر شخصت آنها. این افراد نیستند که بدقلق هستند بلکه رفتار آنها بدقلق هست. در حقیقت واژه "بدقلق" یک برچسب گذاری جهت دسته بندی افراد می باشد.

- زمانی که به فرد برچسب بدقلق (لجباز، غیر قابل اعتماد و..) می زنند، در حقیقت یک پیش بینی رفتاری و عملکرد از فرد بدقلق در آینده نزدیک و طولانی مدت است و این برچسب برای ایجاد انتظارات در مورد نحوه رفتار فرد می باشد. و این در نگاه مدیریتی بد نیست چون پیش بینی و آمادگی داشتن برای مشکلات احتمالی از سوی آن شخص می باشد. در هر صورت حضور فرد بدقلق در سازمان تبعاتی خواهد داشت. لذا هدف باید تغییر رفتار فرد بدقلق باشد نه شخصیت او، و این خود مستلزم درک سریع رفتار فرد دشوار است که می تواند به صورتهای مختلف ذیل جهت انتقام و تسویه شخصی از ایشان بروز نماید:

شایعه پراکنی، انتقاد، کوچک شمردن دیگران، داد زدن، کنار گذاشتن دیگران از پروژه ها، داشتن لحن ناپسند نسبت به دیگران، رفتار آزار دهنده، اظهار نظرها و جملات شخصی غیر ضروری، سرزنش دیگران، رفتار پرخاشگرانه با داد و فریاد، بیش از حد احساساتی بودن، فریاد زدن و ضربه زدن به وسایل محیط و ترساندن دیگران، احساس قدرت، قلدری و زورگویی داشتن، بی احترامی، ایجاد فضای ترس در سازمان، سمی و خشن نشان دادن خود، دست دوستی دادن با افراد رده بالا، داشتن چندگانگی شخصیت و چندچهره گی ، داشتن سیاست ارتباطی با شخصی خاص در مجموعه جهت رفع مشکلات شخصی و اداری خود، حضور با تاخیر وافر در ساعات اداری در محیط سازمانی، حضور بدون موجه و ضروری بعد از ساعات اداری در سازمان (که برای درج سیستمی و اتوماتیک اضافه کاری ایشان شگرد عالی می باشد) و خیلی موارد دیگر، که مدیر مجموعه در حین مواجهه با این گونه رفتارها از شخص یا کارمند بدقلق و دشوار باید فورا با او صحبت نماید و تمرکز خود را به جای شخص روی رفتار فرد متمرکز نماید و وی را در مورد عواقب انجام چنین رفتارهایی که خلاف قوانین سازمانی می باشد آگاه نماید. اما متاسفانه گاها تنها نسخه پیشنهادی مدیر، در رویارویی با این مشکل در مجموعه های اداری و سازمانی، هدایت فرد دشوار به گذران حیات نباتی در اتاقی کوچک، در گوشه ای از سازمان می باشد.

و اما ، گاها دربرخی سازمانها شاهد حضور مدیران بد قلق و سخت نیز هستیم که شامل خصوصیات فوق الذکر هستند و متاسفانه به زعم خود در راستای افزایش عملکرد کارکنان چنین رفتارهایی از خود بروز می دهند و همچنین سعی در تکرار نمودن برخی اقدامات همچون برگزاری جلسات ناگهانی و تکراری بی فایده بدون اطلاع قبلی کارکنان سازمان، که بالطبع کارکنان را بی نظم نشان می دهد و این خود نوعی مچ گیری ناعادلانه از سوی مدیر بدقلق و سخت می باشد که نیاز به بررسی مقام مافوق را خواهد داشت.

مطالعات نشان داده است اگر بعد از مدت زمانی مدیر سازمان از توصیه ها و تذکرات به فرد بدقلق نتیجه نگرفت، بهتر است مشاهدات و مکالمات خود در مورد رفتار منفی کارمندانش را ثبت نماید تا در بررسی عملکرد آنها لحاظ شود. و این باعث راحت تر شدن ارزیابی و اندازه گیری پیشرفت یا عدم پیشرفت فرد خواهد بود. لذا این روش به نوبه خود تصویر روشنی از وضعیت رفتاری و عملکرد آنها به مدیر و رییس مجموعه می دهد و ضروریست مدیر روی حقایق تمرکز کند تا دچار رفتارهای تبعیض آمیز بین کارمندان نگردد.

به امید داشتن سازمان هایی عاری از افراد دشوار و مشکل ساز.

گردآوری، تدوین: رقیه پورغفار - کارشناس ارشد مدیریت دولتی

منبع و مآخذ:

· کتاب کار با مراجعین بدقلق /نویسنده جفری کاتلر / مترجم: بهمن کردتمینی، رقیه نوری پورلیاولی

· کتاب کاربردی سوگیری شناختی / غیور باغبانی

· مقاله تاثیر کارکنان ضعیف بر سازمان / نویسنده : امیررضا مصطفایی

· مقاله کارمندان بدقلق چه کسانی هستند؟ نویسنده: محمد صادق کیانی

· مقالات مدیریتی و ویدیوهای کنفرانس آقای ارشیا دکامی

· تجربیات و مطالعات شخصی نویسنده این مقاله در محیطهای اداری و سازمانی مختلف

(رقیه پورغفار)