ROGHAYYEH POURGHAFFAR
16 یادداشت منتشر شدهمدیریت قشر کودک و نوجوان در جهان متلاطم دیجیتال

برای هدایت قشر کودک و نوجوان در رویکردی مدیریتی و راهبردی نگاهی بر لزوم اتخاذ مواجهه با ابعاد پیچیده هوش مصنوعی و فضاهای مجازی مورد تاکید می باشد. تمرکز بر تقویت تدابیر پیشگیرانه و ساختارمند قشر، مستلزم گذار از نگرش واکنشی به بنیانهای شناختی (عبور از دوگانگی سیاه و سفید) و مهارتهای دیجیتال (سواد رسانه ای) به عنوان یک «پورتفولیوی مدیریتی» برای تضمین پایداری روانی و تربیت شهروندانی مسئول در زیست چندگانه (فیزیکی _ دیجیتال) معرفی میشود.
1) چالش به عنوان یک «مسئله مدیریتی»: جهان دیجیتال یک محیط عملیاتی جدید است که نیازمند سیاستگذاری و مدیریت منابع (زمان، توجه، ارزشها) است. چالش اصلی این است که این قشر، منابع شناختی و عاطفی خود را تحت مدیریت الگوریتم هایی قرار داده اند که هدفشان بهره برداری از توجه است، نه توسعه فردی. این وضعیت نیازمند ورود مدیران آموزشی، والدین و سیاستگذاران به عرصه مدیریت دیجیتال است.
مسیر مدیریتی کلیدی: باز پس گیری مالکیت بر زمان توجه کودکان و نوجوانان به معنای تعریف مجدد اهداف استفاده از فناوری و قرار دادن آن در خدمت اهداف رشدی فردی است، نه برعکس.
2) مدیریت ساختارهای شناختی: از قطعیت تا نسبیت (مدیریت درونی)
مرحله ی رشد شناختی کودک، که با نیاز به ساختارهای مطلق (سیاه و سفید) تعریف میشود، باید به صورت استراتژیک مدیریت شود تا در برخورد با پیچیدگی دیجیتال شکست نخورد. فضای آنلاین مملو از اطلاعات متناقض، تعصبات الگوریتمی و موقعیتهای خاکستری اخلاقی است که ساختار ذهنی مطلق گرا را دچار فروپاشی میکند.
اصل مدیریتی: فراهم سازی بسترهای گفت وگومحور (به جای تحمیل پاسخ) که در آن نوجوانان بتوانند شکست های اخلاقی و تعارضات ارزشی را بدون ترس از مجازات مطلق تحلیل کنند. به جای اعلام "این کار اشتباه است"، باید پرسید: "پیامدهای این انتخاب در کوتاه مدت و بلندمدت چیست؟"
هدف اجرا: تبدیل ذهنیت قضاوت گر (سیاه و سفید) به ذهنیت تحلیلی و همدلانه (خاکستری). این توانایی شناختی، سنگ بنای انعطاف پذیری در برابر پر و پا گاندای دیجیتال خواهد بود.
3) راهبردهای مدیریت محیط دیجیتال (مدیریت بیرونی)
برای مدیریت تاثیر محیط، نیاز به تعریف سه لایه راهبردی اجرایی است که هر کدام بخشی از پورتفولیوی مدیریتی ما را تشکیل میدهند:
الف) راهبرد آموزش
مدیریت دانش و مهارت: آموزش رسمی و مستمرسواد رسانه ای و سواد هوش مصنوعی. این آموزشها باید شامل تحلیل نحوه عملکرد الگوریتمها، تشخیص محتوای تولیدشده توسط ماشین، و درک اقتصاد توجه باشد.
آموزشهای سواد هوش مصنوعی باید فراتر از استفاده صرف باشد و به نوجوان و یا کودک ما بیاموزد که مدلهای زبانی چگونه "حقیقت" را بر اساس داده های آموزشی خود بازتولید میکنند.
ب) راهبرد تعامل
مدیریت زمان نمایشگر و کیفیت آن: این مدیریت شامل تعیین سهمیه های روزانه/هفتگی برای زمانهای بدون نظارت دیجیتال و همچنین طراحی اوقات فراغت فیزیکی است که می تواند جایگزین های سازنده ای برای تعاملات آنلاین فراهم کند. مدیریت زمان باید مبتنی بر هدف باشد؛ نه فقط زمان سنجی.
اصل مدیریت زمان: اولویت بندی "فعالیتهای سازنده" (مانند برنامه نویسی، مطالعه عمیق) بر"مصرف منفعل" (مانند تماشای ویدئوهای کوتاه).
ج) راهبرد عاطفی اجتماعی
مدیریت فشار تایید آنلاین و مقایسه اجتماعی سرمایه گذاری از مهمترین راهبردها در این مسیر می باشد. این امر نیازمند "سرمایه گذاری بر روابط عمیق" در فضای واقعی است تا ارزش گذاری کودک بر اساس لایکها و کامنتها شکل نگیرد، بلکه برمبنای تعاملات معنادار با خانواده و جامعه محدود اما اصیل تثبیت شود. این راهبرد نیازمند آن است که والدین و مربیان نقش «فیلترهای عاطفی» را ایفا کنند و به نوجوانان کمک کنند تا مفهوم عزت نفس را از داخل سازماندهی کنند، نه از بیرون (از طریق شبکه های اجتماعی).
4) نتیجه گیری مدیریتی: تربیت آینده نگر
مدیریت قشر کودک و نوجوان در جهان دیجیتال، یک پروژه کوتاه مدت نیست، بلکه یک چشم انداز سازمانی بلند مدت برای جامعه است. راهبرد موفق، ایجاد "پادتن شناختی و روانی" هست تا بتوانند با هر موج جدید تکنولوژیکی، بدون از دست دادن انسانیت و ارزش های بنیادین، سازگار شوند. این پادتن با ترکیبی از ساختار (قوانین سیاه وسفید دوران رشد) و انعطاف (درک پیچیدگی جهان دیجیتال) تقویت میگردد.
مدیریت موفق، پذیرش این واقعیت است که زیست چندگانه (فیزیکی دیجیتال) تنها آینده نیست، بلکه واقعیت حال حاضر است و باید برای آن، مدلهای مدیریتی جدیدی از جمله مدل دانش مدیریتی تعریف کرد. به امید بهره مندی صحیح و رو به رشد و ترقی کودکان و نوجوانان عزیز کشورمان از فضاهای مجازی، دیجیتالی و هوش مصنوعی . یا حق