«نادانی آرزومندانه»، نوعی انتخاب ندانستن! است.

26 بهمن 1404 - خواندن 3 دقیقه - 31 بازدید

دن آریلی، روان شناس و اقتصاددان رفتاری، در کتاب پشت پرده ریاکاری (The Honest Truth About Dishonesty) از مفهومی ظریف اما عمیق پرده برمی دارد که آن را «نادانی آرزومندانه» (Willful / Motivated Ignorance) می نامد؛ حالتی روان شناختی که در آن انسان به صورت آگاهانه یا نیمه آگاهانه تصمیم می گیرد «نداند». این نادانی، تصادفی یا ساده لوحانه نیست؛ بلکه کارکردی دفاعی، سودمند و اغلب اخلاقی نما دارد.

در نادانی آرزومندانه، فرد با اطلاعاتی مواجه است که اگر آن ها را جدی بگیرد، مجبور می شود رفتار، باور یا تصویر اخلاقی خود را تغییر دهد. از آن جا که این تغییر هزینه روانی دارد احساس گناه، اضطراب، تعارض درونی یا تهدید عزت نفس ذهن راه ساده تری انتخاب می کند: نادیده گرفتن، تعویق، یا تضعیف اعتبار آن اطلاعات.

آریلی نشان می دهد که بسیاری از رفتارهای غیراخلاقی انسان ها نه حاصل بدذاتی، بلکه نتیجه همین نادانی انتخاب شده است. ما دوست داریم خود را «انسانی خوب» بدانیم، اما هم زمان از منافع رفتارهای خاکستری نیز بهره ببریم. نادانی آرزومندانه دقیقا پلی است میان این دو خواسته متعارض: هم سود را نگه می داریم، هم تصویر اخلاقی خود را حفظ می کنیم.

در پژوهش های آریلی، وقتی افراد می توانند بدون اطلاع دقیق از پیامدهای اخلاقی تصمیم خود عمل کنند مثلا ندانند کالایی که می خرند حاصل کار کودک است یا نه با آسودگی بیشتری انتخاب خودخواهانه می کنند. اما اگر همان اطلاعات به صورت شفاف و غیرقابل انکار ارائه شود، میزان انتخاب غیراخلاقی کاهش می یابد. نکته کلیدی این است که انسان ها اغلب فعالانه از رسیدن به این شفافیت جلوگیری می کنند؛ سوال نمی پرسند، منبع را چک نمی کنند و ترجیح می دهند در «منطقه خاکستری ندانستن» باقی بمانند.

نادانی آرزومندانه به طور مستقیم با کاهش ناهماهنگی شناختی پیوند دارد. دانستن حقیقت ناراحت کننده، تعارضی میان «من اخلاقی» و «رفتار واقعی» ایجاد می کند. ندانستن، این تعارض را پیشاپیش خنثی می سازد و به بیان دیگر، نادانی نه ضعف ذهن، بلکه راهبردی برای حفظ انسجام روانی می شود.

این پدیده در زندگی روزمره به وفور قابل مشاهده است: کارمندی که درباره فساد ساختاری محل کارش «زیادی کنجکاوی نمی کند»، مصرف کننده ای که برچسب ها را نمی خواند، یا شهروندی که اخبار ناراحت کننده را کنار می گذارد تا احساس مسئولیت نکند. در همه این موارد، فرد می داند اگر بداند، دیگر نمی تواند مثل قبل عمل کند.

از منظر اخلاق روان شناختی، نادانی آرزومندانه مرز باریکی میان «ناتوانی در دانستن» و «امتناع از دانستن» ترسیم می کند. آریلی با ظرافت نشان می دهد که بسیاری از ما نه دروغ گوهای بزرگ، بلکه استادان کوچک ندانستن هستیم؛ کسانی که حقیقت را آن قدر دور نگه می دارند که مجبور به مواجهه با آن نشوند.

در نهایت، نادانی آرزومندانه ما را با یک پرسش بنیادین روبه رو می کند:

آیا اخلاق فقط به آن چه می دانیم مربوط است، یا به آن چه عمدا نخواستیم بدانیم نیز مسئولیم؟

آریلی پاسخ را به خواننده واگذار می کند، اما پیام روان شناختی روشن است: «رشد اخلاقی، پیش از هر چیز، مستلزم شجاعت دانستن است؛ حتی وقتی دانستن، آرامش روانی ما را به چالش می کشد.»