نور وصل

1 اسفند 1404 - خواندن 4 دقیقه - 14 بازدید



[محی الدین ابن عربی]

بدان! وصل در اصطلاح قوم (صوفیه) ادراک از دست رفته است، و آن ادراک گذشته ی از انفاس خودت می باشد، و آن بیان الهی است که « یبدل الله سیئاتهم حسنات = بدی هاشان را به نیکی ها بدل کند – 70 / فرقان» جهتش در آن اینکه: هر حالی دارای نفسی است که آن نفس، فراگیر تمام آنچه از انفاس گذشته ی آن نفس کشنده – آن گونه که آن انفاس از احکام بر آن بوده است – می باشد پس او را فایده ی مجموع، و آنچه که بدان از غیر خودش امتیاز می یابد هست. و آن سخن گروهی است که گفته اند: اگر شخص پیوسته رو به سوی خدا داشته باشد و سپس چشم برهمزدنی از او روی گردان، آنچه که در آن لحظه از وی فوت می شود، از آنچه که به دست آورده بیشتر است. و این مساله ای است که عارفان به وصل را حیرت زده ساخته که اگر وصل درست باشد، در پی جدایی ندارد، این سخن درستی است، چون وصل حق سبحان، انفصال نمی پذیرد. و به چیزی تجلی نمی کند که سپس از آن پوشیده گردد، زیرا عالم – بدانچه که بدان عالم است – به خلاف حکم علمش نمی باشد، بنابراین حق تعالی با عالم کون و وجود پیوسته در حال وصل است و به سبب این (وصل) الاه است، و آن فرموده اش می باشد که: «و هو معکم اینما کنتم = هر کجا باشید او با شماست – حدید/4» یعنی در هر حالی از عدم و وجود و کیفیات که باشید، در نفس الامر هم همین گونه است.(1)

***

[یزدانپناه عسکری]

تابش نور آگاهی (الاه) هنگام ایجاد وصل در قلب و نفس الامر.

____________

1 - فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383، جلد نهم، صفحه 341 ، 342

- [(ان الوصل ادراک الفائت و هو ادراک السالف من انفاسک) اعلم ان الوصل فی اصطلاح القوم ادراک الفائت و هو ادراک السالف من انفاسک و هو قوله تعالی یبدل الله سیئاتهم حسنات و العله فی ذلک ان کل حال له نفس یتضمن ذلک النفس جمیع ما سلف من انفاس ذلک المتنفس من حیث ما کانت علیه تلک الانفاس من الاحکام فله فائده المجموع و ما یتمیز به من غیره و هو قول الطائفه لو ان شخصا اقبل علی الله دائما ثم اعرض عنه طرفه عین کان ما فاته فی تلک اللحظه اکثر مما ناله. و هذه المساله حیرت العارفین بالوصل اذا صح لم یعقبه الفصل هذا هو الحق فان الحق سبحانه لا یقبل وصله الانفصال و لا تجلی لشیء ثم انحجب عنه لان العالم بما هو به عالم لا یکون بخلاف حکم علمه فالحق مع الکون فی حال الوصل دائما و بهذا کان الها و هو قوله تعالی و هو معکم این ما کنتم ای علی ای حال کنتم من عدم و وجود و کیفیات فهکذا هو فی نفس الامر. (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه ، اربع مجلدات، 4جلد، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، ج2، ص: 480)]