یکی از مهم ترین شاخه های روان شناسی وآموزش وپرورش،
اختلالات یادگیری است.
اختلالات یادگیری یک قلمرو نسبتجدیدی است لکن رشد مفهوم آن ظاهرا سریع بوده به طوریکه از طریق آمیختگی پیشه های متعدد به صورت یک پیشهگسترده میان رشته ای جلوه گر شده است .دانش آموزان مبتلا به اختلال های یادگیری علاوه بر مشکلات تحصیلی دارایمشکلات هیجانی- اجتماعی نیز هستند.این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده ونتایج نشان داده استکه اختلال یادگیری یکی از مهمترین مقوله های آموزش وپرورش می باشد که امروز باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد چرا کهبسیاری از
دانش آموزان از رهگذر این مسئله آسیب های زیادی می بینند، تشخیص به موقع وتلاش برای رفع آن باید از هماندوران قبل از دبستان صورت بگیرد. هرساله
دانش آموزان زیادی به جهت
اختلالات یادگیری بخصوص عدم کسب مهارتدرست نویسی نظام آموزش وپرورش را ترک می نمایند. چنانچه معلمان ومربیان به موقع ودقیق مشکلات
دانش آموزان راتشخیص دهد می تواند راه حل مناسب ومنطقی برای حل مشکل انتخاب ودر جهت بهبود وضیعت
دانش آموزان اقدام کندونتایجنشان داده است که اختلال های یادگیری باعث ایجاد مشکلات هیجانی ومشکل در تعاملات اجتماعی
دانش آموزان می شودوبه دلیل عملکرد ضعیف نسبت به هم دوستان خود دچار سرخوردگی شده و به همین دلیل ازعزت نفس پایینی برخوردار هستندو همچنین دچار ضعف در هماهنگی حرکتی چشم،اشکال در ثبات شکل واشکال در جهت یابی،کنترل ذهنی ضعیف واطلاعاتشخصی وعمومی ضعیف می باشند.