امید؛ مهارتی که می توان آن را ساخت NO:۱۱
امید در نگاه علمی یک احساس مبهم یا یک حالت شاعرانه نیست. پژوهش های روان شناسی مثبت گرا و علوم اعصاب نشان می دهند امید یک مهارت شناختی رفتاری است؛ یعنی چیزی که می توان آن را یاد گرفت، تقویت کرد و در زندگی روزمره به کار گرفت. برخلاف تصور عمومی، امید نتیجه ی شرایط خوب نیست؛ نتیجه ی توانایی ذهن برای ساختن مسیر در دل شرایط سخت است. در نظریه ی «امید» که چارلز اسنایدر آن را پایه گذاری کرده، امید سه جزء دارد: اول، داشتن یک هدف روشن؛ دوم، باور به اینکه راه هایی برای رسیدن به آن وجود دارد؛ و سوم، باور به اینکه من می توانم آن راه ها را طی کنم. این سه جزء، امید را از خوش بینی جدا می کند. خوش بینی یعنی «همه چیز درست می شود»، اما امید یعنی «من می توانم کاری بکنم که اوضاع بهتر شود». این تفاوت کوچک، در عمل تفاوتی بزرگ ایجاد می کند. علوم اعصاب نیز نشان می دهد امید یک سازوکار زیستی دارد. وقتی انسان به آینده ی قابل بهبود فکر می کند، مسیرهای دوپامینی در مغز فعال می شوند؛ همان مسیرهایی که مسئول انگیزه، انرژی و پیگیری هدف اند. این یعنی امید فقط یک حالت روانی نیست؛ یک سوخت عصبی است. مغز انسان بدون امید، وارد حالت صرفه جویی می شود: انرژی کمتر، انگیزه کمتر، حرکت کمتر. اما وقتی امید فعال می شود، مغز دوباره به سمت برنامه ریزی، حل مسئله و تلاش جهت دار می رود. در زندگی روزمره، امید به شکل رفتارهای کوچک دیده می شود: وقتی مردی با وجود خستگی، یک قدم کوچک برای بهتر شدن شرایط برمی دارد؛ وقتی کسی به جای رها کردن، یک راه دیگر امتحان می کند؛ وقتی فردی در دل فشار، هنوز برای فردا برنامه می نویسد؛ این ها نشانه های امیدند، نه احساسات لحظه ای. امید همچنین یک عامل محافظتی برای سلامت روان است. پژوهش ها نشان می دهد افرادی که سطح امید بالاتری دارند، در برابر استرس دیرتر فرسوده می شوند، تصمیم های دقیق تری می گیرند و در روابط انسانی پایدارتر عمل می کنند. دلیلش ساده است: امید به ذهن اجازه می دهد گزینه ها را ببیند. ذهنی که امید ندارد، فقط بن بست ها را می بیند؛ ذهن امیدوار، حتی در محدودیت ها هم مسیرهای کوچک اما واقعی پیدا می کند. نکته ی مهم این است که امید یک مهارت قابل پرورش است. با هدف گذاری های کوچک، با ساختن مسیرهای جایگزین، با ثبت پیشرفت های روزانه—حتی اگر بسیار کوچک باشند—شبکه های عصبی مرتبط با امید تقویت می شوند. درست مثل عضله ای که با تمرین رشد می کند. امید یک استعداد نیست؛ یک تمرین روزانه است.
امید یعنی توانایی دیدن آینده ای که هنوز نیامده، اما می تواند ساخته شود. این نگاه، نه ساده لوحی است و نه انکار واقعیت. امید یعنی پذیرش سختی ها همراه با باور به اینکه «من می توانم در این سختی ها حرکت کنم». و همین باور، نقطه ی شروع هر تغییری است.
با احترام - مسعود روشن ضمیر
زمستان 1404