امرزه مسائل زیست محیطی، مفهوم اجتماعی به خود گرفته و می توان گفت مشکلات زیست محیطی ریشه فرهنگی– اجتماعی دارند. . برای رسیدن به
توسعه پایدار یعنی توسعه ای موزون و با حفظ ارزش های زیست محیطی، باید به تحول
فرهنگ زیستی جوامع اندیشید تا مردم تشکیل دهنده جوامع، منش خود را با پایداری و پویایی طبیعت تطبیق دهند.
فرهنگ عامل اساسی و به معنای موتور محرکه
توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست است و بهبود محیط زیست زمانی حاصل خواهد شد که محیط طبیعی و فرهنگی با هم مرتبط باشند. تحقیق حا ضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای در پی کنکاش این موضوع می باشد که تحت چه شرایطی
فرهنگ در راستای حفظ محیط زیست ترغیب می گردد؟ و در پاسخ به این سوال به موضوع پذیرش مشارکت مردم از سوی حکومت تاکید می گردد. نظام حکومت های ملی، دیگر نمی تواند چارچوب سیاسی کارآمدی را برای مدیریت محیط زیست جهانی فراهم آورد. از طرفی مردم به تنهایی توانایی محافظت از محیط زیست خود را ندارند. بنابراین رویکرد مشارکت که مبتنی بر انگاره همکاری میان بازیگران دولتی، غیردولتی و نیز شهروندان در امر حفاظت از محیط زیست می تواند کارگشا باشد. بنابراین در راستای مدیریت
محیط زیست شهری به مشارکت شبکه ای از همکاری ها بین بخش عمومی(حکومت)، بخش خصوصی(بازار) و بخش داوطلبانه(جامعه مدنی) نیاز هست.