تغییرات سریع در دنیای امروز، سازمانها را با چالشهای مختلفی روبرو کرده است؛ اما در این میان سازمانهایی موفق هستند که به کمک ابزارهای مدیریتی و فناوریهای نوین، از فرصتهای ایجادشده به نفع خود استفاده کنند.
مدیریت دانش یکی از این ابزارهاست.
مدیریت دانش فرایند ایجاد ارزش از دارایی های نامرئی سازمان (سرمایه انسانی) است. بخش خصوصی اولین قدمها را در زمینه پیاده سازی
مدیریت دانش برداشته است اما دولت با یک قدم فاصله به دنبال بخش خصوصی در حرکت است. باتوجه به اهمیت
مدیریت دانش و کاربرد آن این تحقیق به شیوه کتابخانه ای با هدف ارائه راهکارهای توسعه
مدیریت دانش در دولت انجام شد. چارچوب
مدیریت دانش برای
بخش دولتی دو تفاوت عمده با چارچوب های ارائه شده برای بخش خصوصی دارد.
بخش دولتی به ذینفعان تعلق دارد؛ درحالی که بخش خصوصی متعلق و وابسته به شرکا و سهامداران است. رویکرد ذینفعان در
بخش دولتی مستلزم وجود بخش های گوناگون و متعدد در فرآیند است و از این رو، کار در مورد آن با مشکلات بیشتری مواجه است. در
بخش دولتی این ذینفعان می توانند شهروندان، حکومت های محلی و ایالتی، شرکت های خصوصی، کاربران و غیره باشند و زمانی که دولت اقدام به سیاست گذاری و تصمیم گیری و برنامه ریزی و ارائه خدمات می کند، مجبور به در نظر گرفتن منافع و نظرات و علایق تمامی ذینفعان است. در بخش خصوصی، شرکت ها در برابر سهامداران خود پاسخگو هستند، اما تنها چیزی که در این بخش اهمیت دارد این است که سرمایه گذاری انجام گرفته پربازده باشد.