تهران؛ میان رفاه و فشار

28 بهمن 1404 - خواندن 4 دقیقه - 2161 بازدید



 

تهران در دهه ۵۰، حتی در دوره ای که مدرن سازی و توسعه شهری با شتاب دنبال می شد، به شهری تبدیل شده بود که برای بسیاری از ساکنانش غیرقابل تحمل بود. گزارش های روزنامه های آن دوران، از جمله اطلاعات (1355/07/11) و کیهان (1354/02/21)، نشان می دهد که رشد سریع جمعیت، مهاجرت های گسترده از استان ها و توسعه بی رویه شهری، تهران را به مکانی بی برنامه و پرازدحام بدل کرده بود. خیابان ها و کوچه ها هر روز با ترافیک فزاینده ای مواجه بودند و نبود سیستم حمل و نقل منسجم، فشار و نارضایتی عمومی را تشدید می کرد. برای عده ای محدود، تهران نماد رفاه و فرصت بود، اما اکثریت مردم با دغدغه های روزمره مسکن، معیشت و سلامت دست و پنجه نرم می کردند و زندگی شهری را به تجربه ای طاقت فرسا بدل می ساخت.

بحران شهری تنها محدود به مسائل ترافیکی نبود. آلودگی هوا و شرایط زیست محیطی، نگرانی های جدی ایجاد کرده بود. گزارش های آن دوره نشان می دهد که افزایش خودروها، رشد بی رویه صنایع و فقدان سیاست های کنترل آلودگی، تهران را به شهری با مشکلات بهداشتی و زیست محیطی جدی تبدیل کرده بود. شهروندان، به ویژه طبقه متوسط و کارگران، روزانه با دود، گرد و غبار، سر و صدا و فشارهای ناشی از رشد نامنظم شهر مواجه بودند. این شرایط، زندگی روزمره را به تجربه ای طاقت فرسا و پرتنش تبدیل می کرد و در تضاد آشکار با تصویر پرزرق و برق شهر در فیلم ها و تبلیغات رسانه ای قرار داشت.

تهران بی قواره زمان پهلوی

مسائل مسکن نیز یکی از مهم ترین عوامل بی تحمل شدن زندگی در تهران بود. رشد جمعیت و مهاجرت های داخلی، باعث کمبود مسکن و افزایش قیمت ها شده بود. گزارش روزنامه کیهان در تاریخ 1354/02/21 به مشکلات خانه دار شدن مردم و افزایش اجاره ها اشاره کرده است. این موضوع، همراه با تفاوت های فاحش طبقاتی، تهران را به شهری برای ثروتمندان محدود کرده بود و اکثریت مردم، که توان مالی کافی برای تامین رفاه و آسایش نداشتند، در چرخه ای بی پایان از دغدغه و تلاش برای بقا گرفتار شده بودند.

با وجود مشکلات شدید، رسانه ها و فرهنگ عامه آن دوران تصویری متفاوت از تهران ارائه می دادند. فیلم ها، تبلیغات و گزارش های جشنواره ای، تهران را شهری پرجنب و جوش، شاد و مملو از خوشی نشان می دادند: کاباره ها، مهمانی های شبانه و سرگرمی های پرزرق و برق، تصویری از شهری شاداب و مدرن ارائه می کرد. اما این تصویر بیشتر به اقلیت ثروتمند تعلق داشت و بازتاب دهنده زندگی روزمره اکثریت مردم نبود. این تضاد، شکاف اجتماعی و اقتصادی تهران را بیشتر نمایان می کرد و نشان می داد که شهر بدون برنامه ریزی جامع و سیاست های عادلانه شهری، نمی تواند برای اکثر شهروندان قابل تحمل باشد.

تهران رهاشده در پهلوی

یکی دیگر از مشکلات تهران در دهه ۵۰، فقدان هماهنگی در مدیریت شهری و بی برنامگی بود. توسعه خیابان ها، شبکه حمل و نقل، خدمات شهری و فضای سبز، غالبا بدون مطالعه جامع و بلندمدت انجام می شد. این امر، نه تنها به افزایش مشکلات روزمره مانند ترافیک و کمبود مسکن دامن می زد، بلکه امکان توسعه پایدار و زندگی راحت برای شهروندان را محدود می کرد. در نتیجه، تهران به شهری بی در و پیکر تبدیل شد؛ شهری که ظاهر مدرن و پرزرق و برق داشت اما زیر سطح آن، فشارهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی در جریان بود.

مطالعه وضعیت تهران در دهه ۵۰ نشان می دهد که بحران های شهری، ریشه های عمیق تاریخی دارند. شهر بدون برنامه ریزی دقیق و توجه به عدالت اجتماعی، نمی تواند به محیطی قابل زندگی برای اکثریت شهروندان تبدیل شود. تهران اگرچه در ظاهر شهری مدرن و پرزرق و برق بود، اما زندگی روزمره اکثریت مردم با فشار و دشواری های جدی همراه بود و این واقعیت هشداردهنده ای است برای برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران که بدون توجه به زیرساخت ها و نیازهای واقعی مردم، توسعه شهری را پیش برند.


*نویسنده: موسی کاظم زاده؛ قابل دسترسی هم در سایت بازار تبریز آنلاین

https://bazartabrizonline.ir