هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش رویکردهای جدید برنامه درسی در آموزش ضمن خدمت می باشد سازمانها و نهادهای مختلف یک جامعه بر اساس اهداف خاصی تشکیل می شوند و بر اساس این اهداف، وظایف و عملکردهای معینی را در جامعه انجام می دهند و نیازهای متعددی را برآورده می سازند. در گذشته به علت عدم پیچیدگی جامعه و نیز محدود بودن نیازها، نوآوری ها و… کارکردهای سازمانها معمولا ساده بود و هر کسی می توانست با صرف زمانی محدود خود را برای تصدی شغلی آماده کند . در دنیای امروز به علت گسترش علوم و فنون و متنوع شدن رشته های علمی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی اجتماعی فنی احراز آمادگی برای تصدی یک شغل به آسانی گذشته نیست . علاوه بر این حتی اگر فردی برای شغلی آمادگی داشته باشد، پیشرفت روزافزون و لحظه به لحظه علوم و فنون، هر روز دانش و مهارتهای فرد را کهنه و ناقص می سازد. اما به نظر می رسد که وجه اشتراک در این تعاریف حداقل از یک نقطه نظر وجود داشته باشد که هدف اصلی آموزش ارتقاء دانش، اطلاعات و مهارتهای افراد است . رویکرد موضوعی و موازی رویکردهای به
طراحی برنامه درسی هستند و روشهای
طراحی برنامه درسی شامل: رویکرد موضوعی, روش موازی, روش میان رشته ای, روش چند رشته ای, روش فرا رشته ای می باشد که با بررسی این رویکردها و روشها به این نتیجه رسیدیم که هیچ کدام از رویکردها و روشها برتری خاصی بر دیگری ندارند بلکه این شرایط است که تعیین می کند.