ارائه الگوی رسانه ای بمنظور ارتقای فرهنگ حفظ محیط زیست و منابع طبیعی مصاحبه تخصصی جهت رساله دکتر رضا خلیلی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان)

2 آبان 1403 - خواندن 11 دقیقه - 271 بازدید

رسانه ها بطورمشخص رادیو وتلویزیون ومطبوعات ودرکنارآن شبکه های اجتماعی باانجام چه کارهایی می توانند در ارتقای فرهنگ محیط زیست موثرباشد؟

رسانه ها به طور مشخص در چرخش اطلاعات زیست محیطی نقش درجه یک و اصلی را دارند . رسانه ها باعث انتقال اطلاعات زیست محیطی از یک بخش به بخشهای دیگر می شوند . به نظر من این چرخش اطلاعات فقط از سوی دستگاههای متولی و دست اندر کار محیط زیست و منابع طبیعی به مردم نیست بلکه همه ابعاد و اشکال آن را شامل می شود ؛ یعنی شامل : مردم به مردم – از دستگاههای ذی ربط به مردم – از مردم به دستگاههای ذی ربط و چرخش اطلاعات بین دستگاههای مرتبط ( اعم از مرتبط یا غیر مرتبط) .

به طور کلی باید گفت رسانه ها باعث چرخش اطلاعات زیست محیطی در نظام اجتماعی – در نظام سیاسی و بین نظام اجتماعی و نظام سیاسی می شوند. نکته مهم اینجاست که این چرخش اطلاعات منجر به تبادل اطلاعات بین نخبگان ، رهبران ، تصمیم گیران سیاسی و غیر سیاسی هم خواهد شد .چرخش اطلاعات مقدمه ترویج و ارتقای فرهنگ محیط زیست است .

رسانه هاباتولید چه نوع محتوایی باچه ویژگیهایی درارتقا فرهنگ محیط زیست اثرگذارند؟

ارتقای فرهنگ محیط زیست بخشی از رشد مدنی و بلوغ اجتماعی است بعنوان مثال احترام به قانون و یا رعایت حقوق شهروندی از جلوه های این رشد محسوب می شود . بنابراین ارتقای فرهنگ حفظ محیط زیست و منابع طبیعی را نمی توان چیزی جدای از رشد و تحول همه جانبه مدنیت فردی و اجتماعی دانست .هارولد لاسول یکی از صاحبنظران ارتباطات، مهمترین کارکردهای رسانه ها را نظارت بر محیط ، ایجاد همبستگی و انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر می داند بر این اساس می توان گفت رسانه ها با تولید هر نوع محتوایی که این کارکردها را تحقق بخش می توانند در زمینه محیط زیست هم موثر باشند .

چرادرایران رسانه ها آنگونه که باید و شاید به بهبود فرهنگ محیط زیست نتوانستند کمکی کنند؟

به نظر می رسد دلایل زیر را می توان برشمرد :

بی اعتمادی نسبی مخاطبان(مردم) به رسانه ها

شکاف نسبی دولت – ملت

موفقیت اندک رسانه ها در جمع آوری و انتشار به موقع و صحیح اخبار و رویدادهای زیست محیطی

پایین بودن درجه اهمیت موضوعات زیست محیطی در حوزه عمومی و اجتماعی (توضیح اینکه موضوعات را به می توان به دو سطح hi political و سطح low political تقسیم بندی کرد که تا همین اواخر موضوعات محیط زیست از نظر درجه اهمیت برای مردم و مسئولان ارشد در دسته مسائل سطح پایین و یا low political قرار گرفته بود)

ضعف رسانه های نهادی ( روابط عمومی ها ) در تولید محتوا ، پردازش و اطلاع رسانی جامع مشکلات و مسائل زیست محیطی (ساختار کم توان و ضعف نرم افزاری بخصوص فقدان پیوست رسانه ای برنامه های زیست محیطی)

خود سانسوری و پایین بودن نسبی آزادی بیان وحاشیه امن برای پرداختن به ابعاد و زوایای محیط زیست

محدود سازی و کنترل چرخش اطلاعات زیست محیطی توسط نهادها و ارگان های رسمی و غیر رسمی

رابطه بین مسئولان و محیط زیست وهمچنین مسئولان و رسانه چیست؟ آیا به توسعه فرهنگ محیط زیست کمکی می کند؟

پاسخ به این سوال وابسته به تعیین نسبت و وضعیت ارتباط تصمیم گیران و مدیران ارشد حوزه محیط زیست با رسانه دارد . به نظر می رسد درحال حاضر نظام ارتباطی مسئولان و مدیران ارشد از راهبردهای مشخصی پیروی نمی کند و عموما از رسانه ها به منظور تبیین دستاوردها و اقدامات و عملکردها استفاده می شود . زمانی استفاده از ابزار رسانه منجر به توسعه فرهنگ محیط زیست می شود که صاحبان قدرت و مناصب ، رسانه ها را در خدمت خود ندانند و این رابطه شامل همه اشکال ارتباطی و همه بازیگران و ذی نفعان بخصوص تبادل اطلاعات از پایین به بالا و ... شود . به نظر من حوزه ارتباطات سیاسی بخش مغفول مانده رسانه و محیط زیست است . این حوزه به طور مشخص نسبت و رابطه قدرت و رسانه را تبیین می کند . به نظر من دلسوزان توسعه فرهنگ حفظ محیط زیست باید در وهله اول باید گمشده خود را در این حوزه جستجو نمایند.

اثرات وپیامدهای استفاده ازرسانه برای توسعه فرهنگ حفظ محیط زیست چیست؟اثرات مثبت ومنفی را بفرمایید.

رسانه و محیط زیست دارای تاثیرات دوگانه و متقابل است :در سالهای اخیر موضوع محیط زیست و منابع طبیعی از یک موضوع تخصصی و فنی به موضوعی عمومی و اجتماعی مبدل شده است. چنانچه توضیح داده شد مهمترین استفاده از رسانه در موضوع محیط زیست چرخش اطلاعات در نظام اجتماعی و سیاسی است .این چرخش اطلاعات با دو مکانیسم بر محیط زیست تاثیر می گزارد: یکی تلاش برای فرهنگ سازی ، ترویج و همراه کردن افکار عمومی با سیاست ها و خط مشی ها و برنامه های تصمیم گیران( بالا به پایین) و دوم استفاده از ابزار رسانه برای تحت تاثیر قراردادن مسئولان ، مدیران ارشد ، سیاستمداران و سازمان ها که این کار توسط تشکلهای مردمی ، معترضان ، تحول خواهان ،گروههای فشار و آحاد مردم صورت می گیرد(پایین به بالا)

چه کسانی چه پیامی را برای چه مخاطبی و با چه هدفی ارسال می کنند و پیامد مثبت و منفی این پیام چه خواهد بود ؟ مخاطبان این نوع موضوعات چه کسانی هستند؟ چگونه باید این مخاطبان راطبقه بندی کرد؟

موضوع تولید محتوا در حوزه محیط زیست موضوع مغفول مانده و مهمی است مخاطبان پیام های زیست محیطی شامل مردم ( آحاد مردم ، تشکل های غیر دولتی و ...)، سیاستمداران ( مدیران ارشد، تصمیم سازان، احزاب ، گروههای فشار،رهبران سیاسی) و نخبگان (نهاد های تخصصی ، روشنفکران ، دانشگاهیان و ..) می باشند که هرکدام ازین گروهها نیازمند پیام های خاص خود می باشند .

در هر الگوی ارتباط رسانه ای در بخش محیط زیست و منابع طبیعی توجه به تهیه محتوا و شکل ارائه پیام حایز اهمیت ویژه است . لازم است به این نکته توجه شود که تقریبا فضای تولید محتوا در این حوزه از الکو و مدل مشخصی پیروی نمی کند و فاقد برنامه و یا الویت بندی است و صرفا بر اساس شعارها و یا سلایق مدیران دولتی و سیاسی تغییر کرده است .

هرنوع تولید محتوا در این حوزه زمانی موفق است که اولا به نیازهای این مخاطبان پاسخ دهد ، دوم اینکه بین تولید کنندگان یعنی خبرنگاران و روابط عمومی ها و ... هم افزایی وجود داشته باشد ، سوم اینکه با اشکال جدید و متناسب با محتوا تهیه و پرداخته شده باشد و در نهایت اینکه به صورت قوی و همه جانبه در رسانه های جمعی منتشر گردد.

چه نوع مطالبی را مخاطبان درباره حفظ محیط زیست می پذیرند؟

ساده است : موضوعی که به طور مناسب در دستور کار رسانه ها قرار گرفته باشد

بخش عمده ای از توجه تحلیل گران و محققان به نقش رسانه ها در ترویج فرهنگ محیط زیست و منابع طبیعی جلب شده است اما از یک بعد مهم کارکرد رسانه ها یعتی ارتباطات سیاسی و تحلیل موضوع قدرت و رسانه غفلت شده است؛ قدرت واقعی رسانه ها در این است که چگونه موضوعی را در دستور کار و در مرکز ثقل توجهات عمومی قرار دهند و یا آن را به حاشیه برده و از اذهان مردم کنار بزنند .

به نظر می رسد قراردادن موضوعات زیست محیطی در دستور کار رسانه ها علاوه بر جلب توجه توسط مردم ، از سوی تصمیم گیران و مدیران هم مورد توجه قرار خواهد گرفت بنابراین یکی از تلاشهای مهم و عمده باید تلاش برای قرار دادن مشکلات و موضوعات زیست محیطی در دستور کار رسانه ها باشد . حتی توجه رسانه های اجتماعی هم به این موضوعات نهایتا تاثیر خودش را در واکنش افکار عمومی و مدیران سیاسی و غیر سیاسی خواهد گذاشت .

چه عواملی درایران باعث شده که رسانه ها نتوانند درارتقای فرهنگ حفظ محیط زیست موفق باشند؟

علاوه بر دلایلی که در سوال سوم مطرح شد می توان به نکات زیر هم اشاره کرد :

نگاه اشتباه به رسانه مبنی بر اینکه رسانه ها ابزاری برای مدیران دولتی برای فرهنگ سازی در حوزه محیط زیست است.

ماهیت استفاده از رسانه های سنتی که عموما از بالا به پایین ، یکسویه و اقتدارآمیز است .

پایین بودن درجه اهمیت مسائل زیست محیطی در مقایسه با مسائل سیاسی ، اقتصادی ، معیشتی و ...

کمبود رسانه ها و خبرنگاران متخصص حوزه زیست محیطی در کشور که باعث کاهش تهیه گزارش های عمیق ، تحلیلی و آماری محیط زیستی می شود .

کنترل رسانه ها و وجود آزادی های نسبی در این حوزه

پیچیدگی مسائل زیست محیطی و اجتماعی در ایران و تعدد قوانین و مقررات و وجود ابهامات و خلاء های قانونی در این حوزه که در عمل اقدامات و پیگیری های رسانه ها را کم اثر می سازد .

کمبود نهاد های مدنی و مستقل مردمی در این حوزه

چرا بین اطلاع رسانی درباره فرهنگ حفظ محیط زیست درشبکه های اجتماعی ورسانه تفاوت وجود دارد؟

این تفاوت ناشی از ماهیت و کارکرد متفاوت رسانه هاست :

رسانه های جدید نظیر شبکه های اجتماعی کارکردی افقی ، دوسویه و برابر دارند و می توانند رویدادها و اخبار زیست محیطی را تو.سط کاربران خود پوشش دهند . این خصوصیت باعث اتفاق بی نظیری در پوشش اخبار زیست محیطی شده است یعنی افزایش حساسیت مردمی و افکار عمومی و پوشش وسیع اخبار محیط زیست در جامعه.

این خصوصیت جمع زدایی و تمرکز زدایی در رسانه های جدید منجر به عدم کنترل بر رسانه ها یعنی اقتدار زدایی شده است که این موضوع به معنی پاسخگوتر کردن مسئولان نسبت به اقدامات و تصمیمات خود در حوزه محیط زیست می شود .

رسانه های جدید همچنین ظرفیت بالایی برای نگهداری و انتقال متن ، فیلم و عکس از رویدادهای زیست محیطی دارند و سرعت انتقال و پخش بالای مطالب باعث افزایش تاثیرگزاری شده است .

در مقابل کارکرد رسانه ای سنتی نظیر مطبوعات عموما به سمت تحلیل و تهیه گزارش های تحقیقی و میدانی سوق پیدا کرده است که در حوزه محیط زیست هم مصداق دارد .

یکی دیگر از مهمترین تفاوت کارکردهای رسانه ها در حوزه محیط زیست مرتبط با وضعیت تعاملی بودن انهاست . مسلما شبکه های اجتماعی و رسانه هایی نظیر توئیتر و اینستاگرام بواسطه دوسویه و تعاملی بودن می توانند زمینه هم افزایی عمومی و اشتراک گذاری نظرات را فراهم کنند که برای رسانه هایی نظیر صدا و سیما مصداق ندارد . جریان خبر از یک سویه بودن در صدا و سیما به وضعیت دوسویه و تعاملی در رسانه های جدید تغییر می باید و همین موضوع میزان تاثیر گزاری و شکل اطلاع رسانی را تغییر داده است .