narges bigdeli
31 یادداشت منتشر شدهتاب آوری محله محور؛ چیستی و ارکان کلیدی آن
تاب آوری محله محور؛ چیستی و ارکان کلیدی آن
تاب آوری محله محور مفهومی است که در سال های اخیر، هم زمان با افزایش بحران های اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و روانی، بیش از پیش در کانون توجه پژوهشگران، سیاست گذاران شهری و کنشگران اجتماعی قرار گرفته است. برخلاف رویکردهای کلان نگر که تاب آوری را در سطح شهر، استان یا کشور تحلیل می کنند، تاب آوری محله محور نقطه تمرکز خود را بر کوچک ترین واحد زیست اجتماعی، یعنی محله، قرار می دهد؛ جایی که روابط انسانی، هویت جمعی و تجربه های روزمره زندگی شکل می گیرند و بازتولید می شوند.

تاب آوری به طور کلی به توانایی یک سیستم، گروه یا جامعه برای مواجهه با شوک ها، سازگاری با شرایط دشوار و بازسازی پس از بحران اشاره دارد. زمانی که این مفهوم به سطح محله منتقل می شود، ابعاد انسانی، فرهنگی و ارتباطی آن برجسته تر می گردد. تاب آوری محله محور نه تنها درباره مقاومت در برابر بحران هایی مانند زلزله، سیل یا همه گیری هاست، بلکه شامل توان محله برای مقابله با فقر، انزوای اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی، ناامنی روانی و گسست نسلی نیز می شود.
در واقع، محله نخستین فضایی است که افراد در آن احساس تعلق، امنیت یا طردشدگی را تجربه می کنند. کیفیت روابط همسایگی، دسترسی به منابع حمایتی، میزان مشارکت اجتماعی و سطح اعتماد متقابل، همگی عواملی هستند که می توانند تاب آوری محله محور را تقویت یا تضعیف کنند. از این منظر، تاب آوری محله محور صرفا یک مفهوم فنی یا مدیریتی نیست، بلکه پدیده ای عمیقا اجتماعی و روانی است که با زیست روزمره مردم گره خورده است.
یکی از ارکان بنیادین تاب آوری محله محور، سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی به شبکه های ارتباطی، هنجارهای مشترک و اعتماد متقابلی اشاره دارد که همکاری و کنش جمعی را ممکن می سازد. در محله هایی که همسایگان یکدیگر را می شناسند، تعامل دارند و احساس مسئولیت مشترک نسبت به فضا و افراد پیرامون خود دارند، واکنش به بحران ها سریع تر، موثرتر و انسانی تر است. در چنین محله هایی، کمک رسانی محدود به نهادهای رسمی نمی ماند، بلکه به صورت خودجوش و شبکه ای اتفاق می افتد.
تاب آوری محله محور همچنین به شدت با مفهوم خودآگاهی جمعی پیوند دارد. خودآگاهی در این سطح به معنای شناخت محله از ظرفیت ها، آسیب پذیری ها، تاریخچه و هویت خود است. محله ای که گذشته اش را می شناسد، تجربه های پیشین خود از بحران را به یاد دارد و درباره نقاط قوت و ضعفش گفت وگو می کند، آمادگی بیشتری برای مواجهه با آینده دارد. این خودآگاهی جمعی می تواند از طریق روایت های محلی، فعالیت های فرهنگی، انجمن های مردمی و حتی گفت وگوهای روزمره در فضاهای عمومی تقویت شود.
از دیگر ارکان کلیدی تاب آوری محله محور، مشارکت شهروندی است. مشارکت، فراتر از حضور نمادین در جلسات یا برنامه ها، به معنای درگیر شدن فعال ساکنان در تصمیم گیری ها، طراحی مداخلات و اجرای راه حل هاست. زمانی که افراد احساس می کنند صدایشان شنیده می شود و نقش موثری در بهبود شرایط محله دارند، حس کنترل و کارآمدی جمعی افزایش می یابد؛ احساسی که یکی از پایه های اصلی تاب آوری روانی و اجتماعی محسوب می شود.
تاب آوری محله محور بدون توجه به عدالت اجتماعی قابل تحقق نیست. محله هایی که با تمرکز فقر، حاشیه نشینی، تبعیض یا کمبود خدمات اساسی مواجه اند، به طور ساختاری در موقعیت آسیب پذیرتری قرار دارند. بنابراین، تقویت تاب آوری محله محور مستلزم شناسایی و کاهش نابرابری ها، توزیع عادلانه منابع و دسترسی برابر به آموزش، سلامت، فضاهای عمومی و حمایت های اجتماعی است. در غیر این صورت، مفهوم تاب آوری ممکن است به ابزاری برای عادی سازی رنج و نادیده گرفتن مسئولیت های ساختاری تبدیل شود.
بعد دیگر تاب آوری محله محور، بعد فرهنگی و هویتی آن است. محله ها تنها مجموعه ای از ساختمان ها و خیابان ها نیستند، بلکه حامل معنا، خاطره و سبک زندگی اند. آیین ها، زبان مشترک، تاریخچه مهاجرت، و حتی نشانه های کالبدی مانند میدان ها یا بازارچه ها، در شکل گیری حس تعلق نقش دارند. این حس تعلق، در زمان بحران، به منبعی قدرتمند برای همبستگی و حمایت متقابل تبدیل می شود. محله ای که هویت زنده و پویا دارد، کمتر دچار فروپاشی اجتماعی می شود.
نقش فضاهای عمومی در تاب آوری محله محور نیز قابل چشم پوشی نیست. پارک ها، کتابخانه ها، سراهای محله، مساجد، کافه ها و حتی پیاده روها، بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی اند. این فضاها امکان گفت وگو، همدلی و سازمان دهی جمعی را فراهم می کنند. در نبود چنین فضاهایی، روابط انسانی به حداقل می رسد و محله به مجموعه ای از واحدهای منزوی بدل می شود؛ وضعیتی که تاب آوری را به شدت تضعیف می کند.
تاب آوری محله محور همچنین با یادگیری جمعی ارتباط تنگاتنگ دارد. محله های تاب آور، از تجربه ها می آموزند، خطاها را تحلیل می کنند و دانش محلی را به نسل های بعد منتقل می سازند. این یادگیری می تواند رسمی یا غیررسمی باشد؛ از کارگاه های آموزشی گرفته تا روایت تجربه های زیسته سالمندان. یادگیری جمعی باعث می شود محله در برابر تکرار بحران ها، غافلگیر نشود و واکنش هایش پخته تر و هماهنگ تر باشد.
در سال های اخیر، فناوری و شبکه های اجتماعی نیز به بخشی از زیست محله ای تبدیل شده اند. اگرچه فضای مجازی گاه به تضعیف روابط چهره به چهره متهم می شود، اما در چارچوب تاب آوری محله محور می تواند ابزاری مکمل باشد. گروه های محلی در پیام رسان ها، پلتفرم های اطلاع رسانی محله ای و نقشه های مشارکتی، می توانند جریان اطلاعات، بسیج منابع و هماهنگی اقدامات را تسهیل کنند؛ به شرط آنکه جایگزین کامل روابط انسانی نشوند.
تاب آوری محله محور در نهایت فرآیندی پویا و مستمر است، نه وضعیتی ثابت یا دستاوردی نهایی. محله ها در طول زمان تغییر می کنند؛ جمعیت جابه جا می شود، نیازها دگرگون می گردد و تهدیدهای جدیدی پدیدار می شود. ازاین رو، تاب آوری نیز باید به صورت مداوم بازتعریف و تقویت شود. این امر نیازمند گفت وگوی دائمی میان ساکنان، نهادهای محلی و ساختارهای رسمی است.
در جمع بندی می توان گفت تاب آوری محله محور رویکردی انسانی، مشارکتی و عدالت محور به مواجهه با بحران هاست. این مفهوم بر این ایده استوار است که محله ها، اگر به درستی دیده و تقویت شوند، می توانند به نخستین خط دفاعی در برابر آسیب ها و به نخستین بستر بازسازی اجتماعی تبدیل شوند. سرمایه اجتماعی، خودآگاهی جمعی، مشارکت شهروندی، عدالت اجتماعی، هویت فرهنگی و فضاهای عمومی، از ارکان کلیدی این نوع تاب آوری اند. توجه به این ارکان، نه تنها کیفیت زندگی محله ای را بهبود می بخشد، بلکه بنیان های تاب آوری اجتماعی در مقیاس کلان تر را نیز مستحکم می کند.

تاب آوری محله محور به مجموعه ای از ظرفیت ها، ارتباطات و توانایی هایی گفته می شود که در سطح یک محله یا اجتماع محلی شکل می گیرد و به ساکنان آن کمک می کند تا در برابر بحران ها، مشکلات اجتماعی، اقتصادی یا طبیعی مقاومت کرده، خود را با شرایط جدید سازگار کنند و دوباره به وضعیت پایدار بازگردند.
تاب آوری محله محور رویکردی اجتماعی است که با تقویت مشارکت، حمایت متقابل و سرمایه اجتماعی، توان محله را برای مواجهه با بحران ها افزایش می دهد.
در این رویکرد، محله به عنوان یک واحد زنده و اجتماعی در نظر گرفته می شود که مردم آن با مشارکت، همکاری و همبستگی می توانند در مدیریت بحران ها نقش فعال داشته باشند. تاب آوری محله محور بر عناصر زیر تکیه دارد:
- سرمایه اجتماعی: اعتماد، همکاری و حمایت متقابل بین ساکنان.
- مشارکت محلی: حضور فعال مردم در تصمیم گیری ها و برنامه های توسعه محله.
- زیرساخت های محلی مقاوم: وجود امکانات و خدمات شهری که توانایی پاسخ به بحران ها را دارند.
- حافظه و هویت جمعی: آگاهی از پیشینه، فرهنگ و ارزش های مشترک که حس تعلق و همبستگی را تقویت می کند.
به طور کلی، تاب آوری محله محور یعنی افزایش توان درونی مردم برای مقابله با مشکلات از طریق همبستگی اجتماعی، استفاده از منابع محلی و حفظ ارتباطات انسانی، نه صرفا اتکا به نهادهای بیرونی یا دولتی.
تاب آوری اجتماعی محله محور به توانایی یک محله برای مقابله، سازگاری، بازیابی و حتی رشد در مواجهه با استرس ، انواع شوک و بحران اطلاق می شود.
تاب آوری محله محور به معنای توانمندسازی جوامع محلی در مواجهه با تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی و تنشهای اجتماعی است.
تاب آوری محله محور به توانایی یک محله برای مقابله، سازگاری، بازیابی و حتی رشد در مواجهه با استرس ها، شوک ها، بحران ها و تغییرات، چه از نوع طبیعی (مانند سیل و زلزله) و چه از نوع انسانی (مانند رکود اقتصادی، جرم و جنایت یا تغییرات جمعیتی)، اطلاق می شود.
تاب آوری محله محور به عنوان یک رویکرد جامع، با تقویت مهارت ها و مکانیسم های حمایتی در سطح محله، به افزایش مقاومت اجتماعی افراد کمک می کند
در دنیای امروز با توجه به تغییرات اقلیمی، بحران های طبیعی، شیوع بیماری ها و فشارهای اجتماعی و اقتصادی، مقوله تاب آوری محله محور به عنوان یک رویکرد جدید در مدیریت شهری و توسعه پایدار مطرح شده است.
تاب آوری محله محور توانایی محله های شهری است تاب آوری محله محور برای مقاومت در برابر شوک ها و تنش ها، سازگاری با شرایط جدید و بازیابی سریع از بحران ها بکارمیرود.
این مفهوم که ریشه در علوم اکولوژیکی دارد، به مرور زمان وارد حوزه های اجتماعی، اقتصادی و شهری شده و به صورت یک رویکرد چندبعدی در مطالعات برنامه ریزی شهری به کار گرفته می شود.
تاب آوری محله محور یعنی تقویت ظرفیت های داخلی یک محله برای پاسخگویی به تهدیدات مختلف از طریق منابع موجود در خود جامعه محلی. این تاب آوری شامل بعد انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و محیطی است.
هدف اصلی این است که محله ها قادر باشند بدون وابستگی کامل به حمایت های برون مرزی، بحران ها را مدیریت کنند و حتی از این بحران ها به عنوان فرصتی برای تحول و بهبود کیفیت زندگی استفاده کنند.
این رویکرد به جای تمرکز فقط بر زیرساخت های فیزیکی، بر شبکه های اجتماعی، مشارکت شهروندی، دسترسی به خدمات عمومی و مدیریت محلی تاکید دارد.