مقاله "ارتباط بین استفاده از
روش های آموزشی فعال و مشارکتی با توانایی های شناختی دانش آموزان" به بررسی تاثیر
روش های آموزشی فعال و مشارکتی بر بهبود توانایی های شناختی
دانش آموزان پرداخته است. این پژوهش به منظور شناسایی اثربخشی این
روش های آموزشی در تقویت مهارت های شناختی نظیر تفکر انتقادی، حل مسئله و خلاقیت انجام شده است.این مطالعه به روش شبه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل
دانش آموزان دوره متوسطه اول در مدارس شهر تهران بود. نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای انجام شد و ۸۰ دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. این
دانش آموزان به طور تصادفی به دو گروه ۴۰ نفری تقسیم شدند: گروه آزمایش و گروه کنترل.گروه آزمایش در طول یک ترم تحصیلی تحت آموزش با استفاده از روش های
فعال و مشارکتی قرار گرفتند. این روش ها شامل یادگیری مبتنی بر مسئله، یادگیری مشارکتی، بحث های گروهی، پروژه های عملی و فعالیت های تعاملی بود. در مقابل، گروه کنترل به روش های سنتی و معمول آموزشی آموزش دیدند.برای سنجش توانایی های شناختی
دانش آموزان از پرسشنامه های استاندارد و معتبر استفاده شد. این پرسشنامه ها توانایی هایی نظیر تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت و قدرت تحلیل را مورد ارزیابی قرار دادند. این ارزیابی ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه انجام شد.نتایج تحلیل های آماری نشان داد که استفاده از
روش های آموزشی فعال و مشارکتی به طور معناداری توانایی های شناختی
دانش آموزان را بهبود بخشیده است.
دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل پیشرفت قابل توجهی در توانایی های تفکر انتقادی، حل مسئله و خلاقیت نشان دادند. به طور خاص، نتایج نشان داد که دانش آموزانی که تحت آموزش با روش های
فعال و مشارکتی بودند، توانایی بیشتری در تحلیل و ارزیابی اطلاعات، ابداع راه حل های نوآورانه و مشارکت موثر در فعالیت های گروهی داشتند. این نتایج اهمیت به کارگیری
روش های آموزشی فعال و مشارکتی در تقویت مهارت های شناختی
دانش آموزان را نشان می دهد.پژوهش همچنین به محدودیت هایی نظیر نمونه گیری از یک منطقه جغرافیایی خاص و مدت زمان محدود آموزش اشاره کرده است. بنابراین، پیشنهاد می شود که تحقیقات بیشتری با نمونه های بزرگتر و متنوع تر و بررسی تاثیرات بلندمدت این روش ها انجام شود.در نتیجه گیری، این پژوهش بر اهمیت استفاده از
روش های آموزشی فعال و مشارکتی در مدارس تاکید دارد و پیشنهاد می دهد که معلمان و مسئولان آموزشی با به کارگیری این روش ها به بهبود توانایی های شناختی
دانش آموزان کمک کنند. این یافته ها می تواند برای معلمان، مشاوران و سیاست گذاران آموزشی در جهت طراحی و اجرای برنامه های آموزشی موثر و کارآمد مورد استفاده قرار گیرد.پیشنهاد می شود که مدارس با اجرای برنامه های مشابه و توجه به نیازهای آموزشی و روانی دانش آموزان، به بهبود وضعیت تحصیلی و شناختی آن ها کمک کنند. این رویکرد می تواند به توسعه کلی توانایی های شناختی و موفقیت تحصیلی
دانش آموزان منجر شود.