برای درک مفهوم شرطی شدن فعال لازم است به تمایزی که بی.اف. اسکینر بین رفتار حاصل از شرطی شدن کلاسیک و رفتار حاصل از شرطی شدن فعال قائل است توجه کنیم. به نظر اسکینر، شرطی شدن کلاسیک پاسخی است که موجود زنده در برابر یک محرک - مثلا ترشح بزاق در پاسخ به غذایی که در دهان سگ گذاشته می شود از خود بروز می دهد، در حالی که رفتار حاصل از شرطی شدن فعال به وسیله پیامدهای آن کنترل می شود. این رفتار، نخست خود به خود روی می دهد؛ یعنی ظاهرا خودانگیخته است تا اینکه پاسخی به یک محرک خاص باشد؛ مثلا سگی که در حیاط خانه رها شده، ممکن است به این و آن سو برود، بو بکشد یا با توپی مشغول بازی شود. بعد از اینکه رفتار موردنظر رخ داد، آن رفتار به وسیله محرک خاصی تقویت می شود. بنابراین، یادگیری از طریق شرطی شدن کلاسیک، نوعا پاسخ معمولی در برابر محرک غیر شرطی است، مانند ترشح بزاق سگ در برابر غذا، اما اگر بخواهیم رفتاری مانند بازی کردن با توپ یا رفتاری دیگر را به سگ بیاموزیم، دیگر شرطی شدن کلاسیک کارساز نیست. در این مورد، باید کاری کرد که سگ رفتار موردنظر را نشان بدهد و آنگاه با غذا یا هر پاداش دیگری، رفتار او را تقویت کنیم تا رفتار موردنظر تثبیت شود.