بررسی نقش هنر درمانی گروهی بیانگر بر افزایش مولفه های رفتاری و هیجانی خودپنداره ی کودکان مراکز شبه خانواده abstract
محرومیت از کانون خانواده و زندگی در محیط های مراقبتی گروهی نظیر مراکز شبه خانواده، کودکان بی سرپرست و بدسرپرست را با شرایط هیجانی و رفتاری ویژه ای مواجه می سازد. از این میان توجه به خودپنداره که یکی از مهمترین مسائل روانشناختی پیش روی کودک است به عنوان یکی از نخستین اولویت ها مطرح می شود که مستلزم ارائه برنامه های مداخله ای ویژه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش هنر درمانی بر افزایش خودپنداره ی این دسته از کودکان می باشد. روش: طرح این پژوهش از نوع شبه آزمایشی به صورت پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه این پژوهش ۲۴ نفر از کودکان مقیم در مراکز شبه خانواده در سطح شهر مشهد بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. آزمودنی ها به شیوه ی تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش ۱۰ جلسه ی ۹۰ دقیقه ای مداخله ی هنر درمانی گروهی را دریافت کرد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد.هر دو گروه در دو مرحله ی زمانی پیش آزمون و پس آزمون مورد سنجش قرار گرفتند. ابزار سنجش در این پژوهش مقیاس خودپنداره آهلووالیا بود. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که آزمودنی های گروه آزمایش پس از مداخله از لحاظ سازگاری رفتاری، ظاهر جسمانی، اضطراب، شادمانی و رضایتمندی به طور معنادار بر گروه کنترل برتری داشتند، اما تفاوت نمره ی محبوبیت بین دو گروه معنادار نبود. نتایج: با توجه به یافته های پژوهش، هنردرمانی گروهی در افزایش خودپنداره کودکان مقیم مراکز شبه خانواده موثر است.