در کسب کار امروزی معیار ارائه خدمات وفروش محصول نیاز های مشتریان مورد نظر است. همه ما شعار همیشه حق با مشتری است را شنیده ایم .هدف ما در این مقاله مرور واقعیت این شعار با در نظر گرفتن محدودیت های منابعی،ساختاری وقانونی است.در این مقاله مروری ،ما درخواست ها وانتطارات مشتریان را در چارچوب قوانین ومحدودیت های
سازمان بیان می نماییم وشعار همیشه حق با مشتری است رانه فقط از نگاه مدیران ،بلکه از نگاه کارکنان وفروشندگان وافرادی که در واحد های عملیاتی وصف بطور مستقیم با مشتری روبرو می شوند واز نگاه های کلیشه ای وسنتی که محدودیتها وپیچیدگی های واحدهای سازمانی را در نظر نمی گیرند ودرست در متن رویداد به اصل موضوع می پردازندباز بینی می نماییم ونقش آموزش به مشتری وتصمیم سازی درست در نهادینه کردن
مشتری مداری را بیان می کنیم ومشتری مداری در بستر قانونی را اصل واقعیت وحقیقت موضوع می شماریم وتصمیمات خلاف واقع افراد تصمیم گیر وقانون گذار را که واقعیت را در نظر نمی گیرند ،از زاویه ای دیگر ،موضوع را مرور می کنیم تا
قانون گذارانی که مردم عامه جامعه را برای
سازمان های دولتی ومشتریان را برای
سازمان های اقتصادی ومالی وکسب کار در قالب مشتری توصیف می کنند ،در تصمیم سازی درست تر وساده ،کمک وهمراهی نماییم. وبه این واقعیت می رسیم که در چارچوب
قانون وبا در نطر گرفتن
محدودیت ها ،حق با مشتری است.