یادگیری خودگردان نیازمند خواستن و مهارت است. به همین دلیل آموزش باید به یادگیرندگان کمک کند تا از تفکر خودشان آگاه باشند، دارای مهارت های راهبردی باشند و انگیزششان را به سمت اهداف ارزشمند هدایت نمایند. هدف از انجام این تحقیق بررسی نقش
انگیزش در
خودگردانی یادگیری در دانش آموزان بود. این مطالعه به روش کتابخانه ای و از نوع طرح های مروری است؛ که در تیترهای فرعی به بررسی نقش
انگیزش در
خودگردانی یادگیری در دانش آموزان در جامعه آماری دانش آموزان می پردازد. در نتیجه می توان این گونه بیان کرد که اهدف شخصی توسط باورهای
خودگردانی تعیین میشوند. باورهای
خودگردانی در انتخاب درجهی چالش و تعهد به اهداف شخصی تاثیر دارند. باورهای
خودگردانی پیشرفته منجر به تنظیم اهداف چالش برانگیزتر شده؛ و باورهای
خودگردانی تقلیل یافته، منجر به تعیین هدف معمولی تر و مدل انگیزشی واقعی تر و قابل دسترس تر میشود. باورهای
خودگردانی روی الگوهای تفکر اشخاص و واکنشهای عاطفی تاثیر میگذارد. در نتیجه این تاثیرات باورهای
خودگردانی تعیین کنندهها و پیش بینی کنندههای قوی در سطح عملکرد هستند.