درجات درک

[محی الدین ابن عربی]
و لیس الا العین الذی هو الذات. فهو العلی لنفسه لا بالاضافه. فما فی العالم من هذه الحیثیه علو اضافه، لکن الوجوه الوجودیه متفاضله. فعلو الاضافه موجود فی العین الواحده من حیث الوجود الکثیره.(1)
***
[داوود قیصری]
(و جز عینی که عبارت از ذات است نمی باشند) یعنی: وجود کثرت اسمایی جز عین ذات الهی که به حسب شوون مختلف خودش به صور اعیان ثابته ظاهر است نمی باشد، و آنها بر حال خودشان در عدم می باشند، یعنی اسما جز عینی که عبارت از ذات الهی است نمی باشد، زیرا اسم عین مسماست. (پس او* به نفس خودش علی است، نه به اضافه و نسبت، بنابراین در عالم علو اضافه و نسبی – از حیثیت – نمی باشد) یعنی: پس وجود کثرت هم علی به ذات خودش است، زیرا آن غیر وجود حق سبحانه و تعالی – از حیث حقیقت** – نمی باشد، و جایز است ضمیر به حق تعالی برگردد، یعنی: حق تعالی علی به ذات خودش است، زیرا در وجود غیر او نیست تا بر او و از او علو و بلندی یابد، بنابر این در عالم – از این حیثیت – یعنی از حیث وحدت، علو اضافه نیست، بلکه علوش به ذات خودش است، زیرا ظاهر عالم ظاهر حق است و باطنش باطن حق، و مجموع بازگشت به عین واحدی را دارند که عین حق است، اگر چه به اعتبار دیگر، آن جهت غیریت است و اعتبار کثرت برای عالم علو اضافه است. (اما وجوه وجودی بر یکدیگر برتری دارند، بنابراین علو اضافه در عین واحد، از حیث وجوه بسیار موجود است) یعنی: اگر چه تمامی عالم از حیث احدیت علو ذاتی دارد، ولی برتری در وجوه وجودی که عبارت از مظاهر است، به علم به خدا و عدم آن، و اعمال نیکو و عدم آنها، و اتصاف به احوال و عدم آنها واقع می شود و هر یک از آنها را درجاتی است، چنان که خداوند می فرماید: «و الذین اوتوا العلم درجات – مجادله/11» همانطور که صاحبان اعمال و احوال مقامات و درجات دارند، همین طور در مقابل آنان جاهلان و مشرکان و گمراهان را درکات است. بنابراین علو اضافی بین موجودات، به حسب آنها در عین واحد – که از وجوه بسیار عین ذات است – حصول می یابد.(2)
***
[یزدانپناه عسکری]
درجات آگاهی تعقل قلب و درک وجود مطلق حق در وحدت حاشیه ظاهر یا در تناسب باطن و عمق حقیقت از حیث وجوه وجودی (سفل و علی) مقابل مفهوم و فهم متاخر از درک است. (و رفعناه مکانا علیا - 57/مریم) ، (ثم رددناه اسفل سافلین - 5/ تین)
____________
1 - محیی الدین بن عربی، فصوص الحکم، دار احیاء الکتب العربیه - قاهره، چاپ: اول، 1946 م. ج1 ؛ ص76
2 - شرح قیصری بر فصوص الحکم ابن عربی جلد اول ، گزارش داوود قیصری ، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی ، حواشی موید الین جندی ، عبدالرزاق کاشانی ، صائن الدین علی ترکه،عبدالرحمن جامی ،حسن زاده آملی – تهران: مولی، 1387 ص 375 ، 376
- * یعنی: حق تعالی با این که در عین کثرت است به نفس خودش علی است – نه به اضافه به غیر خود. «عبدالرحمان جامی» - همان
- ** یعنی: حقیقت وجود مطلق که مقابل مفهوم است. «حسن زاده آملی» - همان
- [(و لیس الا العین الذی هو الذات). ای، و لیس وجود الکثره الاسمائیه الا عین الذات الالهیه الظاهره بحسب شئونها المختلفه بصور الاعیان الثابته، و هی علی حالها فی العدم. و فی بعض النسخ: «و لیست» ای «و لیست الاسماء الا عین العین الذی هو الذات الالهیه لکون الاسم عین المسمی. (فهو العلی بنفسه لا بالاضافه فما فی العالم من هذه الحیثیه علو اضافه). ای، فوجود الکثره ایضا هو العلی لذاته، لانه لیس غیر وجود الحق سبحانه من حیث الحقیقه. و یجوز ان یعود الی الحق، ای، فالحق هو العلی لذاته، اذ لیس فی الوجود غیره لیتعالی علیه و عنه، فلیس فی العالم من هذه الحیثیه، ای من حیث الوحده، علو اضافه بل علوه لذاته، لان ظاهره ظاهر الحق و باطنه باطن الحق، و المجموع راجع الی العین الواحده التی هی عین الحق، و ان کان باعتبار آخر، هو جهه الغیریه و اعتبار الکثره للعالم، علو اضافه. و الیه اشار بقوله: (لکن الوجوه الوجودیه متفاضله، فعلو الاضافه موجوده فی العین الواحده من حیث الوجوه الکثیره). ای، و ان کان للعالم کله علو بالذات من حیث الاحدیه، لکن یقع التفاضل فی الوجوه الوجودیه التی هی المظاهر، بالعلم بالله و عدمه، و الاعمال الحسنه و عدمها، و الاتصاف بالاحوال و عدمه. و لکل ایضا درجات، کما قال: «و الذین اوتوا العلم درجات.» و لاصحاب الاعمال و الاحوال ایضا کذلک مقامات و درجات، کما لمقابلیهم من الجهال و اصحاب الشرک و الضلال درکات. فحصل العلو الاضافی بین الموجودات بحسبها فی العین الواحده التی هی عین الذات من الوجوه الکثیره. (داود قیصری، شرح فصوص الحکم (القیصری)، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی - تهران، چاپ: اول، 1375. ص 551، 552)]
