هوش و دلبستگی: تحلیلی بر خود تنظیم گری عاطفی/رفتاری کودکان تیزهوش، عقب مانده ی ذهنی و عادی

Publish Year: 1388
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: Persian
View: 40

This Paper With 29 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PSYCH-4-13_004

تاریخ نمایه سازی: 14 اسفند 1402

Abstract:

مطالعه­ی حاضربه بررسی نقش هوش بر خودنظم­بخشی عاطفی و رفتاری کودکان می­پردازد. برای این منظور رابطه­ی هوش با ایمنی دلبستگی، سبک­های دلبستگی (ایمن، دوسوگرا، اجتنابی، آشفته، سرگشته) و مشکلات رفتاری کودکان عقب­مانده­ی ذهنی خفیف (۷۰-۵۰=IQ)، تیزهوش (۱۴۰-۱۲۵=IQ) و عادی (۱۱۰-۹۵=IQ) بررسی گردید. هم­چنین رابطه­ی بین نوع و سبک­های دلبستگی با مشکلات رفتاری در سه گروه فوق­الذکر کودکان بررسی گردید. آزمودنی­های این پژوهش شامل ۹۱ کودک عقب­مانده­ی ذهنی خفیف، تیز هوش و عادی شش و هفت ساله (از هر دو جنس) شهر تبریز بودند. ابزارهای این پژوهش شامل آزمون­های اضطراب جدایی، مقیاس مشکلات رفتاری آخن باخ ، آزمون هوشی ریون پیشرونده و پرسشنامه محقق ساخته جمعیت­شناختی بود. برای تحلیل آماری از تحلیل واریانس یک متغیری و آزمون LSD، آزمون t و آزمون خی دو استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که کودکان عقب­مانده­ی ذهنی فقط در زیرمقیاس خود اتکائی آزمون اضطراب جدایی از دو گروه دیگر پایین­تر بوده و تفاوت معنی­داری با آنها دارند. یافته­ی مهم دیگر آشکار ساخت که کودکان عقب­مانده­ی ذهنی بیش از کودکان عادی و تیزهوش در معرض خطر ناایمنی دلبستگی قرار دارند. بین توزیع پراکندگی کودکان عقب­مانده­ی ذهنی در چهار سبک دلبستگی در مقایسه با توزیع پراکندگی کودکان عادی تفاوت معنی­دار بود. در حالی­که این تفاوت در بین کودکان عادی و تیزهوش مشاهده نشد. هم­چنین یافته دیگر نشان داد که کودکان عقب­مانده­ی ذهنی بیش از کودکان عادی و تیزهوش در معرض خطر مشکلات رفتاری هستند. بالاترین میزان مشکلات رفتاری در دو سبک اجتنابی و دوسوگرا و در دو گروه عادی و تیزهوش مشاهده شد. در حالی­که بین سبک­های چهارگانه­ی دلبستگی کودکان عقب­مانده از لحاظ مشکلات رفتاری تفاوت معنی­دار وجود نداشت.

Keywords:

هوش , خود تنظیم گری عاطفی/ رفتاری , کودکان تیزهوش , عقب مانده ی ذهنی , سبک های دلبستگی , مشکلات رفتاری

Authors

زینب خانجانی

گروه روانشناسی دانشگاه تبریز