فلسفه
آموزش و پرورش که به
فلسفه تعلیم و تربیت نیز در ایران شهرت دارد؛ به بررسی ماهیت و اهداف آموزش و ابزارهای آن می پردازد و در ارتباط با «نظریه آموزش» است.
نظریه آموزش نوعی
نظریه عملی بوده که سعی در فراهم آوردن رهنمود و روشن کردن تمامی جنبه های گوناگون آموزش (اعم از جنبه های تعلیمی، اخلاقی و سیاسی مربوطه) و همچنین
ساختار اجتماعی وابسته با آن است.
فلسفه آموزش از نیمه دوم قرن بیستم میلادی به بعد به صورت یک شاخه مشخص از
فلسفه شناخته شده و مورد بررسی قرار گرفت.فلسفه به عنوان ابزاری بنیادین می تواند ما را در کنجکاوی در محتوای پاسخها ،سبک و سنگین کردن اندیشه ها و شیوه های
اندیشیدن و نیز اشتیاق و علاقه برای گزینش بهترین آنها ما را وارد می کند که به
فلسفه روی بیاوریم . به قول ویلیام همین وقتی در دنیای
فلسفه قدم می گذراید اجبارا در ارتباط با عالمی هستند که بکلی از انچه در کوچه و خیابان پشت سر گذارده اید تفاوت دارد. دنیای
فلسفه -- دنیایی است پاک و منزه که همه چیز در ان روشن است و درست در جای خودر قرار دارد. از درهم ریختگی خبری نیست . یعنی فیلسوف از همان واقعیت های درهم و برهم دنیائی روشن و منظم برایتان ترسیم می کند . در این دنیا اثری از تناقضات نیست و آئین خرد ومبانی اندیشمندی خطوط اصلی آن را ترسیم می کنند.