علم معانییکی از شاخه های علوم بلاغی است که درصدد است معرفی با ظرفیت های زبانی ، پیوندی ماندگار بین آثار ادبی و مخاطبان آن برقرار کند. با وجود این کهیکی از مهم ترین و اصلی ترین موضوعات دانش معانی ، کارکرد جملات و معانی ثانویه است ،آن اما به دلایل مختلف به گونه شایسته و لازم مورد واکاوی و استقبال قرار نگرفته است و این علم تا مدتها در کنار بیان و بدیع به طور کلی و غیراختصاصی به کار می رفته است ، بنابراین ، آنچه که به عنوان
معانی ثانوی در این علم به کار رفته است ، محدود بوده و لازم است که توجهی ویژه بدان شود. در این مقاله که به روش کتابخانه ای نوشته شده است ، به بررسی
معانی ثانوی حاصل از ذکر و حذف مسندالیه در انوع مختلف آن پرداخته ایم ، نتایج تحقیق نشان می دهد که نسبت حذف با ذکر نهاد در غزل حافظ تقریبا مساوی است . انسجام روایت و بسامد جملات مرکب و شبه جمله ها از علل حذف مسندالیه در
غزلیات حافظ هستندحضور. شاعر عاشق (با بسامد بالای ضمیر اول شخص ) ، حضور معشوق(با بیشتر بودن ضمیر غایب برای خطاب به وی) و غیرت عاشقانه (با بیشتر بودن ضمیر اول شخص جمع برای اشاره به عاشقان. در تعداد کمی از ابیات
غزلیات حافظ ازتکرار عین لفظ برای تاکیدکردن بر مسندالیه استفاده شده است . بدلهایی را که در غزلهای حافظ برای نهاد ذکر شدهاند، می توان به دو دسته تقسیم کرد: بدلهای مفرد و جمله بدلی . حافظ از جملات بدلی بیشتر از بدل مفرد استفاده کرده است .