جستاری در چگونگی انتصاب مدیران در موسسات آموزش عالی؛ تبیین سندروم نزدیک بینی abstract
این پژوهش که با رویکرد توصیفی و تا حدی تجویزی تدوین گردیده، به دنبال پاسخ به این سوال اساسی است که نحوه انتخاب وانتصاب مدیران ستادی و غیر ستادی در دانشگاه ها در دنیای عمل، تابع چه فرآیندی بوده و مخصوصا اینکه مدیران عالی در اینموسسات چگونه به گزینه های مورد نظر جهت تصدی پست های مدیریتی میرسند؟ بر اساس تجزیه وتحلیل رشته تحصیلی متصدیانپست های مدیریتی ۳۹ دانشگاه جامع کشور تا حدودی قرابت رشته ای میان روسای دانشگاه ها و مدیران زیرمجموعه رئیس دانشگاهبه چشم می خورد اما این یافته ها صرفا بیانگر نزدیکی رشته های تحصیلی بوده و سایر عوامل نامشهود و مهمی که باعث می شودروسای دانشگاه ها بر اساس آن به چیدمان گروه مدیران خود بپردازند را نشان نمی دهد. به عبارتی عوامل متعددی در انتخاب مدیرانزیرمجموعه رئیس دانشگاه دخیل می باشند که فرآیند انتصابات در نهادهای علمی را تا حدودی به سوی غیرعلمی بودن سوق میدهد.پیش فرض انجام این تحقیق که درکنار تحلیل آمار واقعی خصوصیات تحصیلی مدیران دانشگاه ها، تجارب تعدادی از روسا و معاونیندانشگاه های مختلف را نیز مورداستفاده قرار داده، این بوده است که رویکرد غالب دررسیدن به گزینه های مدیریت، شناخت شخصیمفهوم سازی گردیده است.