دوچرخه وسیله حمل ونقل عمومی در ایران (یک شکست بزرگ)
دوچرخه وسیله ای شکست خورده برای حمل و نقل شهری در ایران
استفاده گسترده از دوچرخه به عنوان وسیله حمل ونقل عمومی, در ایران با موانع ساختاری عمیقی روبرو است که ریشه در کمبود زیرساخت، قوانین محدودکننده، فرهنگ ترافیکی و شرایط اقلیمی دارد؛ بر اساس آیین نامه راهنمایی و رانندگی (مواد ۱۶۷-۱۷۲)، دوچرخه سواری در پیاده روها، بازارها، نقاط شلوغ، آزادراه ها، تونل ها و جاده های لغزنده ممنوع است و دوچرخه سواران باید خطوط ویژه
(که در اکثر شهرها وجود ندارد) را رعایت کنند، در حالی که بزرگراه ها و خیابان های اصلی برای دوچرخه ناامن اند[3][6][8].
عدم ایمنی برجسته ترین مانع است: ازدحام ترافیک، عدم رعایت حق تقدم توسط خودروها، فاصله ایمنی ناکافی (حداقل ۱ متری) و سرعت مجاز ۳۰ کیلومتر/ساعت خطر تصادف را افزایش می دهد؛ عبور کودکان زیر ۱۰ سال حتی از خیابان ممنوع است زیرساخت ناکافی شامل فقدان پارکینگ دوچرخه، مسیرهای ایمن (حتی در تهران، اصفهان و شیراز ناقص است) و ادغام با مترو (ممنوعیت سوار کردن دوچرخه در واگن ها جز موارد خاص) است[1][2][6][7].
قوانین سختگیرانه مانند ممنوعیت حمل بار نامتعارف، حرکات نمایشی و سبقت از خودروها، دوچرخه را به تفریح محدود می کند[3][4].
فرهنگ غالب خودرومحوری و آلودگی هوا (که دوچرخه را جذاب می کند اما ناامنی را تشدید)، آب وهوای گرم/بارانی در بسیاری مناطق، پذیرش عمومی را کاهش می دهد/ راه کاری عالی برای درمان هوای الوده ولی زیر سایه شکست