هدف: مطالعه حاضر به تحلیل چگونگی درهم تنیدگی روابط بین تاثیرگذاران رسانه های اجتماعی، برندها و افراد در رسانه های اجتماعی و بررسی اثرات جانبی احساس خیانت می پردازد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع پژوهش های کابردی است و از لحاظ گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع تحقیقات پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر انجمن علمی تجارت الکترونیکی ایران بود (جامعه ۶۰۰ نفره) که نمونه ۲۳۴ نفره از میان آنها برای تحلیل انتخاب گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از تحلیل معادلات ساختاری بهره گرفته شد. نتایج و یافته ها: نتایج نشان می دهد که خیانت درک شده توسط یک برند، می تواند تاثیر منفی بر جذابیت درک شده از اینفلوئنسر رسانه اجتماعی داشته باشد که برند را تایید کرده است و همچنین روابط یک طرف های که دنبال کنندگان با اینفلوئنسر دارند. در واقع، خیانت درک شده توسط اینفلوئنسر رسانه اجتماعی می تواند تاثیر منفی بر نگرش، اعتماد و نیات خرید نسبت به یک برند بگذارد که اینفلوئنسر تایید کرده است. تحقیق کنونی به درک تخطی های برند و اینفلوئنسر کمک می کند و بر این واقعیت تاکید دارد که اینفلوئنسرها و برندها باید حس مسئولیت، همکاری و تعامل داشته باشند. همچنین مفهوم جذابیت اینفلوئنسر را معرفی می کند که در اینجا به صورت عامل موفقیت مطلوب برای
تاثیرگذاران رسانه اجتماعی درک می شود که تا حدودی مطلوبیت و تاثیر آنها را توضیح می دهد و ویژگی است که می تواند از طریق خیانت های برند و اینفلوئنسر به خطر بیافتند.