دین حکومتی و پارادوکس بقا

30 بهمن 1404 - خواندن 4 دقیقه - 24 بازدید

دین حکومتی و پارادوکس بقا

سکوت مرجعیت و حذف جمعی در ایران معاصر

نویسنده: محمد حجتی فرد

کد پژوهشگری : ORCID:0009-0001-7404-8045

وابستگی : معمار عرفان آیینه RCT

چکیده

این مقاله به تحلیل یک رویداد شاخص می پردازد: حذف جمعی ده ها هزار انسان در ایران طی دو روز و سکوت نهاد مرجعیت شیعی در برابر آن. با استفاده از چارچوب شناخت بازتابی و الهام از تحلیل تاریخی عبدالحسین زرین کوب در دو قرن سکوت، نشان داده می شود که دین حکومتی در بزنگاه های حیاتی از نقش اخلاقی فاصله می گیرد و به عاملی در تثبیت «میدان حذف» بدل می شود. این سکوت نه فقدان کنش، بلکه کنشی ساختاری برای حفظ نظم قدرت است. مقاله استدلال می کند که گذار از دین حکومتی به اخلاق بازتابی، ضرورت تمدنی برای بقای ایران محسوب می شود.

کلیدواژه ها: دین حکومتی، سکوت مرجعیت، میدان حذف، دو قرن سکوت، اخلاق بازتابی، بقای جمعی، هویت ایرانی

۱. مقدمه

زرین کوب در دو قرن سکوت فروپاشی ایران پساساسانی را صرفا نتیجه غلبه نظامی نمی داند، بلکه خاموشی نهادهای معنا بخش و فروکش کردن ظرفیت اعتراض اخلاقی را عامل اصلی می داند.

این مقاله با همین نگاه، وضعیت کنونی را بررسی می کند: چگونه در برابر حذف جمعی انسان ها، نهاد دینی که مدعی پاسداری از جان و کرامت انسان است، سکوت اختیار می کند؟

فرضیه مرکزی: سکوت مرجعیت ادامه الگوی تاریخی ترجیح بقای ساختار بر بقای جامعه است.

۲. چارچوب مفهومی

۲.۱ دین حکومتی به مثابه سامانه قدرت

دین حکومتی در این پژوهش به عنوان سامانه ای برای تنظیم معنا، مشروعیت و سکوت تعریف می شود. این سامانه:

  • مرزهای اخلاق را با منافع قدرت هم تراز می کند
  • بحران را تهدیدی علیه نظم موجود می بیند، نه فرصتی برای داوری اخلاقی

۲.۲ سکوت به عنوان کنش

در منطق شناخت بازتابی، عدم واکنش، خود نوعی واکنش است. سکوت مرجعیت، با نادیده گرفتن قربانیان، میدان ادراک جمعی را طوری شکل می دهد که حذف «عادی» جلوه کند.

۳. روش شناسی

این مطالعه از سه روش استفاده می کند:

  1. تحلیل رویداد شاخص: تمرکز بر جزئیات حذف جمعی
  2. خوانش تطبیقی تاریخی: الهام از تحلیل زرین کوب
  3. تحلیل معنایی–بازتابی: بررسی پیامدهای سکوت مرجعیت

داده ها شامل شواهد روایی، تحلیل رفتار نهاد دینی و گفتمان سکوت اند.

۴. تحلیل موردی: حذف جمعی و سکوت مرجعیت

در نظریه های کلاسیک مشروعیت دینی، فاجعه گسترده باید با واکنش اخلاقی قاطع همراه شود. اما این مورد نمونه ای از وضعیت معکوس است:

  • سکوت
  • تعلیق قضاوت
  • انتقال تمرکز از جان انسان به «حفظ ثبات»

این وضعیت، همان چیزی است که زرین کوب آن را مرگ موقت وجدان تاریخی می خواند: جامعه زنده است، اما زبان اعتراضش خاموش شده.

۵. ابعاد میدان حذف

میدان حذف در این واقعه چندبعدی است:

  1. بعد فیزیکی: حذف بدن ها
  2. بعد روایی: حذف نام ها و روایت ها
  3. بعد اخلاقی: تعلیق ارزش جان انسان
  4. بعد دینی: سکوت مرجعیت به عنوان مهر مشروعیت

این ابعاد کنار هم یک سامانه حذف ساختاری می سازند که حذف را طبیعی و غیرمسئله جلوه می دهد.

۶. تداوم تاریخی سکوت

با نگاهی تاریخی می توان مشاهده کرد:

  • سکوت نهادهای معنا بخش پس از سقوط ایران
  • سکوت مرجعیت در بحران های معاصر

در هر دو، یک منطق مشترک فعال است: نجات ساختار، حتی به قیمت فرسایش ملت.

۷. چرا دین حکومتی نمی تواند حافظ بقا باشد؟

زرین کوب نشان می دهد احیای ایران نه از دل قدرت، بلکه از دل بازگشت اندیشه و نقد رخ داده است.

دین حکومتی، چون نقدپذیر نیست، از این احیا ناتوان است. اخلاق بازتابی، بر سه اصل استوار است:

  • تقدم جان انسان
  • امکان خطاپذیری نهادها
  • حق اعتراض در بحران

۸. نتیجه گیری

سکوت مرجعیت در برابر حذف گسترده انسان ها، خطای تصادفی نیست؛ نشانه فرسودگی یک نظام معرفتی است. همان گونه که ایران پس از دو قرن سکوت، تنها با عبور از انفعال زنده ماند، امروز نیز:

بقای ایران، مشروط به عبور از دین حکومتی و بازسازی اخلاق بازتابی است.