حکم در مقام موحد و محقق

1 اسفند 1404 - خواندن 5 دقیقه - 16 بازدید



[محی الدین ابن عربی]

فعالم الطبیعه صور فی مرآه واحده، لا، بل صوره واحده فی مرایا (کثیره مختلفه.) مختلفه. فما ثم الا حیره لتفرق النظر. و من عرف ما قلناه لم یحر. و ان کان فی مزید علم فلیس الا من حکم المحل، و المحل عین العین الثابته.(1)

***

[داوود قیصری]

عالم طبیعت، صوری در آینه واحداند، نه! بلکه یک صورت است در آینه های مختلف. یعنی: عالم طبیعت عبارت از صورت های گوناگون است که در آینه ذات الهی – بدون حصول تعدد و تکثر در آن – حصول پیدا کرده است، سپس بازگشته و گفته: نه! بلکه یک صورت است، و آن ذات الهی است: در آینه های مختلف، و آنها اعیان اند، چنان که گفته: «فما الوجه الا واحد غیر انه - اذا انت عددت المرایا تعددا» یعنی: (چهره جز یک چهره نیست، جز آنکه – وقتی آینه ها را بر شمردی، چهره ها متعدد می شوند) این هشداری است به حکم دو مقام: مقام موحد و مقام محقق، و تحقیق دو آینه بارها گفته آمد: پس در واقع جز حیرت – به جهت تفرق و پراکندگی نظر – نیست یعنی: نظر عقل در وجوه متعدد متضاد و مخالف یکدیگر و جز اینها، زیرا [عقل] نمی داند آن یک حقیقت است که در صور مختلف و یا حقایق بسیار ظاهر گشته است: و آن کس که آنچه را گفتیم دانست به حیرت نخواهد افتاد یعنی: هر آنکه آنچه را بیان داشتیم دانست که یک حقیقت است در صور مراتب متکثر و مظاهر مختلف ظاهر شده، در حیرت و سرگشتگی نخواهد افتاد. گوید: و اگر در فزونی علم باشد، جز حکم محل نیست و محل عین عین ثابته است یعنی: آن کس که آنچه را گفتیم دانست به حیرت نخواهد افتاد، و اگر این عارف در مزید علم به وجوه الهی است –کما قال، صلی الله علیه و سلم: «رب زدنی علما – طه/114»-

عدم حیرت در این جا جز از حکم محل نخواهد بود، و آن عین ثابت این عارف است، چنانکه حیرت مقتضای عین حیرت زده می باشد؛ و یا اینکه: اگر چه تحیر در فزونی و مزید علم حاصل است، آن تحیر جز از حکم محل نمی باشد و آن، عین حیرت زده است.(2)

***

[یزدانپناه عسکری]

ترازوی عقل ملاک سنجش مظاهر مختلف ظاهر است. وصف حکم مقام موحد و محقق در حقیقت ظاهر به ابتذال کشیده می شود.

____________

1 - محیی الدین بن عربی، فصوص الحکم، 1جلد، دار احیاء الکتب العربیه - قاهره، چاپ: اول، 1946 م. ج1 ؛ ص 78، 79

2 - شرح قیصری بر فصوص الحکم ابن عربی جلد اول ، گزارش داوود قیصری ، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی ، حواشی موید الین جندی ، عبدالرزاق کاشانی ، صائن الدین علی ترکه،عبدالرحمن جامی ،حسن زاده آملی – تهران: مولی، 1387 ص 388

- [(فعالم الطبیعه صور فی مرآه واحده، لا بل صوره واحده فی مرایا مختلفه). ای، عالم الطبیعه صور مختلفه حاصله فی مرآه الذات الالهیه من غیر حصول التعدد و التکثر فیها. ثم اضرب بقوله: (لا، بل صوره واحده) و هی الذات الالهیه فی مرایا مختلفه، و هی الاعیان کقوله: «فما الوجه الا واحد غیر انه - اذا انت عددت المرایا تعددا» تنبیها بحکم المقامین: مقام الموحد، و مقام المحقق. و قد مر تحقیق المرآتین مرارا. (فما ثمه الا حیره لتفرق النظر) ای، نظر العقل فی الوجوه المتعدده المتضاده و المتناقضه و غیرها، فانه لا یعرف انه حقیقه واحده ظهرت فی صور مختلفه او حقائق کثیره. (و من عرف ما قلناه، لم یحر). بفتح الحاء. ای و من عرف ما قررناه، من ان الحقیقه الواحده هی الظاهره فی صور المراتب المتکثره و المظاهر المختلفه، لم یقع فی الحیره (و ان کان فی مزید علم، فلیس الا من حکم المحل، و المحل هو عین العین الثابته). (3) (ان) هاهنا یجوز ان یکون للمبالغه فلا یقتضی الجواب، و یجوز ان یکون شرطیه. و علی الاول معناه: و من عرف ما قلنا لم یحر، ان کان هذا العارف فی مزید العلم بالوجوه الالهیه، کما قال، صلی الله علیه و سلم: «رب زدنی علما.» فلیس عدم الحیره هنا الا من حکم المحل، و هو العین الثابته التی لهذا العارف، کما ان الحیره مقتضی عین الحائر. و علی الثانی فمعناه: و ان کان التحیر حاصلا فی مزید علم، فلیس ذلک التحیر الا من حکم المحل و هو عین الحائر. (داود قیصری، شرح فصوص الحکم (القیصری)، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی - تهران، چاپ: اول، 1375. ص 562، 563)]