اعتراف ساواک به دموکراسی نمایشی شاه!

29 بهمن 1404 - خواندن 3 دقیقه - 1290 بازدید



 

اسناد ساواک فاش می کنند حزب مردم، قرار بود صدای اقلیت و نقدگرای شاه باشد، اما اختلافات داخلی و دخالت مستقیم شاه آن را به یک پوسته نمایشی دموکراسی تبدیل کرد. احزاب واقعی قدرت نداشتند و بیکاری سیاسی و کنترل کامل حکومت، آشکار بود.

اسناد ساواک فاش می کنند حزب مردم، که قرار بود صدای اقلیت و نقدگرای شاه باشد، تنها یک پوسته دموکراسی نمایشی بود. اختلافات داخلی، برکناری دبیرکل و کنترل مستقیم شاه، احزاب را بی قدرت کرد و نشان داد دموکراسی در ایران پهلوی، فقط ظاهر و نمایشی بود. اسناد موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، تصویری تلخ از وضعیت احزاب در دوران پهلوی ارائه می دهند. پرونده حزب مردم نشان می دهد که این حزب، که به عنوان اقلیت می بایست نقش انتقادی و نظارتی خود را در برابر دولت ایفا کند، عملا تنها یک ظاهر دموکراتیک برای حکومت بود.

مهرماه ۱۳۵۱، گزارش های مایوس کننده ای از بحران داخلی رهبری حزب مردم به ساواک رسید. هشدار داده شده بود که اگر اقدامی جدی صورت نگیرد، این حزب به زودی توان ادامه فعالیت نخواهد داشت. اندکی پیش از آن، شاه از انتقاد علینقی کنی، دبیرکل حزب مردم، از حزب ایران نوین خشمگین شده و دستور برکناری او را صادر کرده بود. این اقدام، عملا استقلال و اقتدار حزب را نابود کرد و نشان داد احزاب تنها ابزار نمایشی دموکراسی بودند.

پوسته ای به نام دموکراسی در ایران پهلوی

گزارش ۲۳ آبان ۱۳۵۱ ساواک، صریحا وضعیت بحران زده حزب مردم را چنین توصیف می کند: حزب مردم، که با عهده داری نقش اقلیت و انتقاد از دولت، باید در نظام دو حزبی ایران نقشی واقعی ایفا می کرد، پس از کناره گیری کنی و بروز اختلافات داخلی، تنها نامی از حزب اقلیت باقی مانده است. حزب، دیگر دبیرکل مقتدر و رهبری واحد ندارد و ساختار آن به هم ریخته است. چنین وضعی نه تنها اثرات منفی داخلی داشته، بلکه تصویر بین المللی ایران را نیز تحت تاثیر قرار داده و این تصور را ایجاد کرده که رژیم به سمت یک حزبی شدن حرکت می کند.

در واقع، این اسناد اعترافی آشکار از دموکراسی نمایشی شاه است. حزبی که قرار بود صدای اقلیت و نقدگرای مردم باشد، به ابزار کنترل و نمایش قدرت تبدیل شد. تصمیمات شاه برای برکناری افراد منتقد و دخالت مستقیم در ساختار حزب، نشان می دهد که دموکراسی در ایران آن دوران، چیزی جز یک پوسته ظاهری نبوده است.این تجربه تاریخی به ما یادآوری می کند که دموکراسی بدون استقلال احزاب و بدون آزادی انتقاد، به سرعت به یک نمایش تهی و بی اثر بدل می شود. همان گونه که اسناد ساواک نشان می دهند، فقدان رهبری مقتدر و اختلافات داخلی می تواند حتی یک حزب رسمی را از نقشش ساقط کند و اعتماد عمومی و بین المللی را خدشه دار سازد.


*نویسنده: موسی کاظم زاده؛ قابل دسترسی هم در سایت بازار تبریز آنلاین

https://bazartabrizonline.ir