به طور کلی
فراموشی سازمانی پدیدهای حیاتی و رایج در تمامی سازمانهاست ، اما به خوبی درک نشده و به تبع آن کار اقدام جدی هم برای مدیریت آن انجام نمی شود. فراموشکردن، مانندیادگیری ، ساده نیست . فراموشی ممکن است اتفاقی یا هدفمند، مضریا مفید باشد. اما در همه موارد می تواند به طور قابل توجهی بر
رقابت پذیری سازمان تاثیر بگذارد. مفهوم
فراموشی سازمانی اگرچه به سادگی قابل درک است ، اما چگونگی ساز و کار اجرای آن در سازمان به خوبی شناخته شده نیست . از آنجا که
فراموشی سازمانی می تواند بر
رقابت پذیری سازمان تاثیر بگذارد، سازمان نیاز به فرآیندهایی دارد تا اطمینان یابد دانشی که باید دور ریخته شود، فراموش می شود و دانشی که مفید بوده، فراموش نمی شود.
فراموشی سازمانی ، عدم توانایی سازمان دریادگیری نیست ؛ گاهی اوقات لازم است سازمان دانش موجود خود را به صورت آگاهانه کنار بگذارد وگاهی دانش به صورت غیرآگاهانه و با گذشت زمان از بین می رود.بسیار از پژوهش ها نشان می دهند که سازمانها برای فراموشی کاملا مستعد هستند؛ زیرا آنها نسبت به فراموشی بی توجه اند. در کارهایی که به طور متناوب انجام می شوند، دانش می تواند پس از مدتی فراموش شود. میزان این فراموشی به اثربخشی ابزار انتقال دانش و زمان توقف کار بستگی دارد.فراموشی سازمانی ، شکست سازمان در بهرهبرداری ازیادگیری هایی است که در گذشته اتفاق افتاده است . باید توجه داشت
فراموشی سازمانی ،
ناتوانی دریادگیری موضوعات سازمانی نیست ، بلکه فراموشی ، فرآیندی است که پس ازیادگیری اتفاق می افتد. این بدان مفهوم است که یک سازمان، ابتدا دانش رایاد گرفته و پس از آن، آگاهانه ویا ناآگاهانه آن را فراموش می کند.
فراموشی سازمانی ، پیامد مجموعه اقدامات درونسازمانی و برونسازمانی است که در آن،یک سازمان آگاهانه ویا ناآگاهانه بخشی از دانش موجود سازمان را از دست می دهد. این دانش دربرگیرنده مواردی همچون مهارتها، روشها، فرآیندها، تجربیات، مستندات و تکنیک های مورد استفاده در سازمان است