طبیعت قربانی تفریح شاه

27 بهمن 1404 - خواندن 5 دقیقه - 1089 بازدید



 

ایران در دوران محمدرضا پهلوی قربانی سیاست های زیست محیطی شد. صادرات حیوانات وحشی و شکار شاهزادگان عرب، تعادل طبیعت را برهم زد. گذشته تلخ هشدار می دهد: حفاظت از محیط زیست وظیفه ای ملی است تا میراث طبیعی ایران برای نسل های آینده حفظ شود.

ایران در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، شاهد یکی از تلخ ترین فجایع زیست محیطی تاریخ خود بود. سرزمینی که قرن ها خانه ی تنوع حیات وحش و منابع طبیعی بی نظیر بود، به قربانی سیاست های مدیریتی کوتاه مدت و سودمحور تبدیل شد. در این دوره، نه تنها هیچ برنامه ای برای حفاظت از محیط زیست وجود نداشت، بلکه بهره برداری بی حد و حصر از طبیعت، رسم حکومتی و ابزار نمایش قدرت شد. صادرات حیوانات وحشی ایران، از خرس و قوچ گرفته تا بز و سگ، به خارج از کشور، نمونه ای روشن از این مدیریت بدون آینده نگری بود.

روزنامه اطلاعات در تاریخ 11 آذر 1349 گزارش داد که تجارت بی رویه حیوانات وحشی به سرعت در حال گسترش است و نه تنها به کاهش جمعیت این گونه ها منجر شد، بلکه اکوسیستم های طبیعی ایران را نیز به شدت آسیب پذیر کرد.این بهره برداری صرفا اقتصادی نبود؛ تفریح و سرگرمی نیز سهم بزرگی در تخریب محیط زیست داشت. حضور شاهزادگان حکومت های عربی برای شکار و شکارگاه های خصوصی، که در گزارش روزنامه کیهان در 27 آذر 1356 به آن اشاره شد، نشان می دهد که طبیعت ایران به میدان بازی و نمایش قدرت تبدیل شده بود. شکار بی رویه و بی ضابطه، نه تنها جمعیت گونه های وحشی را کاهش داد، بلکه تعادل اکوسیستم های منطقه ای را بر هم زد. مراتع و جنگل ها نیز، تحت فشار پروژه های توسعه ای غیرکارشناسی و فقدان برنامه ریزی پایدار، به شدت تخریب شدند.

پهلوی، میراث سبز قربانی

سیاست های محیط زیستی حکومت پهلوی، الگوی روشنی از مدیریت کوتاه مدت و بدون چشم انداز بود. در این دوره، حفاظت از منابع طبیعی تنها در کاغذ باقی ماند و در عمل، طبیعت ابزاری برای کسب شهرت، ثروت و نمایش قدرت حاکمیت شد. هر گونه تلاش برای جلوگیری از تخریب محیط زیست، یا نادیده گرفته می شد و یا توسط قوانین انعطاف ناپذیر حکومتی محدود می شد. این سبک مدیریت، اثرات خود را نه تنها در کاهش جمعیت حیوانات وحشی، بلکه در تخریب گسترده خاک، جنگل و منابع آبی ایران نیز برجای گذاشت.

درس این دوران، برای امروز ما واضح و غیرقابل انکار است. طبیعت، میراثی است که اگر یک بار از بین برود، بازگشت آن غیرممکن یا بسیار دشوار است. گذشته تلخ ایران در دوران پهلوی، هشداردهنده است: هر گونه بهره برداری بدون برنامه و بدون توجه به آینده، تنها منجر به نابودی خواهد شد. امروزه، مسئولیت حفاظت از محیط زیست بر دوش تمامی مردم و نهادهای دولتی است و نه یک گزینه، بلکه یک وظیفه ملی است.

پهلوی و قتل خاموش طبیعت

آموختن از گذشته، تنها راه نجات طبیعت ایران است. همان طور که شکار بی رویه و صادرات بدون ضابطه حیوانات وحشی در دهه ۵۰، تعادل اکوسیستم ها را بر هم زد و منابع طبیعی کشور را تهدید کرد، بی توجهی به محیط زیست امروز نیز می تواند فجایعی مشابه ایجاد کند. باید سیاست های پایدار، قوانین حفاظت از حیات وحش، مدیریت منابع آبی و آموزش عمومی درباره اهمیت محیط زیست، در دستور کار قرار گیرد تا میراث طبیعی ایران برای نسل های آینده حفظ شود.به یاد داشته باشیم که هیچ پیشرفت اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی نمی تواند جایگزین منابع طبیعی نابودشده شود. تجربه دوران محمدرضا پهلوی، درسی است برای تمام دولت ها و مدیران کشور: طبیعت را نمی توان ابزار قدرت یا سود کوتاه مدت قرار داد، بلکه باید به آن به چشم سرمایه ای ملی و امانتی برای نسل های آینده نگاه کرد. حفاظت از محیط زیست، مسئولیتی اخلاقی، اجتماعی و تاریخی است و تنها با رعایت این مسئولیت است که می توان امیدوار بود ایران، دوباره خانه ای امن برای گونه های وحشی و طبیعت متنوع خود شود.

ایران امروز، باید با عبرت از گذشته، سیاست های خود را بازنگری کرده و محیط زیست را در اولویت قرار دهد. تاریخ نشان داده است که بی توجهی به طبیعت، سرانجام جز تخریب و فاجعه نتیجه ای ندارد. باید یاد بگیریم که قدرت واقعی، محافظت از منابع طبیعی و حیات وحش است، نه نابودی آن برای خوشگذرانی و منافع کوتاه مدت.


*نویسنده: موسی کاظم زاده؛ قابل دسترسی هم در سایت بازار تبریز آنلاین

https://bazartabrizonline.ir