ارائه چارچوب مفهومی بکارگیری رسانه اجتماعی در نوآوری مدل کسب وکار

Publish Year: 1401
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 177

This Paper With 9 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

CSIEM03_211

تاریخ نمایه سازی: 14 آذر 1401

Abstract:

نوآوری نیروی محرکه یک کسب وکار می باشد و چندین شکل ، ازجمله نوآوری محصولات، نوآوری مدلهای کسب وکار و نوآوری در شیوه های انجاموظایف مثل بازاریابی و امور مالی را در برمی گیرد. نوآوری مدل کسب وکار در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از محققان و مدیران قرار گرفته است . در محیط های رقابتی امروزه، رقابت بر سر نوآوری های مدل کسب وکار می باشد و فناوری های تحول آفرین نقش بسزایی در ایجاد نوآوری های دیجیتال دارند. به همین منظور شناسایی نوآوری های مبتنی بر فناوری در مدل کسب وکار جز دغدغه اصلی مدیران کسب وکار می باشد. یکی از حوزه های اصلی فناوری های تحول آفرین رسانه های اجتماعی می باشند که محققان بسیاری بر نقش آنها در توسعه نوآوری تاکید داشته اند. علیرغم رشد روزافزون بکارگیری رسانه های اجتماعی در بین کاربران و کسب و کارها، هنوز مطالعه ای به شناسایی نقش رسانه های اجتماعی بر نوآوری مدل کسب و کار نپرداخته است . لذا هدف اصلی پژوهش ، طراحی چارچوب مفهومی بکارگیری رسانه اجتماعی در نوآوری مدل کسب و کار می باشد . برای دستیابی به هدف پژوهش از رویکرد کیفی بهره گرفته شده است . در مرحله اول با مرور ادبیات حوزه پژوهش به بررسی وضعیت مطالعات در این حوزه پرداخته شده است و مصادیق نوآوری های مبتنی بر رسانه های اجتماعی شناسایی شده است . سپس با استفاده از گروه کانونی متشکل از ۵ خبره به اغنای کاربردها و مصادیق نوآوری و نیز دسته بندی آن ها پرداخته شده است . یافته های پژوهش نشان می دهد که تحقیقات نوآوری های مبتنی بر رسانه های اجتماعی در مدل کسب و کار روند تحقیقاتی جدیدی می باشد و نیاز برای مطالعات بیشتر در این حوزه وجود دارد. از سوی دیگر، چارچوب پیشنهادی بکارگیری رسانه اجتماعی در نوآوری مدل کسب و کار نشان دهنده نقش چنین فناوری هایی در ابعاد نه گانه بوم کسب وکار می باشد. چارچوب پیشنهادی پژوهش می تواند به مدیران در درک پتانسیل های رسانه های اجتماعی در نوآوری های مدل کسب وکار یاری رساند.

Authors

مونا جامی پور

دانشیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی و هنر، دانشگاه حضرت معصومه(س)قم، ایران