الگوی صحیح آموزشی در پایه ابتدایی به عنوان بنیادی ترین مرحله یادگیری کودکان، نقش حساسی در توسعه شناختی، اجتماعی و عاطفی آن ها ایفا می کند. این مرحله نه تنها برای انتقال دانش، بلکه برای پرورش مهارت های زندگی و ارتقاء انگیزه یادگیری حائز اهمیت است. در سال های اخیر، رویکردهای آموزشی کودک مدار، تاکید بر یادگیری تجربی و مشارکتی از مهم ترین محورهای تحقیقات در این زمینه بوده اند. این روش ها به کودکان این امکان را می دهند که به عنوان فعالان اصلی یادگیری در فرآیند آموزشی شرکت کنند و از طریق تجارب واقعی به یادگیری عمیق تری دست یابند. همچنین، همکاری موثر بین خانواده و مدرسه یکی از ارکان کلیدی برای تحقق این الگو به شمار می آید. با تعامل مستمر و مثبت والدین و معلمان، می توان به ارتقاء کیفیت آموزشی و حفظ انگیزه یادگیری کودکان کمک کرد. علاوه بر این، گنجاندن فناوری های نوین در فرآیند یادآوری و یادگیری می تواند مسیرهای جدیدی برای یادگیری و تعامل بین دانش آموزان فراهم آورد. بر اساس نتایج مطالعات، اجرای این الگوهای نوین آموزشی نه تنها به بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان منجر می شود، بلکه مهارت های اجتماعی و عاطفی آن ها را نیز تقویت می نماید. در نتیجه، توجه به این اصول و بهبود روش ها در طراحی الگوی آموزشی در پایه ابتدایی، می تواند به شکوفایی استعدادهای کودکان و ساختن آینده ای روشن تر برای نسل های آینده کمک کند.