تسلط
مولوی به علوم مختلف زمانه خود باعث شده است که وی از همه این علوم در انتقال معانی و مفاهیم ذهنی خود سود جوید. علی رغم بی توجهی آگاهانه
مولوی به کاربرد علوم دنیوی، نجوم، فلسفه، فقه، طب، اجتماعیات و علوم مختلف زمانه خود در آثار
مولوی نمود برجسته ای دارد. یکی از این مسائل، توجه به محیط پیرامون و
زمین و آسمان است که به گستردگی در
کلیات شمس استفاده شده است. در این مقاله تلاش بر آن است که نمود باورها و اشارات اساطیری درباره
زمین در
کلیات شمس بررسی و تبیین شود. برای این کار این کتاب به شکل کامل مطالعه شد و همه شواهدی که در این موضوع بود، استخراج شد. بسامد بالای اشارات اساطیری در کلیات شمس، ضرورت مطالعه این اثر از دیدگاه اشارات و باورهای اساطیری را بیشتر نمایان می کند. همچنین با طبقه بندی اشارات به کار رفته در کتاب، مشخص شد که بیشتر اشارات اساطیری که درباره
زمین در ادب فارسی وجود دارد، در آن استفاده شده است. این کاربردها بیشتر در بافت عرفانی به کار رفته و ذکر این اشارات، به جز در موارد اندک، برای خبررسانی و آگاهی بخشی نیست، بلکه این اشارات خود ابزاری است برای تبیین مفاهیم عرفانی و انتقال معانی و مفاهیم ذهنی