پژوهش حاضر، حکایتهای
مرزباننامه را با توجه به عنصر شخصیتپردازی در متون روایی، مطابق آرا روایتشناسان بررسی میکند. هدف این پژوهش آن است تا نشان دهد در شخصیتپردازی متون روایی از چه عناصر و ابزارهایی استفاده میشود؟ آیا میتوان شیوههای شخصیتپردازی
وراوینی را با آرا روایتشناسان معاصر مطابقت داد؟ در پیکره اصلی مقاله، به چیستی
شخصیت و شخصیتپردازی، اهمیت آن در متون داستانی اشاره میشود. در ادامه، شیوههای مختلف شخصیتپردازی با تکیهبر حکایتهای
مرزباننامه مورد بررسی قرار میگیرد. نویسندگان پس از بررسی شیوهها و عناصر شخصیتپردازی در حکایتهای مرزباننامه، به این نتیجه میرسند که
وراوینی از هر دو شیوه توصیف مستقیم و غیرمستقیم در شخصیتپردازی بهره بردهاست. اما، بسامد توصیف مستقیم بیشتر است. در توصیف غیرمستقیم به "کردار و گفتار" شخصیتها، "محیط" و "ویژگی ظاهری" آنها توجه دارد و در توصیف مستقیم به "نامگذاری اشخاص" خصوصا ویژگیهای معنایی آنها، "عنوان داستانها" و عنصر "مقایسه" امعان نظر دارد و از این طریق شخصیتهای حکایتهایش را معرفی میکند. ما در این مقاله ابتدا ضمن معرفی مختصر مرزبان نامه، تعریفی از تمثیل، تاریخچه داستان، شخصیتهای تمثیلی و سپس بهعنوان نمونه داستانهایی از
مرزباننامه را ذکر و شرحی مختصر در مورد شخصیتهای تمثیلی آن ارائه میکنیم.