بررسی جایگاه عشق از دیدگاه احمد غزالی (سلطان طریقت ) با رویکرد آموزههای عرفانی abstract
عرفان، نگرشی هنرمندانه به جهان هستی و عبادت عاشقانه ی خداوند به عنوان معشوق ازلی است . بر پایه سنت های الهی ،آبشخور این عشق ، جمال بی مثال الهی است زیراحسن و ملاحت عشق آفرین می باشد و عارف یا سالک طریقت ، می کوشد تا مقامات عرفانی را بپیماید و در اثر احوالی که در وی پدید می آید، پله پله به پیشگاه حضرت معشوق واصل گردد. یکی از عارفان نامدار قرن پنجم هجری ابوالفتوح
احمد غزالی است که با آفرینش کتاب سوانح العشاق، فصلی نوین در ادبیات فارسی و
عرفان اسلامی ابداع کرد و با نگاهی تازه به پدیده ی عشق ، موجب تحولی شگرف در طریقت گردید. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی ، جایگاه عشق را از دیدگاه سلطان طریقت ،
احمد غزالی مورد بررسی قرار داده و به این نتایج دست یافته است که : غزالی ، بر اثر تجربیات شهودی و سلوک معنوی ، تحت تاثیرغلبات عشق قرار گرفته و با ذوق عرفانی ، مسیر طریقت را پیموده است . کتاب سوانح العشاق، نخستین اثر مستقل در باب عشق است که با نثری شیوا و آمیخته به نظم دلگشا تالیف گردیده و عشق از نظر غزالی در این کتاب، نه عشق زمینی و نه حتی عشق آسمانی بلکه »عشق مطلق « یا حقیقت عشق است که در قوس نزولی ، همراه با روح، از مرتبه ی اطلاق، خارج شده سپس در قوس صعودی ، با گذار از دریاهای هفتگانه ، به اصل خود و حقیقت یگانگی یعنی آستان معشوق ازلی ابدی ، باز می گردد.