تحول نمادهای بعل و مولوخ در بستر رسانه های دیجیتال: مطالعه موردی پرونده اپستین و بازتاب آن در رخداد ۲۲ بهمن

8 اسفند 1404 - خواندن 4 دقیقه - 36 بازدید

بعل، در اصل، یکی از ایزدان کنعانی و خدای باران و باروری به شمار می رفت که در هزاره های سوم و دوم پیش از میلاد در نواحی شام و سواحل مدیترانه مورد پرستش قرار داشت. واژه «بعل» در زبان های سامی به معنای «ارباب» یا «مالک» است و حتی بخشی از جوامع اسرائیلی نیز در دوره هایی به عبادت او می پرداختند.
با گذر زمان، تصویر بعل در متون یهودی و مسیحی دستخوش دگرگونی شد و از جایگاه یک ایزد طبیعی به هیئتی اهریمنی و مشاور شیطان تبدیل گردید؛ به گونه ای که او را رقیب یهوه، خدای یهودیان، دانستند. پس از گسترش یهودیت در کنعان، بعل در باورهای یکتاپرستان به نمادی برای شرک و جادوگری بدل شد و مخالفان توحید، به ویژه بت پرستان، او را پرستش می کردند.
افسانه های کهن مربوط به بعل در میان اقوام کنعانی و فنیقی همچنان شناخته شده بود، اما با رویارویی این جوامع با آموزه های یکتاپرستی، روایات مربوط به بعل ماهیتی شیطانی و مرتبط با آیین های بت پرستانه یافت. پیش از ظهور ادیان توحیدی، قربانی کردن کودکان برای بعل در میان برخی پیروان رواج داشت. با استقرار یکتاپرستی، این آیین به شکلی از رفتارهای شیطان پرستانه تعبیر شد و گروه هایی که از تعالیم موسی منحرف شده بودند، در میان یهودیان نیز به پرستش او بازگشتند؛ رویدادی که در ماجرای سامری نیز نمود یافت. شیطانی انگاری بعل زمینه ساز پیدایش افسانه های قربانی کردن کودکان شد، هرچند پژوهش های باستان شناختی و مطالعات تاریخی نشان داده اند بسیاری از این روایت ها جنبه ای اسطوره ای و غیرواقعی داشته اند.


پیوند اسمی «بعل» در پرونده جفری اپستین

در پی انتشار اسناد جدید مربوط به پرونده جفری اپستین، توجه رسانه ها بار دیگر به این موضوع جلب شد. در میان اسناد مالی، عنوان حسابی بانکی به نام «Baal» مشاهده گردید که بررسی ها نشان داد این مورد حاصل خطای تایپی و اشتباه دیجیتال بوده است؛ در واقع عبارت «Baal Name» به جای «Bank Name» ثبت شده و نام بانک «واچوویا» در مقابل آن آمده بود. با این حال، علاقه مندان نظریه های توطئه، با توجه به سابقه سوءاستفاده اپستین از کودکان و پیوند تاریخی بعل با آیین های خشونت آمیز، این دو را به یکدیگر مرتبط دانسته و تفاسیر احساسی و غیرمستند منتشر کردند؛ در حالی که داده های اصلی هیچ ارتباط معناداری میان آن ها نشان نمی دهند.
سوزاندن مجسمه ای نمادین در یکی از مراسم ها نیز بهانه ای شد برای شکل گیری موج گسترده ای از تفسیرهای آیینی و نظریه های جادویی در شبکه های اجتماعی. برخی کاربران این عمل را آیینی جادویی تلقی کردند و برخی دیگر میان آن و مفاهیم طلسم و ارواح جمعی (اگریگورها) ارتباط برقرار کردند. حتی شخصی مدعی شد قربانی های انسانی در اعتراضات اخیر به صورت نمادین به بعل تقدیم شده اند، اما از این نکته غافل مانده بود که آتش زدن نماد بعل در آن مراسم، در واقع حرکتی در مخالفت با بت پرستی و آیین های جادویی بود.

انتشار چنین دیدگاه هایی منجر به اوج گیری موجی از گمانه زنی ها و تئوری های توطئه در فضای مجازی شد، به گونه ای که بسیاری خود را ناگهان متخصص جادو و دعا نویسی معرفی کردند. کاربران نظرات متنوعی ابراز داشتند؛ از جمله کسی نوشته بود: «در کتاب گوئتیا، این فرم دقیقا ویژگی پادشاهی است که برای تسلط بر اراده دیگران فراخوانده می شود»، و دیگری اظهار کرده بود: «آتش زدن بعل نه بی احترامی بلکه نوعی انتقال نیرو به اوست». با این همه، آنچه مسلم است، مخالفت قطعی آموزه های اسلام با هرگونه نمادپرستی، بت پرستی و پرستش ایزدان ساختگی است.