هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان
یادگیری دانش آموزان واجد اختلال
یادگیری / عادی دارای
مادران شاغل و مادران غیر شاغل و روش مطالعه علی- مقایسهای است. با این فرض ها که: میزان
یادگیری دانش آموزان دارای
مادران شاغل از میزان
یادگیری دانش آموزان دارای مادران غیر شاغل که واجد اختلال
یادگیری هستند ضعیف تر و میزان
یادگیری دانش آموزان عادی دارای مادران غیر شاغل از میزان
یادگیری دانش آموزان عادی دارای
مادران شاغل بیشتر است. بنابراین در این تحقیق با این سوالات مواجه هستیم: آیا میزان
یادگیری دانش آموزان دارای
مادران شاغل از میزان
یادگیری دانش آموزان دارای مادران غیر شاغل که واجد اختلال
یادگیری هستند، ضعیف تر است؟ و آیا میزان
یادگیری دانش آموزان عادی دارای مادران غیر شاغل از میزان
یادگیری دانش آموزان عادی دارای
مادران شاغل بیشتر است؟ جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان واجد اختلال
یادگیری / عادی دارای
مادران شاغل و غیر شاغل ناحیه ۲ آموزش و پرورش شهر قم تشکیل دادند که در نیمه اول سال ۱۴۰۲ با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به تعداد ۲۰۰ نفر انتخاب شدند که از این میان ۵۰
دانش آموز عادی دارای
مادران شاغل و ۵۰
دانش آموز عادی دارای مادران غیر شاغل در سنین ۱۳ تا ۱۸ سال و ۵۰
دانش آموز که از طریق آزمون پرسشنامه اختلال
یادگیری دارای اختلال
یادگیری تشخیص داده شدند و دارای مادر شاغل بودند و ۵۰ نفر نیز
دانش آموز واجد اختلال
یادگیری که مادر غیر شاغل داشتند در سنین ۷ تا ۱۲ سال دختر و پسر تفکیک شدند. اطلاعات با استفاده از مصاحبه با معلمان این دانش آموزان درباره وضعیت
یادگیری آنها و آزمون اختلال
یادگیری به طریق جمعآوری گردید. سپس داده ها مورد تجزیه وتحلیل آماری و استنباطی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که میزان
یادگیری دانش آموزان واجد اختلال
یادگیری / عادی دارای
مادران شاغل و غیر شاغل متفاوت است. به این معنا که دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای اختلال
یادگیری هر دو در صورتی که
مادران شاغل داشتند، میزان
یادگیری کم تری داشتند و البته دانش آموزان عادی میزان
یادگیری بیشتری نسبت به میزان
یادگیری دانش آموزان دارای اختلال
یادگیری داشتند. بنابراین پیشنهاد می گردد
مادران شاغل از میزان کار خود به نفع تحصیل فرزندان خویش کم کنند.