Behzad Hossein Abbasi
محقق و پژهشگر مستقل و بنیانگذار اپراتوری هوش مصنوعی و دوره مهندس اپراتوری دیجیتال مارکتینگ
33 یادداشت منتشر شدههوش مصنوعی در میدان نبرد: قدرتی نو، تهدیدی تازه در زمان جنگ
هوش مصنوعی در میدان نبرد: قدرتی نو، تهدیدی تازه در زمان جنگ
وقتی از جنگ صحبت می کنیم، ناخودآگاه ذهنمان به سمت سربازانی با لباس نظامی، تانک ها، و هواپیماهای جنگی می رود. اما واقعیت این است که میدان نبرد قرن بیست ویکم چهره ای کاملا متفاوت پیدا کرده است. در این دوران، سلاح های دیجیتال و هوش مصنوعی آرام آرام جای اسلحه های سنتی را گرفته اند و تصمیمات ماشینی در کنار انسان ها — و گاهی حتی به جای آن ها — گرفته می شود. این تحول فقط یک پیشرفت فناورانه نیست، بلکه تغییری بنیادین در ماهیت قدرت، امنیت، و حتی مفهوم جنگ است.
ظهور هوش مصنوعی در جنگ
در سال های اخیر، هوش مصنوعی تقریبا در هر جنبه ای از زندگی بشر نفوذ کرده است؛ از پزشکی و آموزش گرفته تا اقتصاد و حمل ونقل. پس طبیعی است که ارتش ها و دستگاه های دفاعی نیز از این فناوری بهره ببرند. کشورهایی مانند آمریکا، چین، روسیه و حتی برخی دولت های کوچک تر، میلیاردها دلار روی توسعه ی سامانه های هوشمند نظامی سرمایه گذاری کرده اند. دلیلش روشن است: در میدان جنگ، سرعت تصمیم گیری به اندازه ی قدرت آتش اهمیت دارد، و هوش مصنوعی دقیقا در همین نقطه قدرت دارد.
الگوریتم های یادگیری ماشینی می توانند حجم عظیمی از داده ها را از ماهواره ها، پهپادها، و حسگرهای زمینی پردازش کنند و در چند ثانیه به فرماندهان گزارش دهند. تصمیم هایی که در گذشته ساعت ها یا روزها زمان می برد، اکنون می تواند در عرض چند لحظه گرفته شود. این توانایی، مزیتی راهبردی است که هیچ ارتشی نمی خواهد از دست بدهد.
پهپادهای هوشمند و جنگ بدون سرنشین
یکی از روشن ترین نمودهای استفاده از هوش مصنوعی در جنگ، پهپادهای خودران هستند. پهپادهایی که نه تنها می توانند پرواز کنند، بلکه اهداف را شناسایی، دنبال و در صورت دستور، نابود کنند. به عنوان مثال، برخی از این پهپادها مجهز به سامانه های بینایی ماشینی هستند که می توانند از میان تصاویر حرارتی یا ویدیوهای زنده، حضور انسان یا تجهیزات دشمن را تشخیص دهند.
در آینده ای نه چندان دور، تصور پهپادهایی که بدون فرمان مستقیم انسان عملیات انجام دهند، چندان دور از ذهن نیست. همین قابلیت، البته نگرانی هایی گسترده درباره ی «کنترل اخلاقی» بر تصمیمات مرگ و زندگی ایجاد کرده است. اگر یک هواپیمای بدون سرنشین هدف اشتباهی را مورد حمله قرار دهد، مسئولیت با کیست؟ سازنده، برنامه نویس، فرمانده یا خود الگوریتم؟
فرمانده هوشمند، سرباز انسانی
استفاده از هوش مصنوعی فقط در سطح تجهیزات خلاصه نمی شود. در سطوح فرماندهی نیز از سیستم های تحلیلی پیشرفته استفاده می شود تا اطلاعات را در لحظه تحلیل و استراتژی ها را بهینه کنند. به عنوان نمونه، برخی ارتش ها از «شبیه سازهای نبرد» بهره می برند که سناریوهای مختلف جنگی را با داده های واقعی می سنجند و پیش بینی می کنند که هر تصمیم چه پیامدی خواهد داشت.
در چنین شرایطی، انسان دیگر تنها تصمیم گیرنده نیست، بلکه در کنار ماشین تصمیم می گیرد. نقش فرمانده بیشتر به ناظر و ارزیاب تبدیل می شود. از یک نظر، این روند می تواند باعث کاهش خطای انسانی شود، اما از سوی دیگر، وابستگی بیش ازحد به سیستم های هوشمند ممکن است انسان را از توان قضاوت مستقل دور کند.
هوش مصنوعی و امنیت سایبری
یکی از جبهه های نامرئی جنگ های مدرن، فضای سایبری است. در این میدان، سربازها کلاه خود بر سر ندارند و گلوله ای شلیک نمی کنند، بلکه با کدها و داده ها می جنگند. هوش مصنوعی در این حوزه نقش دوگانه ای دارد: هم ابزار دفاع است و هم سلاح حمله. شبکه های عصبی می توانند الگوهای حملات سایبری را تشخیص دهند و از آنها جلوگیری کنند، اما همان فناوری می تواند در دست دشمن برای نفوذ خودکار به سامانه های حیاتی یک کشور استفاده شود.
نمونه ای از این کاربرد، استفاده از یادگیری عمیق برای تشخیص نقاط ضعف در شبکه های دشمن است. الگوریتم ها می توانند ترافیک داده ها را تحلیل کنند و بهترین زمان یا مسیر برای نفوذ را بیابند. در مقابل، سامانه های دفاع سایبری نیز از همین روش برای پیش بینی حملات آینده بهره می برند. جنگ دیجیتال، بازی گربه و موشی است که هر دو طرف از مغزهای مصنوعی برای پیش دستی بر دیگری استفاده می کنند.
اخلاق و خطرات تصمیمات ماشینی
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا می توان به یک ماشین اجازه داد درباره ی مرگ و زندگی انسان ها تصمیم بگیرد؟ سازمان ملل متحد سال هاست درباره ی احتمال ظهور «سلاح های خودکار کشنده» هشدار می دهد. بسیاری از کارشناسان معتقدند حذف انسان از چرخه ی تصمیم گیری نظامی، خطرناک است، چرا که الگوریتم ها احساس، وجدان یا درک انسانی از شرایط ندارند.
تصور کنید در یک منطقه ی پرجمعیت، هوش مصنوعی بر اساس داده های ناقص تصمیم می گیرد که هدفی دشمن است و حمله کند. نتیجه می تواند فاجعه بار باشد. با این حال، برخی از مدافعان فناوری می گویند که ماشین ها می توانند دقیق تر از انسان ها عمل کنند و احتمال اشتباه انسانی را کاهش دهند. بنابراین، شاید پاسخ به این سوال مطلق نباشد، بلکه بستگی به چگونگی طراحی و نظارت بر این سامانه ها دارد.
آینده ی جنگ و نقش انسان
به نظر می رسد که در دهه های آینده، جنگ ها بیش از آنکه میدان گلوله و سرباز باشند، میدان داده و الگوریتم خواهند شد. ارتش ها نه تنها به قدرت نظامی، بلکه به قدرت محاسباتی نیاز دارند. شاید اصطلاح «جنگ سرد دیجیتال» بهترین توصیف برای رقابت فناوری بین قدرت های بزرگ باشد؛ رقابتی که هدفش برتری فناورانه در عرصه ی هوش مصنوعی نظامی است.
در عین حال، هیچ فناوری نمی تواند جایگزین کامل قضاوت، انسانیت و مسئولیت اخلاقی انسان شود. تاریخ نشان داده است که هر پیشرفت فناورانه ای در جنگ، هم فرصتی برای توسعه بوده و هم تهدیدی برای بشریت. از اختراع باروت گرفته تا بمب اتمی، هر گام رو به جلو در فناوری نظامی، چالشی برای وجدان جمعی بشر نیز به همراه داشته است.
جمع بندی
هوش مصنوعی بی تردید آینده ی جنگ را دگرگون می کند. سرعت، دقت و توان تحلیل آن می تواند جان میلیون ها انسان را نجات دهد یا در صورت استفاده ی نادرست، فاجعه ای جهانی رقم بزند. انتخاب میان این دو مسیر در دست ماست — در دست همان انسان هایی که این ماشین ها را می سازند و آن ها را به میدان می فرستند.
در نهایت، شاید سوال واقعی این نباشد که «آیا هوش مصنوعی می تواند بجنگد؟» بلکه این است که «آیا انسان می تواند در جهانی که جنگش را ماشین ها می جنگند، انسانی باقی بماند؟»