بررسی رابطه ی سیستم های مغزی رفتاری با افسردگی : نقش واسطه ای تحمل ابهام abstract
هدف از پژوهش حاضر رابطه ی سیستم های مغزی رفتاری با
افسردگی : نقش واسطه ای
تحمل ابهام بود. طرح پژوهش نیز همبستگی و از نوع معادلات ساختاری است. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه افراد مبتلا به
افسردگی (با تشخیص روانپزشک وروانشناس) بودند که دردوره ی زمانی زمستان ۱۴۰۲ تا بهار ۱۴۰۳ جهت درمان به کلینیکهای تخصصی روانپزشکی وروانشناسی سطح شهر یزد مراجعه کرده بودند. بدین منظور ۲۰۰ نفر از این افراد با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. این افراد پس از مصاحبه های تشخیصی با روانپزشک و یا روانشناس و پس از دریافت تشخیص ابتلا به
افسردگی در مطالعه شرکت داده شدند. این افراد به پرسشنامه های سیستمهای بازداری/فعالساز رفتاری کارور و وایت (BAS/BIS) (کارور و وایت، ۱۹۹۴)، پرسشنامه
تحمل ابهام مک لین (۱۹۹۳) و پرسشنامه
افسردگی بک (۱۹۶۱)که به صورت لینک اینترنتی تهیه شده بود پاسخ دادند. جهت تحلیل داده های جمع آوری شده از روشهای آمار توصیفی (محاسبه میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (روش مدل یابی معادلات ساختاری) استفاده شد. شاخص های برازش مدل حاکی از آن است که مدل نهایی، برازش نسبتا مطلوبی با داده ها دارد. بنابراین، پاسخ سوال اصلی پژوهش مثبت بوده و می توان بیان داشت که سیستم مغزی رفتاری به واسطه ناتوانی در
تحمل ابهام می تواند تغییرات
افسردگی را در قالب روابط ساختاری تبیین کند. به طور مشخص اثر مستقیم و معنی دار سیستم مغزی رفتاری بر عدم
تحمل ابهام و
افسردگی به ترتیب برابر با ۲۸۸/۰ و ۴۱۹/۰ است. مسیر غیر مستقیم، سیستم مغزی رفتاری از طریق
تحمل ابهام بر
افسردگی با توجه به روش برآورد بوت استرپ مورد تایید واقع گردید. به طور مشخص اثر غیر مستقیم و معنی دار سیستم مغزی رفتاری از طریق
تحمل ابهام بر
افسردگی برابر با ۳۱۷/ است. به این معنا که سیستم مغزی رفتاری از طریق
تحمل ابهام ۳۱ صدم بر
افسردگی اثر دارند.