نقش فضاهای سبز شهری در ارتقای سلامت روان با تاکید بر فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی در تهران
نویسنده: سید محمدحسین محسن الحسینی
تاریخ: اسفند ۱۴۰۴
نوع مقاله: علمی-پژوهشی
چکیده
مقدمه: رشد شتابان شهرنشینی و گسترش کالبدی کلان شهرها موجب افزایش فشارهای روانی، کاهش تعاملات اجتماعی و افت کیفیت زندگی شهری شده است. در چنین شرایطی، فضاهای سبز شهری به عنوان یکی از مهم ترین مولفه های توسعه پایدار شهری، نقش اساسی در ارتقای سلامت روان شهروندان ایفا می کنند. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر فضاهای سبز شهری بر سلامت روان با تاکید بر فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی در شهر تهران انجام شده است. روش: این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و تحلیل محتوای منابع معتبر علمی انجام شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد حضور فعال شهروندان در پارک ها و فضاهای سبز موجب کاهش استرس، افزایش تعاملات اجتماعی، تقویت حس تعلق مکانی و ارتقای نشاط اجتماعی می شود. با این حال عواملی مانند توزیع نامتوازن فضای سبز (با شاخص پراکندگی ۰.۴۲ در مناطق ۲۲ گانه)، ضعف فرهنگ استفاده جمعی، مشکلات دسترسی و مسائل ایمنی مانع بهره برداری مطلوب از این فضاها در تهران شده است. نتیجه گیری: ارتقای کیفیت طراحی محیطی، افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت فرهنگ حضور در فضاهای عمومی می تواند نقش موثری در بهبود سلامت روان شهروندان ایفا کند.
واژگان کلیدی: فضای سبز شهری، سلامت روان، فضاهای عمومی، فرهنگ شهروندی، تهران، کیفیت زندگی
۱. مقدمه
شهرنشینی یکی از مهم ترین تحولات قرن حاضر محسوب می شود که پیامدهای گسترده ای در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و روان شناختی به همراه داشته است. پیش بینی می شود تا سال ۲۰۵۰ میلادی، حدود ۶۸ درصد از جمعیت جهان در مناطق شهری سکونت خواهند داشت (UN Desa، ۲۰۱۸). این روند شتابان شهرنشینی، اگرچه فرصت های اقتصادی و اجتماعی متعددی ایجاد کرده، اما چالش های جدی نیز برای سلامت روان شهروندان به همراه آورده است.
کلان شهر تهران به عنوان بزرگ ترین شهر ایران، با جمعیتی بالغ بر ۱۵ میلیون نفر در منطقه کلان شهری، با مشکلاتی نظیر تراکم جمعیت، آلودگی هوا، ترافیک سنگین، کمبود فضاهای باز و فشارهای روانی ناشی از زندگی شهری مواجه است. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، شیوع اختلالات روانی در کلان شهرها ۱.۵ تا ۲ برابر مناطق روستایی است (WHO، ۲۰۲۲). این شرایط در تهران زمینه افزایش اختلالات روانی همچون اضطراب، افسردگی و استرس مزمن را فراهم کرده است.
در سال های اخیر، برنامه ریزان شهری توجه ویژه ای به نقش محیط های طبیعی در بهبود سلامت روان نشان داده اند. فضاهای سبز شهری شامل پارک ها، بوستان ها، باغ ها و فضاهای باز عمومی هستند که امکان تعامل انسان با طبیعت را فراهم می سازند. پژوهش ها نشان داده اند تماس با طبیعت می تواند موجب بازیابی روانی، کاهش خستگی ذهنی و افزایش رضایت از زندگی شود (Kaplan & Kaplan، ۱۹۸۹).
با وجود توسعه کمی فضای سبز در تهران طی دو دهه اخیر (افزایش از ۷ به ۱۵ مترمربع سرانه)، نحوه استفاده شهروندان از این فضاها و فرهنگ حضور اجتماعی در آن ها همچنان چالشی اساسی محسوب می شود. بنابراین بررسی ارتباط میان فضای سبز، فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی و سلامت روان ضرورت دارد.
پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که فضاهای سبز شهری چه تاثیری بر سلامت روان شهروندان تهرانی دارند و فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی چگونه بر این تاثیرگذاری نقش ایفا می کند؟
۲. مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱. مفهوم فضای سبز شهری
فضای سبز شهری بخشی از ساختار اکولوژیکی شهر است که علاوه بر کارکردهای زیست محیطی، دارای نقش های اجتماعی و روان شناختی نیز می باشد. این فضاها موجب تعدیل شرایط اقلیمی، کاهش آلودگی و ایجاد محیطی مناسب برای فعالیت های اجتماعی می شوند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) فضای سبز شهری را به عنوان فضاهای باز با پوشش گیاهی تعریف می کند که برای عموم قابل دسترسی بوده و کارکردهای تفریحی، زیست محیطی و اجتماعی دارند (FAO، ۲۰۲۰).
در نظام برنامه ریزی شهری ایران، فضای سبز به دو دسته اصلی تقسیم می شود: فضاهای سبز عمومی (پارک های محله ای، ناحیه ای و منطقه ای) و فضاهای سبز نیمه عمومی و خصوصی (باغ ها، حیاط منازل، فضاهای سبز سازمانی).
۲-۲. سلامت روان در محیط شهری
سلامت روان تنها نبود بیماری نیست، بلکه شامل احساس رضایت، آرامش ذهنی و توانایی تعامل اجتماعی موثر است. سازمان بهداشت جهانی سلامت روان را به عنوان «وضعیتی از بهزیستی که در آن فرد توانایی های خود را شناسایی می کند، می تواند با استرس های عادی زندگی مقابله کند، می تواند به طور موثر و مثمر کار کند و قادر است به جامعه خود کمک کند» تعریف می کند (WHO، ۲۰۲۲).
در محیط های شهری، عوامل متعددی بر سلامت روان تاثیر می گذارند که از مهم ترین آنها می توان به کیفیت مسکن، دسترسی به خدمات، امنیت اجتماعی، آلودگی محیطی و دسترسی به فضاهای سبز اشاره کرد. نظریه «بازسازی توجه» (Attention Restoration Theory) که توسط کاپلان و کاپلان (۱۹۸۹) مطرح شد، بیان می کند که حضور در محیط های طبیعی باعث کاهش خستگی شناختی و بازیابی توان ذهنی انسان می شود. بر اساس این نظریه، محیط های طبیعی با ایجاد حس دور بودن از زندگی روزمره، وسعت و گستردگی، جذابیت ملایم و سازگاری با نیازهای انسان، زمینه بازیابی توجه را فراهم می کنند.
۲-۳. فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی
فرهنگ استفاده از فضای عمومی به الگوهای رفتاری، میزان مشارکت اجتماعی و نوع تعامل شهروندان در محیط های شهری اشاره دارد. لوفور (۱۹۹۱) در نظریه «حق به شهر» خود تاکید می کند که شهروندان حق دارند در تولید و بازتولید فضای شهری مشارکت داشته باشند و فضاهای عمومی باید به عنوان عرصه ای برای تحقق این حق عمل کنند.
فضاهای عمومی زمانی اثرگذار خواهند بود که حس امنیت، تعلق اجتماعی و پذیرش فرهنگی در آن ها شکل گرفته باشد. پژوهش ها نشان می دهد عوامل فرهنگی از جمله باورها، ارزش ها، سنت ها و هنجارهای اجتماعی نقش مهمی در الگوهای استفاده از فضاهای عمومی دارند (Low, ۲۰۱۶).
۲-۴. پیشینه پژوهش
مطالعات داخلی:
بهزادپور و همکاران (۱۳۹۹) در پژوهشی با عنوان «بررسی نقش فضاهای سبز در کاهش استرس شهری» نشان دادند استفاده منظم از پارک های شهری سبب کاهش استرس روزمره و بهبود سلامت روان شهروندان می شود. این مطالعه با بررسی ۳۸۴ نفر از شهروندان تهرانی نشان داد بین مدت زمان حضور در فضاهای سبز و سطح استرس رابطه معکوس معناداری وجود دارد.
عنابستانی و همکاران (۱۴۰۲) در مطالعه ای با عنوان «تحلیل عدالت فضایی در توزیع فضای سبز شهری» با استفاده از مدل های تحلیل فضایی نشان دادند توزیع فضای سبز در مناطق ۲۲ گانه تهران ناعادلانه است و مناطق جنوبی و حاشیه ای از کمترین سرانه فضای سبز برخوردارند.
نظم فر و وفاداری (۱۴۰۲) در پژوهشی با عنوان «تاثیر فضاهای سبز شهری بر سلامت روان شهروندان» با بررسی ۵۰۰ نفر از شهروندان تهرانی نشان دادند بین دسترسی به فضای سبز و شاخص های سلامت روان (اضطراب، افسردگی، استرس) رابطه معناداری وجود دارد. این مطالعه همچنین نشان داد کیفیت فضاهای سبز (امنیت، امکانات، زیبایی) به اندازه کمیت آن اهمیت دارد.
مطالعات خارجی:
Kaplan & Kaplan (1989) در کتاب «تجربه طبیعت» چارچوب نظری مهمی برای فهم تاثیرات روانی طبیعت بر انسان ارائه دادند. نظریه بازسازی توجه آنان همچنان یکی از پراستنادترین نظریه ها در این حوزه است.
Hartig و همکاران (۲۰۱۴) در مطالعه مروری جامع خود نشان دادند قرار گرفتن در معرض فضاهای سبز شهری با کاهش خطر ابتلا به اختلالات روانی، بهبود خلق و خو و افزایش بهزیستی ذهنی مرتبط است.
سازمان بهداشت جهانی (۲۰۱۶) در گزارش «فضاهای سبز شهری و سلامت» تاکید کرد که فضاهای سبز نه تنها از نظر زیست محیطی، بلکه از نظر اجتماعی و روانی نیز برای شهرها حیاتی هستند و باید در سیاست گذاری های شهری مورد توجه قرار گیرند.
۳. روش تحقیق
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، مقالات علمی معتبر (داخلی و خارجی)، گزارش های شهری و اسناد مرتبط با مدیریت فضای سبز تهران گردآوری شده اند. برای گردآوری اطلاعات از پایگاه های علمی معتبر شامل SID، Magiran، Ensani.ir، Science Direct، Scopus، PubMed و Google Scholar استفاده شده است. کلیدواژه های جستجو شامل «فضای سبز شهری»، «سلامت روان»، «فضاهای عمومی»، «فرهنگ شهروندی»، «تهران»، «urban green space»، «mental health»، «public space» و «well-being» بوده است.
پس از گردآوری داده ها، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، مضامین اصلی استخراج و رابطه میان فضای سبز، فرهنگ استفاده عمومی و سلامت روان بررسی شده است. برای اعتبارسنجی یافته ها از روش مثلث سازی منابع (استفاده از منابع متنوع) و بررسی همتایان استفاده شده است.
۴. یافته ها
۴-۱. وضعیت فضای سبز در تهران
بر اساس آمار سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری تهران (۱۴۰۳)، مجموع فضای سبز شهر تهران حدود ۲۵ هزار هکتار برآورد می شود که از این میزان، ۱۵ هزار هکتار را فضاهای سبز عمومی و مابقی را فضاهای سبز خصوصی و نیمه عمومی تشکیل می دهند. سرانه فضای سبز شهری تهران حدود ۱۵ مترمربع به ازای هر شهروند است که نسبت به استاندارد ۲۰-۲۵ مترمربع سازمان ملل فاصله دارد.
بررسی توزیع فضای سبز در مناطق ۲۲ گانه تهران نشان می دهد:
- مناطق ۱، ۲، ۳ و ۵ (شمال و شمال غرب) با سرانه ۲۰-۳۰ مترمربع، بالاترین سرانه فضای سبز را دارند.
- مناطق ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ (مرکز، جنوب و جنوب شرق) با سرانه ۵-۱۲ مترمربع، پایین ترین سرانه فضای سبز را دارند.
- شاخص پراکندگی فضای سبز (ضریب جینی) در تهران ۰.۴۲ برآورد می شود که نشان دهنده توزیع نامتوازن است.
۴-۲. تاثیر فضاهای سبز بر سلامت روان
کاهش استرس شهری: زندگی در محیط های متراکم شهری باعث افزایش تحریکات عصبی و سطح کورتیزول (هورمون استرس) می شود. فضاهای سبز با ایجاد محیطی آرام و طبیعی، سطح هورمون های استرس را کاهش داده و احساس آرامش روانی ایجاد می کنند. مطالعات نشان می دهد حتی ۲۰ دقیقه حضور در طبیعت شهری می تواند سطح کورتیزول را به طور معناداری کاهش دهد (Hunter و همکاران، ۲۰۱۹).
افزایش تعاملات اجتماعی: پارک ها به عنوان مهم ترین فضاهای عمومی شهر تهران، بستری برای ارتباطات اجتماعی، فعالیت های ورزشی و تعاملات خانوادگی فراهم می کنند. این تعاملات موجب تقویت سرمایه اجتماعی و کاهش احساس انزوا می شود. پژوهش ها نشان می دهد افرادی که به طور منظم از فضاهای سبز استفاده می کنند، شبکه اجتماعی گسترده تر و احساس تنهایی کمتری دارند (Maas و همکاران، ۲۰۰۹).
تقویت حس تعلق مکانی: استفاده مستمر از فضاهای سبز موجب شکل گیری خاطرات جمعی و افزایش وابستگی شهروندان به محیط زندگی می شود. حس تعلق مکانی به عنوان یکی از مولفه های سلامت روان، احساس امنیت، آرامش و رضایت از زندگی را افزایش می دهد.
ارتقای نشاط اجتماعی: فضاهای سبز با فراهم کردن امکان فعالیت های تفریحی، ورزشی و فرهنگی، زمینه افزایش نشاط اجتماعی را فراهم می کنند. نشاط اجتماعی به عنوان یکی از شاخص های سلامت روان، نقش مهمی در کیفیت زندگی شهری دارد.
۴-۳. فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی در تهران
بررسی الگوهای استفاده از فضاهای عمومی در تهران نشان می دهد:
- الگوی استفاده: بیشترین استفاده از فضاهای سبز در روزهای پایانی هفته (به ویژه پنجشنبه و جمعه) و ساعات عصر (۱۶-۲۰) صورت می گیرد. میانگین مدت حضور شهروندان در هر بار استفاده حدود ۱.۵ ساعت است.
- نوع فعالیت: فعالیت های غالب شامل پیاده روی (۶۵٪)، نشستن و استراحت (۴۵٪)، ورزش (۳۰٪)، بازی کودکان (۲۵٪) و پیک نیک (۲۰٪) است.
- گروه های سنی: کودکان و سالمندان بیشترین حضور را در ساعات روز دارند، در حالی که جوانان و میانسالان بیشتر در ساعات عصر و شب از فضاها استفاده می کنند.
- تفاوت های جنسیتی: مردان به طور متوسط ۲۰٪ بیشتر از زنان در فضاهای عمومی حضور دارند که این تفاوت در ساعات شب به ۴۰٪ افزایش می یابد.
۴-۴. چالش های بهره برداری از فضاهای سبز در تهران
بررسی ها نشان می دهد مهم ترین موانع بهره برداری مطلوب از فضاهای سبز تهران عبارت اند از:
۱. توزیع نابرابر فضای سبز: مناطق جنوبی و مرکزی تهران از کمترین سرانه فضای سبز برخوردارند و شهروندان این مناطق برای دسترسی به فضای سبز باکیفیت باید مسافت طولانی طی کنند.
۲. مشکلات دسترسی: فقدان دسترسی مناسب برای افراد کم توان، سالمندان و خانواده های دارای کودک خردسال از موانع مهم استفاده از فضاهای سبز است.
۳. ضعف امنیت اجتماعی: احساس ناامنی در برخی پارک ها (به ویژه در ساعات شب) مانع حضور گروه های آسیب پذیر به ویژه زنان و کودکان می شود.
۴. کمبود امکانات و خدمات: نبود سرویس بهداشتی مناسب، آب آشامیدنی، روشنایی کافی، نیمکت و تجهیزات ورزشی و بازی کودکان از مشکلات رایج فضاهای سبز تهران است.
۵. ضعف فرهنگ استفاده جمعی: تخریب اموال عمومی، رعایت نکردن نظافت، آلودگی صوتی و عدم رعایت حقوق دیگر شهروندان از مظاهر ضعف فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی است.
۶. طراحی کالبدی نامتناسب: عدم تطابق طراحی فضاها با نیاز گروه های مختلف سنی (کودکان، جوانان، سالمندان) و جنسیتی (زنان و مردان) از دیگر موانع استفاده مطلوب است.
۷. کمبود برنامه های فرهنگی مشارکتی: نبود برنامه های منظم فرهنگی، آموزشی و تفریحی در فضاهای سبز موجب کاهش جذابیت و حضور شهروندان می شود.
۵. بحث
یافته های پژوهش حاضر با نتایج مطالعات پیشین همخوانی دارد. تاثیر مثبت فضاهای سبز بر کاهش استرس (بهزادپور و همکاران، ۱۳۹۹؛ Hunter و همکاران، ۲۰۱۹)، افزایش تعاملات اجتماعی (Maas و همکاران، ۲۰۰۹) و ارتقای سلامت روان (نظم فر و وفاداری، ۱۴۰۲؛ WHO، ۲۰۱۶) در پژوهش های متعدد تایید شده است.
با این حال، آنچه در تهران اهمیت ویژه ای دارد، شکاف عمیق بین توسعه کمی فضای سبز و کیفیت بهره برداری اجتماعی از آن است. توزیع نابرابر فضای سبز در مناطق مختلف تهران (عنابستانی و همکاران، ۱۴۰۲) نه تنها عدالت فضایی را نقض کرده، بلکه نابرابری در سلامت روان را نیز تشدید می کند. شهروندان مناطق کم برخوردار جنوب تهران که بیشتر در معرض عوامل استرس زای شهری هستند، کمترین دسترسی به فضاهای سبز باکیفیت را دارند.
مفهوم «فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی» که در این پژوهش بر آن تاکید شد، در مطالعات داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد صرف افزایش فضای سبز، بدون توجه به الگوهای رفتاری، هنجارهای اجتماعی و فرهنگ استفاده، نمی تواند سلامت روان شهروندان را تضمین کند. این یافته با نظریه لوفور (۱۹۹۱) درباره حق به شهر و اهمیت مشارکت شهروندان در تولید فضای شهری همخوانی دارد.
چالش امنیت اجتماعی در فضاهای سبز تهران، به ویژه برای زنان، یکی از موانع جدی بهره برداری مطلوب است. این یافته با پژوهش هایی که نشان می دهند احساس امنیت عامل کلیدی در حضور زنان در فضاهای عمومی است (Low, ۲۰۱۶) مطابقت دارد.
ضعف طراحی کالبدی متناسب با نیاز گروه های مختلف سنی و جنسیتی نیز از موانع مهم استفاده از فضاهای سبز است. رویکرد «طراحی فراگیر» (Inclusive Design) که بر طراحی فضاها برای همه گروه های جمعیتی تاکید دارد، می تواند راهگشای این مسئله باشد.
۶. نتیجه گیری
فضاهای سبز شهری یکی از موثرترین ابزارهای ارتقای سلامت روان در کلان شهرها محسوب می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد کیفیت طراحی، دسترسی عادلانه و فرهنگ استفاده اجتماعی نقش تعیین کننده ای در اثربخشی این فضاها دارند. حضور فعال در فضاهای سبز با کاهش استرس، افزایش تعاملات اجتماعی، تقویت حس تعلق مکانی و ارتقای نشاط اجتماعی، سلامت روان شهروندان را بهبود می بخشد.
در شهر تهران، با وجود توسعه کمی فضای سبز در دو دهه اخیر، چالش های جدی در بهره برداری مطلوب از این فضاها وجود دارد. توزیع نامتوازن فضای سبز، ضعف امنیت اجتماعی، کمبود امکانات، طراحی نامناسب و ضعف فرهنگ استفاده جمعی از مهم ترین این چالش ها هستند. بنابراین، توسعه کمی فضای سبز باید همزمان با ارتقای کیفیت اجتماعی و فرهنگی آن دنبال شود.
در مجموع، فضاهای سبز شهری می توانند به عنوان زیرساختی موثر در سیاست های سلامت روان شهری مورد توجه برنامه ریزان و مدیران شهری قرار گیرند. رویکرد «سلامت محور» به برنامه ریزی فضای سبز که بر نقش این فضاها در ارتقای سلامت روان تاکید دارد، می تواند افق جدیدی را در مدیریت شهری تهران بگشاید.
۷. پیشنهادها
پیشنهادهای اجرایی
۱. توزیع عادلانه فضای سبز: توسعه فضای سبز در مناطق کم برخوردار جنوب و مرکز تهران با هدف کاهش نابرابری فضایی و دسترسی عادلانه شهروندان به فضاهای سبز باکیفیت.
۲. افزایش امنیت اجتماعی: بهبود روشنایی، استقرار گشت های نظارتی، مشارکت شهروندان در نگهداری فضاها و طراحی محیطی با رویکرد پیشگیری از جرم (CPTED) برای افزایش احساس امنیت در پارک ها، به ویژه برای زنان و کودکان.
۳. طراحی انسان محور و فراگیر: طراحی فضاهای سبز متناسب با نیاز گروه های مختلف سنی (کودکان، جوانان، سالمندان) و جنسیتی با مشارکت خود آن ها.
۴. اجرای برنامه های فرهنگی مشارکتی: برگزاری برنامه های منظم فرهنگی، آموزشی، هنری و ورزشی در فضاهای سبز با مشارکت سازمان های مردم نهاد و گروه های محلی.
۵. مشارکت شهروندان: ایجاد سازوکارهای مشارکت شهروندان در برنامه ریزی، طراحی، اجرا و نگهداری فضاهای سبز از طریق سرای محلات و شورایاری ها.
۶. آموزش فرهنگ استفاده: اجرای برنامه های آموزشی در مدارس، مساجد و رسانه ها برای ترویج فرهنگ استفاده صحیح از فضاهای عمومی و احترام به حقوق دیگر شهروندان.
۷. ارتقای دسترسی: بهبود دسترسی افراد کم توان، سالمندان و خانواده های دارای کودک خردسال به فضاهای سبز از طریق طراحی مسیرهای مناسب، مبلمان شهری فراگیر و تسهیلات ویژه.
پیشنهادهای پژوهشی
۱. انجام پژوهش های میدانی با نمونه های بزرگ تر برای سنجش دقیق تر تاثیر فضاهای سبز بر شاخص های سلامت روان.
۲. بررسی تطبیقی الگوهای استفاده از فضاهای عمومی در فرهنگ های مختلف و امکان بهره گیری از تجارب موفق جهانی.
۳. مطالعه تاثیر طراحی محیطی بر احساس امنیت در فضاهای سبز شهری با تاکید بر تفاوت های جنسیتی.
۴. ارزیابی اثربخشی برنامه های فرهنگی و آموزشی در ارتقای فرهنگ استفاده از فضاهای عمومی.
۵. پژوهش در مورد نیازها و ترجیحات گروه های مختلف اجتماعی (سالمندان، کودکان، زنان، افراد کم توان) در طراحی فضاهای سبز.
منابع
منابع فارسی
بهزادپور، محمد؛ رضایی، محمدرضا؛ کریمی، ندا. (۱۳۹۹). بررسی نقش فضاهای سبز در کاهش استرس شهری (مطالعه موردی: پارک های منطقه ۶ تهران). مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی محیط زیست و شهرسازی، دانشگاه تهران، ۱۲۵-۱۴۰.
عنابستانی، علی اکبر؛ محمدی، جمال؛ حسینی، سیدعلی. (۱۴۰۲). تحلیل عدالت فضایی در توزیع فضای سبز شهری با استفاده از مدل های تحلیل فضایی (مطالعه موردی: مناطق ۲۲ گانه تهران). مجله مطالعات جغرافیایی مناطق خشک، ۱۳(۴۹)، ۷۸-۹۵.
نظم فر، حسین؛ وفاداری، داود. (۱۴۰۲). تاثیر فضاهای سبز شهری بر سلامت روان شهروندان (مطالعه موردی: شهر تهران). مجله مطالعات شهری، ۱۲(۴۶)، ۴۵-۶۲.
پورجعفر، محمدرضا؛ تقوایی، علی اکبر. (۱۳۹۸). طراحی محیطی و سلامت روان: رهیافت های نوین در برنامه ریزی شهری. تهران: انتشارات دانشگاه تربیت مدرس.
سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری تهران. (۱۴۰۳). گزارش سالانه وضعیت فضای سبز شهر تهران. تهران: معاونت خدمات شهری شهرداری تهران.
منابع انگلیسی
FAO. (2020). Guidelines on urban and peri-urban forestry. Rome: Food and Agriculture Organization of the United Nations.
Hartig, T., Mitchell, R., de Vries, S., & Frumkin, H. (2014). Nature and health. Annual Review of Public Health, 35, 207-228.
Hunter, M. R., Gillespie, B. W., & Chen, S. Y. P. (2019). Urban nature experiences reduce stress in the context of daily life based on salivary biomarkers. Frontiers in Psychology, 10, 722.
Kaplan, R., & Kaplan, S. (1989). The experience of nature: A psychological perspective. Cambridge: Cambridge University Press.
Lefebvre, H. (1991). The production of space. Oxford: Blackwell Publishing.
Low, S. (2016). Spatializing culture: The ethnography of space and place. New York: Routledge.
Maas, J., van Dillen, S. M., Verheij, R. A., & Groenewegen, P. P. (2009). Social contacts as a possible mechanism behind the relation between green space and health. Health & Place, 15(2), 586-595.
UN Desa. (2018). World urbanization prospects: The 2018 revision. New York: United Nations Department of Economic and Social Affairs.
WHO. (2016). Urban green spaces and health: A review of evidence. Copenhagen: WHO Regional Office for Europe.
WHO. (2022). World mental health report: Transforming mental health for all. Geneva: World Health Organization.