سازوکارهای شکل گیری استبداد و راه های مقابله با آن بر اساس اندیشه های تیموتی اسنایدر

26 بهمن 1404 - خواندن 7 دقیقه - 34 بازدید

مقاله: سازوکارهای شکل گیری استبداد و راه های مقابله با آن بر اساس اندیشه های تیموتی اسنایدر

مقدمه

در جهان امروز، تهدیدهای آزادی دیگر تنها از طریق کودتاهای ناگهانی یا دیکتاتوری های کلاسیک ظاهر نمی شوند؛ بلکه اغلب آرام، تدریجی و در پوشش «عادی سازی» و «بی تفاوتی سیاسی» رشد می کنند. تیموتی اسنایدر، تاریخ دان برجسته دانشگاه ییل و متخصص تاریخ اروپا در قرن بیستم، در کتاب مشهور خود On Tyranny: Twenty Lessons from the Twentieth Century به طور دقیق نشان می دهد که چگونه آزادی ها از درون فرسوده می شوند و چگونه مردم، گاه ناآگاهانه، به روندهای اقتدارگرایانه کمک می کنند.

این مقاله با تکیه بر اندیشه های اسنایدر، ابتدا به معرفی او و کتابش می پردازد، سپس دو مفهوم کلیدی «عادی سازی» و «بی تفاوتی سیاسی» را از منظر تاریخی و روان شناختی بررسی می کند، و در نهایت راهکارهایی برای جلوگیری از تقویت استبداد ارائه می دهد.


۱. تیموتی اسنایدر کیست؟

تیموتی اسنایدر یکی از برجسته ترین پژوهشگران تاریخ معاصر اروپا است. او سال ها درباره فاشیسم، نازیسم، کمونیسم و رژیم های توتالیتر تحقیق کرده و آثارش از معتبرترین منابع در حوزه مطالعات استبداد به شمار می روند.
کتاب On Tyranny او که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، به سرعت به پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز تبدیل شد و به عنوان راهنمایی عملی برای شناخت و مقابله با روندهای اقتدارگرایانه مورد استقبال قرار گرفت.



۲. کتاب «از آزادی که حرف می زنیم» (On Tyranny) درباره چیست؟

این کتاب شامل ۲۰ درس کوتاه و کاربردی است که از تجربه سقوط دموکراسی ها در قرن بیستم استخراج شده اند. اسنایدر هشدار می دهد که:

- استبداد ناگهانی نیست؛ تدریجی است.
- مردم با عادت کردن به رفتارهای غیرعادی، راه را برای اقتدارگرایی باز می کنند.
- آزادی تنها زمانی زنده می ماند که مردم فعالانه از آن مراقبت کنند.
- حقیقت، نهادهای مدنی و مشارکت عمومی ستون های اصلی مقاومت اند.

این کتاب نه تنها تحلیلی تاریخی ارائه می دهد، بلکه راهکارهای عملی برای شهروندان امروز پیشنهاد می کند.


۳. عادی سازی (Normalization): سازوکار آرام و خطرناک استبداد

یکی از مهم ترین مفاهیمی که اسنایدر بر آن تاکید می کند، عادی سازی رفتارهای غیرعادی است. این روند از نظر روان شناختی و اجتماعی چند مرحله دارد:

۳.۱. شروع با یک تغییر کوچک
استبداد هرگز با یک اقدام بزرگ آغاز نمی شود. ابتدا یک محدودیت کوچک، یک دروغ کوچک یا یک قانون ظاهرا بی ضرر مطرح می شود. مردم برای حفظ آرامش ذهنی می گویند: «چیز مهمی نیست.»

۳.۲. تکرار و کاهش حساسیت
ذهن انسان به تکرار عادت می کند. وقتی رفتارهای غیرعادی چند بار تکرار شوند، دیگر «غیرعادی» به نظر نمی رسند.

۳.۳. توجیه روانی
برای کاهش اضطراب، مردم رفتارهای خطرناک را توجیه می کنند:
- «حتما دلیل دارد.»
- «فعلا تحمل کنیم.»
- «به من ربطی ندارد.»

این توجیه ها، سوخت اصلی استبدادند.

۳.۴. شکل گیری دوگانه جامعه
جامعه به دو گروه تقسیم می شود:
- کسانی که خطر را می بینند
- کسانی که می گویند «زیادی حساس نشو»

گروه دوم معمولا بزرگ تر است، چون عادت کردن آسان تر از مقاومت کردن است.

۳.۵. تثبیت غیرعادی ها به عنوان «روال معمول»
در نهایت، رفتارهای اقتدارگرایانه تبدیل به بخشی از زندگی روزمره می شوند و مقاومت در برابر آن ها دشوارتر می شود.


۴. بی تفاوتی سیاسی: مرگ آرام آزادی

جمله اسنایدر که می گوید:
«آزادی وقتی می میرد که مردم فکر می کنند سیاست به آن ها ربطی ندارد.»
یک حقیقت روان شناختی عمیق را بیان می کند.

۴.۱. توهم بی تاثیری
بسیاری از مردم باور دارند که «من یک نفرم، چه تاثیری دارم؟»
این باور، مشارکت را کاهش می دهد و میدان را برای قدرت های بی مهار باز می گذارد.

۴.۲. فرار از مسئولیت
سیاست پیچیده و پرتنش است. بسیاری برای حفظ آرامش ذهنی از آن فاصله می گیرند. اما این فاصله گرفتن، دقیقا همان چیزی است که استبداد می خواهد.

۴.۳. تضعیف نهادها
وقتی مردم بی تفاوت باشند:
- رسانه ها ضعیف می شوند
- قانون بی اثر می شود
- فساد رشد می کند
- حقیقت مبهم می شود

در چنین فضایی، آزادی دوام نمی آورد.

۴.۴. مشروعیت بخشی ناخواسته
سکوت مردم، برای قدرت های اقتدارگرا به معنای «رضایت» تلقی می شود.


۵. چرا برخی جوامع سریع تر به استبداد عادت می کنند؟

۵.۱. حافظه تاریخی سرکوب
جوامعی که تجربه طولانی سرکوب دارند، بیشتر به بقا فکر می کنند تا آزادی.

۵.۲. ضعف نهادهای مستقل
وقتی رسانه، دانشگاه یا قانون مستقل نباشد، حقیقت تیره می شود و مردم سردرگم می مانند.

۵.۳. فشار اقتصادی
در شرایط سخت اقتصادی، مردم انرژی روانی برای مقاومت ندارند.

۵.۴. ترس
ترس، قوی ترین ابزار کنترل است.

۵.۵. نبود آموزش سیاسی
بدون آگاهی، مردم نمی دانند چه چیزی را باید مطالبه کنند.


۶. چرا برخی جوامع مقاومت بیشتری نشان می دهند؟

۶.۱. نهادهای قوی
رسانه آزاد، قوه قضاییه مستقل و دانشگاه های آزاد، سپرهای اصلی آزادی اند.

۶.۲. فرهنگ مشارکت
در جوامعی که مردم از کودکی یاد می گیرند نظر بدهند و مطالبه کنند، استبداد سخت تر رشد می کند.

۶.۳. حافظه مقاومت
تجربه موفق مبارزه با ظلم، اعتمادبه نفس جمعی ایجاد می کند.

۶.۴. توزیع قدرت
قدرت غیرمتمرکز، امکان سوءاستفاده را کاهش می دهد.

۶.۵. آموزش و آگاهی
آگاهی، پادزهر استبداد است.


۷. چگونه می توان استبداد را ضعیف کرد؟

۷.۱. حساسیت به اولین نشانه ها
هر تغییر کوچک باید جدی گرفته شود.

۷.۲. دفاع از حقیقت
تحقیق، پرسشگری و حمایت از رسانه های مستقل ضروری است.

۷.۳. مشارکت مدنی
رای دادن، مطالبه گری، حضور در جامعه و گفتگوهای عمومی.

۷.۴. حمایت از نهادهای مستقل
دانشگاه ها، روزنامه نگاران، وکلا و انجمن های مدنی ستون های آزادی اند.

۷.۵. شجاعت فردی
گاهی یک نفر می تواند روندی را متوقف کند.


نتیجه گیری

استبداد از دو چیز تغذیه می کند:
عادت مردم و بی تفاوتی مردم.
و با دو چیز ضعیف می شود:
حساسیت مردم و مشارکت مردم.

اندیشه های تیموتی اسنایدر به ما یادآوری می کند که آزادی یک وضعیت ثابت نیست؛ یک فرایند فعال است که نیاز به مراقبت روزانه دارد.
اگر مردم هوشیار، آگاه و مشارکت جو باشند، هیچ قدرتی—حتی تدریجی و آرام—نمی تواند آزادی را از آن ها بگیرد.

منابع

منابع اصلی (انگلیسی)
- Snyder, Timothy. On Tyranny: Twenty Lessons from the Twentieth Century. Tim Duggan Books, 2017.
- وب سایت رسمی تیموتی اسنایدر و معرفی کتاب On Tyranny.

منابع فارسی (ترجمه شده یا معتبر)
- تیموتی اسنایدر، از آزادی که حرف می زنیم، ترجمه محمدرضا عاشوری، نشر خوب.
- مقالات و تحلیل های فارسی درباره کتاب «از آزادی که حرف می زنیم» در رسانه های فرهنگی و اندیشه ای.
- منابع فارسی حوزه علوم سیاسی و روان شناسی اجتماعی درباره استبداد، عادی سازی و مشارکت مدنی.


شهناز علیم کارشناس ارشد روانشناسی بالینی 

نویسنده/پژوهشگر