از یک طرف علم مدیریت بسوی حکمروایی حرکت کرده که به تبع آن این موضوع در بنگاه های آموزشی نیز نفوذ کرده است. بعبارت دیگر امروزه حکمروایی در سیاست گذاری و توسعه ملی، محلی و سازمانی در بخش عمومی چه در حوزه آموزشی و
آموزش عالی مورد توجه محققان و کارگزاران قرار گرفته است. از طرف دیگر در دنیای پررقابت امروز چالش های دانشگاه ها و موسسات آموزشی بخصوص موسسات و دانشگاه های خصوصی روبه افزایش است و به نظر محققین یکی از راه حل ها توجه حکمروایی و اجرای آن با رویکرد و ساختار مناسب است.
آموزش عالی به عنوان نیروی محرکه توسعه پایدار و ماهیت در حال تحول دانش و وابستگی سایر بخشهای جامعه به آن مانند (اقتصاد، فناوری و ...) تحول در نهاد
آموزش عالی بسیار قابل توجه بوده است. در بسیاری از کشورها تغییر حاکمیت
آموزش عالی به یکی از اولویت های اصلی در بازسازی سیستم های
آموزش عالی تبدیل شده است. از این رو محققان مختلفی به بررسی حکمروایی در دانشگاه ها و موسسات
آموزش عالی پرداخته اند.
حکمرانی آموزش عالی اشاره به تخصیص قانونی قدرت در بین ساختارهای متنوع تصمیم گیری های دانشگاه و ساختارهای متنوع اجرایی و اداره کردن دانشگاه دارد. هدف
حکمرانی آموزش عالی مرتبط کردن منافع عمومی مشترک و درک و فهم اهداف آن هاست و مشخص کردن مرزهای اقتدار در نظریه و عمل است.بنابراین از آنجا که این مطالعات بصورت گسسته انجام شده است نیاز است که مطالعات در حوزه حکمروایی در دانشگاه ها بصورت جامع مورد بررسی قرار گیرد تا ضمن ترسیم روند و نگاشت دانش مطالعات، دیدگاه مناسب و جامعی از تلاش محققین در این حوزه های دانشی ارائه نموده و سبب آگاهی بیشتر پژوهشگران از وضعیت پژوهش های انجام شده و نیز کشف شکاف های موضوعی تحقیقات علمی شود.