چرا آپارتمان ها در ایران ساخته می شوند، اما برای زندگی طراحی نمی شوند؟

30 بهمن 1404 - خواندن 3 دقیقه - 9 بازدید

چرا آپارتمان ها در ایران ساخته می شوند، اما برای زندگی طراحی نمی شوند؟

به قلم: مهندس هادی زرقانی، کارشناس توسعه و حکمرانی شهری
در دهه های اخیر، ساخت وساز شهری در ایران رشد چشمگیری داشته است. هزاران ساختمان جدید در شهرهای مختلف احداث شده اند، و از نظر کمی، عرضه مسکن افزایش یافته است. اما یک سوال اساسی همچنان باقی است: چرا با وجود این حجم از ساخت وساز، کیفیت زندگی در بسیاری از آپارتمان ها رضایت بخش نیست؟
پاسخ این سوال را باید در تغییر اولویت ها در فرآیند تولید مسکن جستجو کرد؛ جایی که «حداکثرسازی سود» جایگزین «حداکثرسازی کیفیت زندگی» شده است.
غلبه منطق اقتصادی بر منطق زیستی
در بسیاری از پروژه های ساختمانی، طراحی نه بر اساس نیازهای واقعی ساکنان، بلکه بر اساس حداکثرسازی سطح فروش انجام می شود. به عبارت دیگر، هر مترمربع به عنوان یک واحد درآمدی دیده می شود، نه یک جزء از یک سیستم زیستی انسانی.
نتیجه این رویکرد، فضاهایی است که اگرچه از نظر فنی قابل سکونت هستند، اما از نظر روانی و عملکردی، کیفیت لازم را ندارند.
کاهش نور طبیعی، حذف فضاهای نیمه خصوصی، کوچک شدن فضاهای عمومی، و بی توجهی به کیفیت فضایی، از جمله نشانه های این وضعیت است.
حذف تدریجی عناصر هویت بخش سکونت
در الگوهای سنتی، خانه صرفا یک سرپناه نبود؛ بلکه یک محیط زیستی کامل بود که نیازهای روانی، اجتماعی و عملکردی ساکنان را تامین می کرد.
اما در بسیاری از آپارتمان های امروزی، این عناصر حذف شده اند. فضاهای مشترک به حداقل رسیده اند، تعاملات اجتماعی کاهش یافته است، و خانه به یک «واحد سکونتی منفرد» تبدیل شده است، نه بخشی از یک سیستم اجتماعی.
این مسئله در کلان شهرهایی مانند ، به وضوح قابل مشاهده است، جایی که تراکم ساختمانی بالا، اغلب بدون توجه کافی به کیفیت زیست انسانی شکل گرفته است.
نقش ضعف مقررات و نظارت
بخش مهمی از این مسئله، به چارچوب های قانونی و نظارتی بازمی گردد. در بسیاری از موارد، مقررات موجود، حداقل های فنی را تعریف می کنند، نه استانداردهای کیفی مطلوب را.
در نتیجه، ساختمانی که از نظر قانونی قابل تایید است، لزوما از نظر کیفیت زیست، ساختمان مطلوبی نیست.
این شکاف میان «قانون» و «کیفیت واقعی»، یکی از چالش های اصلی نظام تولید مسکن است.
پیامدهای بلندمدت برای جامعه شهری
ادامه این روند، پیامدهایی فراتر از حوزه مسکن خواهد داشت. کاهش کیفیت زیست، افزایش نارضایتی اجتماعی، تضعیف حس تعلق، و کاهش سلامت روان، از جمله نتایج قابل پیش بینی این وضعیت است.
مسکن، صرفا یک کالای اقتصادی نیست؛ بلکه یک زیرساخت حیاتی برای سلامت اجتماعی است.
نادیده گرفتن این واقعیت، هزینه هایی ایجاد می کند که در بلندمدت، بسیار فراتر از منافع کوتاه مدت اقتصادی خواهد بود.
جمع بندی
مسئله اصلی در تولید مسکن امروز، کمبود ساخت وساز نیست؛ بلکه کمبود «نگاه انسانی به سکونت» است.
تا زمانی که طراحی مسکن، صرفا به عنوان یک فعالیت اقتصادی دیده شود، نه یک مسئولیت اجتماعی، کیفیت زیست شهری با چالش مواجه خواهد بود.
آینده پایدار شهری، نیازمند تغییر این رویکرد است؛ تغییری که در آن، کیفیت زندگی، به عنوان هدف اصلی طراحی و ساخت وساز تعریف شود، نه یک متغیر فرعی.