حقوق بین الملل به شکل امروزین آن به مانند حقوق داخلی از آغاز مدون نبوده بلکه به تدریج مسیر تحول و تکامل را طی می کند ضمن آنکه هنوز هم مهم ترین معیار قاعده سازی رضایت صریح و ضمنی دولت هاست و اگر سازمان های بین المللی در سال های اخیر با صدور قطعنامه یا اعلامیه یا پروتکل اظهار وجود می کنند آن هم به دلیل صلاحیتی است که خود دولتها به آنها ارزانی داشته اند با این حال همانطور که فلاسفه مشهور
حقوق بین الملل اعلام کرده اند این علم و رشته از حقوق تحت تاثیر دو مکتب حقوق طبیعی و فطری و حقوق وضعی و ارادی به قاعده سازی می پردازد با این حال هنوز هم ارزش هایی وجود دارد که مهم تر از اعلام اراده دولت هاست که از آنها با نام قواعد آمره و تعهدات عام الشمول جامعه بین المللی در کلیت خود یاد می شود در عین حال وجود این شکل قواعد
الزام آور چیزی از اعتبار معاهدات، عرف بین المللی، اصول کلی حقوقی، دکترین علمای حقوق، رویه قضایی محاکم بین المللی و اصل انصاف و صلاح و صوابدید نمی کاهد فلذا به نظر می رسد که
قاعده آمره در وضعیتی مافوق اراده دولت ها قرار گرفته و چون بقا و دوام جوامع بشری به آنها متکی است با توافق طرفین نمی توان از اجرای آن خودداری کرد که می توان آنها را جزو ارزش های مشترک همه ملل متمدن دنیا یاد کرد. هدف از نگارش این تحقیق آشنایی با اوصاف و ماهیت قواعد آمره در
حقوق بین الملل بوده و تلاش داریم قلمرو اجرا و حاکمیت این قاعده را در روابط بین الملل مشخص کنیم روش تحقیق توصیفی ترویجی بوده و یافته های تحقیق ثابت می کند که امکان توافق برای محدود کردن اجرای قواعد آمره وجود ندارد زیرا حکایت از یک نفع مستمرو نهفته دارد که شاید تابعان اصیل
حقوق بین الملل هنوز به آن پی نبرده اند و به مصلحت آنهاست که مطیع
قاعده آمره حقوق بین الملل انسانی باشند