تاریخ اضطراب۲
اجداد غار نشین ما با اضطراب چه می کردند ؟
وقتی از «انسان غارنشین» حرف می زنیم، در واقع درباره ی سازوکارهای تکاملی تنظیم اضطراب در گونه ی Homo sapiens صحبت می کنیم — سازوکارهایی که هنوز هم در مغز ما فعال اند.
انسان های اولیه روان درمانگر نداشتند، اما چند ابزار بسیار قدرتمند برای مهار اضطراب داشتند که امروز علم آن ها را تایید می کند:
۱. تخلیه ی فیزیولوژیک از طریق حرکت
وقتی تهدیدی رخ می داد (مثلا حمله حیوان)، سیستم جنگ یا گریز فعال می شد.
آن ها واقعا می دویدند، می جنگیدند یا پناه می گرفتند.
یعنی:
- آدرنالین مصرف می شد
- کورتیزول تخلیه می شد
- بدن به تعادل بازمی گشت
امروز ما هنگام اضطراب پشت میز می نشینیم.
آن ها حرکت می کردند.
به همین دلیل ورزش یکی از موثرترین درمان های اضطراب امروزی است — چون مغز ما هنوز همان برنامه ی قدیمی را دارد.
۲. زندگی در گروه های کوچک و حمایت اجتماعی
انسان های پارینه سنگی در گروه های ۲۰ تا ۵۰ نفره زندگی می کردند.
تنهایی تقریبا مساوی با مرگ بود.
تماس بدنی، همکاری، و تقسیم خطر باعث کاهش اضطراب می شد.
اکسی توسین ترشح می شد و سیستم تهدید خاموش تر می شد.
نکته جالب این است که امروزه هم قوی ترین پیش بینی کننده سلامت روان، «حمایت اجتماعی» است — نه ثروت.
۳. آیین ها و مناسک جمعی
شواهد باستان شناسی نشان می دهد که حتی انسان های اولیه آیین های نمادین داشتند:
رقص های جمعی، آواز، مراسم تدفین.
ریتم، حرکت هماهنگ و آواز گروهی سیستم عصبی را تنظیم می کند (چیزی که امروز در درمان های مبتنی بر بدن و حتی موسیقی درمانی استفاده می شود).
۴. زندگی در زمان حال
تهدیدهای آن ها فوری و مشخص بود.
آن ها کمتر درگیر «فاجعه سازی ذهنی درباره آینده ۲۰ سال بعد» بودند.
نشخوار ذهنی گسترده، محصول مغز مدرن با توانایی پیش بینی پیچیده است.
اضطراب آن ها بیشتر واکنشی بود، نه شناختی-تحلیلی.
۵. مواجهه ی مداوم با ترس
زندگی شان پر از مواجهه طبیعی بود:
تاریکی، صداهای ناشناخته، شکار.
مغز آن ها به طور مداوم در معرض محرک های ترسناک قرار می گرفت و به آن ها عادت می کرد.
چیزی شبیه «درمان مواجهه» امروزی.
۶. طبیعت به عنوان تنظیم کننده عصبی
آن ها در محیط های طبیعی زندگی می کردند.
تماس با طبیعت ضربان قلب و کورتیزول را پایین می آورد — یافته ای که امروزه هم پژوهش ها آن را تایید کرده اند.
یک نکته تکاملی مهم
مغز اضطرابی ما «خراب» نیست.
این همان مغزی است که باعث بقای اجداد ما شد.
مشکل انسان مدرن این است که:
- تهدید فیزیکی کم شده
- تهدید ذهنی زیاد شده
- تخلیه فیزیکی کم شده
- انزوای اجتماعی بیشتر شده
یعنی ما ابزارهای تنظیم اضطراب اجدادمان را از دست داده ایم.
اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم:
انسان غارنشین اضطراب را با
حرکت، گروه، آیین، طبیعت و مواجهه
تنظیم می کرد.
انسان مدرن آن را با
فکر کردن، نشستن و اسکرول کردن
مدیریت می کند — که چندان کارآمد نیست.